اين گروه خشن

پنج شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۰


زمانی که نام فیلم در تیراژ و عنوان بندی  ظاهر می شود به خوبی می توان متوجه شد که در ادامه با چه فیلمی روبرو خواهیم بود. آخرین فیلم فیلمساز و کارگردان سرشناس و چیره دست کره ای ، کیم جی –وون («خانواده آرام»، «افسانه دو خواهر» و «یک زندگی تلخ و شیرین») با ضرباهنگی سریع و کوبنده ، روایتی از تلاش، رودرویی و جدال آدم هایی سرسخت، خشن ، بی رحم و مصمم و با اراده در جهت دستیابی به یک نقشه باستانی ست. فیلم از همان صحنه های آغازین به تماشاگران خود نوید تماشای فیلمی جذاب و مهیج می دهد. از سوی اشخاصی به ظاهر کله گنده و با نفوذ مبلغ هنگفتی پول به عنوان جایزه جهت یافتن نقشه ای قدیمی و باستانی در سَرحَدات و مناطق مرزی منچوری چین در نظر گرفته می شود. همزمان با آغاز این تلاش ها، به طور همزمان نیز شاهد ماجراها و حوادثی فرعی درباره دروغ، خیانت، دورویی و نارو زدن ها هستیم. هر کدام از کاراکترهای اصلی فیلم جهت دستیابی به نقشه، طرح و برنامه  خاص خودشان را دنبال می کنند. گرداگرد و پیرامون نقشه هاله ای از ابهام و دنیایی از رمز و راز قرار دارد، به اضافه یک مگ گافین که نقش مهمی در جذاب تر و مهیج تر شدن فیلم ایفا می کند. در راه رسیدن کاراکترهای اصلی به نقشه شاهد صحنه های دینامیکِ چشمگیر و خارق العاده متعددی از هرج و مرج و آشفتگی هستیم که دیدن آن در غالب یک فیلم آسیایی کمی تا اندازه ای غیر منتظره و حتی باور نکردنی به نظر می رسد. فیلم با وجود مدت زمان طولانی اش ضرباهنگ و ریتم تند و سریعی دارد.
«خوب، بد، عجیب» در ادامه وسترن «جَنگو» (2007) ساخته تا کاشی سوکی یاکی، «مورگانِ چابکدست» (2008) به کارگردانی شاشانگ گوش ، و «The Last Thonkur» ساخته احمد صدیق، ژانر جدیدی موسوم به «Eastern»، یا وسترن آسیایی پدید آورده است. وسترن های اسپاگتی سرجیو لئونه ممکن است که ایده هایی یا حتی داستان فیلم های آکیراکوراساوا را به عاریت گرفته باشد، اما کیم جی –وون در آخرین فیلمش انگار که دوباره آخرین قسمت از سه گانه لئونه، یعنی «خوب ، بد، زشت» ( 1966) را بازسازی کرده است. تمامی عناصر و نشانه های ماندگار فیلم لئونه را می توان به شکلی دیگر در فیلم جی –وون شاهد بود: سرزمین های بیابانی وَلَم یَزرِع ، شهرهای بی قانون، مناطق و نواحی پر هرج و مرج مستعمرات امپراتوری ژاپن، منچوری، مناظر و چشم اندازهای بیابانی، صحراهای وسیع و همینطور مناطق مرزی همیشه نا آرام. تمامی آنهایی که در پیِ به دست آوردن نقشه روانه کوه و بیابان شده اند یا به دنبال بخت و اقبال و شانس زندگی اشان که به نوعی همان پول و ثروت است هستند یا اینکه برای دریافت جایزه کلانی که تعیین شده، تلاش می کنند. در واقع این فیلم یک اثر حماسی هرج و مرج گرایانه با سه کاراکتر بی احساس، خونسرد و جان سخت است.
فیلم درباره سه ماجراجوی آواره، بی خانمان و ترک و طن کرده کره ای – با بازی یک گروه رویایی از بزرگترین ستاره های سینمای کره – است. اولین آنها چانگ – یی (لی بیونگ- هون ، «یک زندگی تلخ و شیرین») یک راهزن مغرور و از خود راضی است. دومی ، تایی- گو (سو کانگ – هو، «خاطرات آدمکشی» و «میزبان») یک راهزن خوش شانس قطار و سومی هم یک جایزه بگیر بی رحم و سرسخت به اسم دو- وون (جیونگ وو- سونگ ، «موسی: سلحشور») است که جداگانه اما به طور همزمان – بدون نقشه و آگاهی قبلی – دست به سرقت قطار حامل نقشه باستانی می زنند. آنها بعد از یک برخورد و درگیری بسیار خشن و خونین با یکدیگر ، به شکلی دیوانه وار و بدون هیچ توقفی در پیِ هم از میان دشت و صحراهای وسیع و سوزان می گذرند. هر کدام از این سه نفر آدم هایی بی باک و جسورند که برای به دست آوردن نقشه از هیچ عملی رویگردان نیستند. آنها خطرات را به جان می خرند تا با به  چنگ آوردن نقشه بتوانند به ثروت هنگفتی دست یابند، تا از این طریق بتوانند هم گذشته ناخوشایند شان را جبران کنند، هم انتقام شان را جامعه عمل بپوشانند و هم اینکه در نهایت به همه ثابت کنند که بهترین تیرانداز و بهترین گنگستر در تمام چین و کره هستند. در این جستجو و تعقیب و گریز، افراد و دارو دسته سندیکای جهانی راهزنان ، تعدادی فروشنده و قاچاقچی مواد مخدر و نیروهای سواره نظام و زرهی ارتش امپراتوری ژاپن هم حضوری فعال دارند. اما این نابرابری قابل توجه نفرات نیروهای مقابل مانع رو در رویی و دوئل سه نفره کاراکترهای اصلی در سکانس پایانی فیلم نمی شود.
هرچند که ما با یک وستن شرقی و آسیایی روبرو هستیم اما همه صحنه های فیلم آشنا به نظر می رسند. در واقع در همه صحنه ها می توان نشانه های آشنای سینمای وسترن کلاسیک و غربی را مشاهده نمود: فیلمبرداری در فضاهای باز و وسیع ، استفاده از لانگ شات های متعدد، شهرهای بی قانون، سارقان قطار ، دوئل باتپانچه و هفت تیر، زد و خورد و درگیری با چاقو، تیراندازی و درگیری با سلاح های کمری ، تعقیب و گریز و تاخت و تاز با اسب و همینطور وجود مکزیکی های عصبی . اما جی – وون ضمن استفاده از تمام این عوامل و نشانه ها ی آشنا با مهارت چیره دستی خاصی فضایی کاملا شرقی و آسیایی را در فیلمش به وجود آورده است. از موسیقی خوب فیلم نمی توان بی تفاوت گذشت که مکمل بسیار خوبی برای صحنه های اکشن فیلم محسوب می شود. موسیقی، بارِ هیجانی فیلم را افزایش داده و حتی اینگونه می توان نتیجه گیری کرد که به نوعی به ریتم و ضرباهنگ فیلم شتاب بیشتری بخشده است. در ضمن صحنه های بسیار خشونت آمیز و سادیستی (اغلب به طور ناراحت کننده ) در فیلم وجود دارد که بعضاً لحظاتی غیر معمول و غریب را رقم می زند. هرچقدر صحنه های اکشن فیلم جاندار، خوش ساخت و تاثیر گذار است اما در عوض صحنه های کمدیِ فیلم ضعیف ، مضحک و کم رمق است.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...