ایستادگی شهر فرشتگان در برابر تبدیل شدن به شهر بیگانگان

یکشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۴۵

  • نویسنده : ای. او. اسکات
  • |
  • ترجمه : امیر هاشمی
  • |
  • منبع : نیویورک تایمز

"باید سر در بیاریم که چطور می تونیم این شلوغ کاری رو خاتمه بدیم و این موجودات رو بیرون کنیم"، آرون اِکهارت این جمله را چیزی در حدود 40 دقیقه بعد از شروع فیلم به زبان می آورد. مذاکره رو متوقف کنید: این ایده چاره ساز و فوق العاده ای است که او به ذهنش می رسد که یک تدبیر سازنده و ساده است.

جاناتان لیبزمن کارگردان فیلم و کریستوفر برتولینی فیلمنامه نویس آن تا هنگام اکران این فیلم، یک اثر موفق اکشن رزمی به نام «کامبت» را در کارنامه شان داشتند که با این فیلم سطح توقعات را از خودشان بالا بردند. کنایه هجوم بیگانگان علمی خیالی بیشتر از آن که عمیق باشد، بیشتر به عمق گودی چال چانه و کجی فک مربع آقای اِکهارت شبیه است. در فیلمهای علمی تخیلی سالیان اخیر شهر لوس آنجلس بارها ویران شده است، شاید بیشتر به این خاطر است که فیلمهای صنعتی و علمی تخیلی از یک منظر خرافاتی خواهان ویرانی این شهر است و به مخاطبین این طور اِلقلاء می کند که این مفهوم قدیمی ویرانی شهر توسط  موجودات بیگانه به زودی رخ می دهد و مردم این باور را در مقابل چیزهای واقعی باور می کنند.

در نبردی که در فیلم رُخ می دهد سربازان مأموریت دارند تا برای یک دستور نظامی عادی روانه پیکار شوند و مبارزه کنند. اما چیزی که در فیلم شاهدیم گاهی فراتر از یک پیکار است و نشان می دهد که آقای لیبزمن و تیم جلوه های ویژه اش به شکلی قابل تحسین از عهده اجرای این نبردها به شکلی حرفه ای بر آمده اند. حمله رعد آسای بیگانگان فضایی و روانه کردن مردم از آبهای سواحل سانتا مونیکا از جمله صحنه های دیدنی این فیلم است که حس دلهره و وحشت را توأمان در بیننده ایجاد می کند، به ویژه با استفاده از شیوه فیلمبرداری دوربین روی دست و تدوین فشرده که به بهترین شکل هیجان را به ما منتقل می کند و گهگاه انفجارهای آتشین عظیم ابرهای غباری را در فضای شهر ایجاد می کند که همچون یک جنگ هسته ای به نظر می رسد.

اگر که برنامه زنده شنبه شب به نوعی پارودی ورسیون مایلی سایروس است،می توان اینطور ابراز داشت که او یک خونسرد زیباست. جالب نیست که مفهوم مدبرانه فیلم «منطقه 9» را با این فیلم قیاس کنیم، چرا که جلوه های ویژه مهیج آن فیلم به خوبی «نبرد: لوس آنجلس» نیست. فقط چند موجود لجن مال با قدرت آتش سنگین که در مه غلیظ می خوابند و با خط دریائی ارتش (با گروهی غیر نظامی که به همراه گروهبان زمخت نیروی هوائی آنها را به خط اصلی جنگ اضافه می کند) که در نبرد خیابانی می جنگند بسیار جذاب است. دیالوگهای فیلم بسیار فکر شده است و انگاره شخصیتها در دل حوادث فیلم با توجه به طرح کلی اثر درخشان و حائز اهمیت است. گروهبان مایکل نانتز (اِکهارت) در شرایطی در نبرد به سر می برد که بعد از بیست سال در ارتش کار می کند، در صحنه های هیجانی فیلم نگاه هایی مات و شبح زده در چشمانش دارد، که این بیشتر به خاطر دوران مأموریتش در عراق است که به همراه مردانی تحت فرماندهی اش و از جمله برادرش (کوری هاردیکت) که اکنون در یگان اش است آسیب روحی و  روانی بسیاری دیده اند. سردسته یگانشان ستوان بی تجربه اما با انگیزه ای است (رامون رودریگز) که یک زن حامله دارد. یکی از مردان یگان (نی. یو) قبل از شروع نبرد مشغول پرداختن به مسائل ازدواجش است و تعدادی دیگر از آنها که لهجه ای جنوبی دارند و یک سرباز دیگر (گینو آنتونی پسی) که اهل نیوجرسی است، اگرچه با کارهایش توجه را جلب می کند اما شخصیت جالبی دارد.

در صحنه هایی که شاهد لحظه های زندگی گروهبان نانتز هستیم، او بخشی از بازی درونی خودش را ارائه می دهد و هنگامی که اِکهارت نمی تواند خودش را نسبت به این که خطوط نظامی در حال شکست خوردن هستند مقصر نداند، او بازی معقول و محکمی از خود نشان می دهد. این نوع بازی را می توان در صحنه ای که مشغول سخنرانی طولانی برای اعضای یگان است مشاهده کنیم. در این فیلم، معمولاً مراجعت به یک طرح برجسته چشمگیر حائز اهمیت است، اما اینجا بیشتر از یک مفهوم خاص وجود دارد. درست اینجاست که چرخش ناگهانی از موقعیت 2 به موقعیت 3 در فیلم گاهی این نکته را نشان می کند که با یک فیلم دم دستی طرفیم.

چه انتظاری باید داشته باشیم؟ و همینطور اگر بشود که فیلم را دوباره ساخت شاید بتوان آن را قابل تحمل دانست و اینکه چطور یک فیلم می تواند واقعاً بد بشود؟ سوال منصفانه ای ست. ترکیب موضوع حماقت و شایستگی تکنیکی اثر مطمئناً بهتر از تعدادی از دیگر آثار با همین مفهوم است و امکان دارد که این نوع فیلم بتواند در رقابت با انواع فیلم های خاص و ویژه باشد. فیلم تلاش دارد تا با موجودات فضایی باور کردنی که خلق می کند، هیجانات تماشاگر را تحت تأثیر قرار دهد. اما مجبوریم در فضای فیلم،سبکی،سرعت، غافلگیری، حتی خیال- که شاکله اصلی اثر است-را تحمل کنیم.

منبع : فیلم نگاه
  • امیر هاشمی
  • |
  • یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۶
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۷۷۵
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...