جزیره تنهایی

شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۹:۰


با آنکه «سیزِرا» شروع خوب و تاثیرگذاری دارد اما بعید از گذشت نیم ساعت رنگ می بازد و در ورطه تکرار می افتد. پیتر مِشاروس کارگردان مجارستانی در اولین کارش توانست توجه منتقدین را به خود جلب کند. او در حالیکه تنها یک دانشجوی سال دومی بود با فیلم کوتاه «پس از باران» برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره کن 2..2 شد. «مشاروس» جوان در اولین فیلم بلندش به نوعی دست به تکرار همان فیلم کوتاه اش زده است که نمی تواند موفقیت چندانی برایش محسوب شود. فیلم با الهام از تابلوی «بارگیری کشتی به مقصد سیزِرا» اثر نقاش سبک روکوکوی قرن هجدهم، "آنتونیو وایتو" ، ساخته شده ؛ که تابلو هم حاصل یک سفر دریایی موفق و لذتبخش این نقاش معروف در دریای اژه است. فیلمنامه مقایسه ای دارد میان زندگی محدود و ملال انگیز یک زن جوان با مردی که با پناه بردن به دنیای خیال و توهم به نوعی از مشکلات و گرفتاری های زندگی اش می گریزد. مشکلات و مسائلی که برای دو کاراکتر اصلی فیلم به واسطه دروغ، خیال پردازی ها یا توهم ناشی از بیماری پیش می آید چیز جدیدی نیست و بارها در آثار مختلف سینمایی مورد تقلید و استفاده قرار گرفته است. در هر صورت «سیزِرا» را باید در شمار فیلم هایی قرار داد که بیشتر در جشنواره ها مورد توجه قرار می گیرند و به قصد نمایش در جشنواره ها ساخته شده اند و شانس موفقیت چندانی در اکران عمومی کشورشان ندارند.

کِسیلا (کاتا کُواسک) رابطه عاطفی و پرشوری با بَندی (آندریاس اِرنوتوث) برقرار کرده. اما بَندی از آن نوع آدم های شلخته و بی عاری ست که بیشتر از آنکه به روابطش با کیسیلا و احساسات و عواطف او اهمیت دهد بیشتر عاشق فوتبال و نوشیدن است. همزمان، در طبقه دوم آپارتمان آنها، ویکی (نیکولیت کراجسی) و دورکا (پورتونِلا توث) هم زندگی می کنند که اگرچه کمتر از کیسیلا و بندی خوشحال هستند اما  هم مشکلات کمتری در زندگی شان دارند و هم مصائب و سختی های کمتری تحمل می کنند. روزی یک بروشور از یک جزیره یونانی به دست کیسیلا می رسد که موجب می شود وی به طور جدی به فکر سفر به دیگر نقاط جهان بیافتد. یکی از آرزوهای همیشگی او این بوده که بتواند علاوه بر سفرهای داخلی به خارج از کشور نیز مسافرت کند. اما مشکل اینجاست که او فاقد شجاعت و اعتماد به نفس لازم برای دست  زدن به چنین کاری ست.
هرچند بازیگران مِشاروس در کلوزآپ ها درخشان اند اما در مجموع بازی های متوسطی از خود ارائه کرده اند. البته چند صحنه کوتاه فراموش نشدنی و خاطره انگیز در فیلم وجود دارد اما در بیشتر زمان فیلم بازیگران بیشتر در حال داد و داد فریاد و قیل و قال هستند. مِشاروس بیشتر تحت تاثیر آثار "جک اسمیت" ، کارگردان مستقل نیویورکی بوده، تا جایی که باید گفت استفاده از رنگ خاکستری ، فضای تیره و تار و تا حدودی ملال انگیز از جمله ویژگی های بصری مشترک سبک مشاروس – اسمیت است. در «سیزِرا» با یک دوگانگی روبرو هستیم. زندگی روزمره، ملال انگیز  و کسالت بار کِسیلا در کنار زندگی بندی که به دلیل زیاده روی در مصرف دارو همواره در حال پرخاش و درگیری با اطرافیانش است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...