- نویسنده : بتسی شارکی
- |
- ترجمه : شهرزاد آریانا
- |
- منبع : لوس آنجلس تایمز
درست
زماني كه ادامه «جيغ» يك شوخي به نظر ميرسيد وِس كريون با «جيغ 4» در حال
تيز كردن تيغه شمشيرش براي ورود به متافيزيك بود. به طور دقيقتر براي سري
فيلمهاي «جيغ» هيچ چيز وجود ندارد مگر اينكه روي هدف خود متمركز شوند. هدف
بار ديگر داستان جوانانهاي در "وودزبرو" است و ادامهاي بر دنباله
فيلمهاي اسلاشر كه به اندازه ترس در آنها كنايه هم وجود دارد، فيلم طنز به
ظاهر ترسناكي كه از سال 2000 با «جيغ 3» به وجود آمدند. «جيغ» نميخواهد
اجازه دهد خوبيها بميرند، نِو كمپل، كورنتي كاكس و ديويد آركوئت در نقش
بازمانده، گزارشگر تلويزيوني و پليس باز ميگردند. در كنارشان نسل جديدي
از بازيگران به كار گرفته شدهاند كه استعدادهاي جديد هاليوود محسوب
ميشوند: اِما رابرتز، وودي كالكين، كريستين بل، آناپاكوئين و هيدن پانتير
در ميان تعداد زيادي اسم ديگر كه براي جذب نسل جديدي از طرفداران طراحي
شدهاند.
سئوال اصلي مطرح شده توسط قاتل نقابدار اين است كه چه نوع فيلم ترسناكي مورد علاقه شماست؟ اگر ترس مهمترين عامل است «جيغ 4» مورد مناسبي نيست. درست است كه فيلم در بعضي صحنههايش ترمزي ميزند و تماشاگر را از جاي خود ميپراند ولي از ترسي كه مو را بر تن انسان سيخ كند خبري نيست. اينكه فيلم به چه بخشي بيشتر بهاء ميدهد، بايد گفت كه همان اندازه كه به ترس ميپردازد طعنه و كنايه هم ميزند. و خبر خوب اين است كه طنز با سطحي بالا و نويسندگي كوين ويليامسون بازگشته؛ ذهن باهوشي كه در سال 1996 خالق «جيغ» بود. هيچ نگراني در مورد دفتر «خاطرات خونآشام» كه او در آن تهيهكننده اجرايي بود و تطابق اين دو و ازبين رفتن خلاقيت ويليامسون وجود ندارد. ويليامسون هر خط درام را به بهترين شكل به وجود ميآورد به طوريكه براي درك تمام اشارات، بعضي صحنه را بايد بارها ديد و به تماشا نشست.
يك
دهه از آخرين باري كه كاراكترهاي اصلي را ديديم ميگذرد. سيدني پرسكات
(كميل) تنها كسي است كه قاتل نقابدار به دنبال اوست و اين در حاليست كه
او تنها با خراشها و كوفتگيها و خاطرات بد، جان سالم به در برده و هيچكس
از اطرافيانش اميد به زندگي در جايي براي 2 ساعت را ندارند. او تمام رنجها
و دردهايش را در كتابي پرفروش به رشته تحرير در آورده و اكنون به
"وودزبرو" يعني محل اصلي جنايتهاي قاتل نقابدار برگشته است. گايل وتوز
(كاكس) گزارشگر جسور و نترس تلويزيون در حال واكاوي ماجرا براي نوشتن كتابي
است در حاليكه ازدواج او با كلانتر ديويي (آركوئت) به بنبست رسيده و حتي
ارتقاي درجه ديويي به عنوان پليس برتر هم راه به جايي نبرده و كمكي به حل
ماجرا نكرده است. اِما رابرتز در نقش جيل دختر دايي سيدني ظاهر شده است.
گرچه آنها با هم بزرگ نشدهاند اما با يكديگر رفيق صميمي هستند. زندگي جيل
بسيار شبيه به زندگي سيدني است با مشكلات مشابه در رابطه با نامزدش، وجود
يك كلوب فيلمهاي ترسناك به همراه كليپها و ويدئوهاي زنده وبلاگ.
حتي با تمام تقليد مسخرهاي كه وجود دارد، كريون تلاش بسياري داشته تا سبك شكار شدن افراد را طوري شكل دهد و بازيگران را طوري هدايت كند كه مانند «جيغ» نشود و آنها در همان تله نيفتند كه در آن ميجنگند و فرار ميكنند و درصددند كه نقاب قاتل را بردارند. تا به امروز همواره قاتل پيدا شده و در انتهاي فيلم ازبين رفته و ديگر اعتباري از نقش او باقي نميماند. در واقع يكي از رضايتبخشترين چيزها در مورد «جيغ» راهی است كه سازندگانش براي شگفتزده كردن شما می روند؛ اينكه شما به هر كاراكتری در طول فيلم مشكوك می شويد تا زماني كه مرگ او را از جريان بازی حذف كند و روشي كه در پايان فيلم به تمام پرسشها درباره انگيزه كثيف قتلها پاسخ داده می شود.
● بیشتر بخوانید: آیا شما فیلم ترسناک دوست دارید؟
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...