- نویسنده : بزایان لوری
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : ورایتی
بسیار
خُب، آنها از زندان فرار کردند. اما حالا چه؟ «فرار از زندان» در فصل دوم
خود با اضافه کردن گیرایی و جذابیتِ معمایِ یک گنج دفن شده در زیر خاک میل
به رقابت و انگیزه ای جدید و صد چندان را درون «فراری ها» تزریق می
کند.خلاقیت و نوآوری در فصل اول این سریال به آن اندازه بود که بتواند
تماشاگرانش را در بخش پایانی و نهایی فصل اول متحیر و حیران کند. در فصل
دوم از این مجموعه از وجود یک "مزاحم" که قرار است همه نقشه ها را بر هم
بزند و بر التهاب ماجراها بیافزاید استفاده شده. این مسئولیت برعهده مأمور
ارشدِ FBI
با بازی بیل فیچنر قرار گرفته که قرار است ردِ فراری ها را گرفته و آنها
را به دام اندازد. از همان ابتدا همه چیز حساب شده است. در دو قسمت ابتدایی
ارتباط مناسب و قابل قبولی میان توطئه حساب شده و پیچیده ی دولت و ایجاد
هیجان و ماندن و ادامه دادن همان سبک و سیاق فصل اول مجموعه ایجاد می شود.
هشت زندانی با راهنمایی و تدابیر هوشمندانه مایکل اِسکافیلد (وینتورث میلِر) به آن سوی دیوارهای زندان فرار می کنند. اِسکافیلد یک مهندس معمارِ همه فن حریف است که طرح و نقشه پیچیده ی فرار برادر بیگناهش – که برای او پاپوش درست کرده اند – را با تمام جزئیات گیج کننده و حیرت آورش برنامه ریزی و طراحی کرده است. در حالیکه در طول این فصل از مجموعه، رویایشان پرواز به سوی مکزیک برای به دست آوردن امنیت کامل و دور شدن از دست ماموران FBI است اما در پایان فصل به یکباره این رویا و آرزو مثل بخارِ آب رنگ می بازد و از بین می رود. مایکل حتی پیشامدهای غیرمترقبه را هم در نظر گرفته و به شکل ماهرانه و نبوغ آمیزی برای آنها نیز برنامه ریزی دقیقی کرده. خیلی زود و از همان ابتدای فصل دوم مجموعه نبرد و مبارزه ای میان وی، نبوغ و خلاقیتش با ماهونه (فیچنر)، مامور باهوش و زیرک و در عین حال سِمِج، آغاز می شود.
سریال بعد از مدتی شکل و روند گیج کننده ای به خود می گیرد. پنج میلیون دلار در ایالت یوتا پنهان شده است. این آخرین ارثیه ی به جای مانده از یک زندانیِ به قتل رسیده در حین فرار است که ممکن است همان دی. بی. کوپرِ افسانه ای باشد. از این پس از همه سو رقابت شدیدی از نوع و با شیوه و سبک فیلم «دنیای دیوانه دیوانه دیوانه» (استنلی کرامِر-1963) برای دستیابی به پول ها شکل می گیرد. مایکل و لینکُلن به همراه زندانی های سابق و همکاران فعلی – که مثل وصله ناجوری برای این دو نفر به نظر می رسند – عازم مکان اختفای پول ها می شوند. ماهونه هم ظاهراً با هدف اجرای قانون و در سوی دیگر یک افسر اطلاعاتیِ نزدیک به رئیس جمهور فاسد ایالات متحده نیز سایه وار آنها را تعقیب می کنند. این شخصِ دوم نقشِ مهمی در جنجال و رسوایی پیش آمده برای لینکُلن و پرونده سازی برای او ایفا نموده و به همراهِ ماهونه ی سِمِج و روباه صفت بخش مهمی از جذابیت های این سریال هیجان انگیز را تشکیل می دهند.
دوئل
و رویارویی اسکافیلد – ماهونه بخش عمده، نیرومند و تأثیرگذار سریال را
تشکیل می دهد، به ویژه کاراکتر به شدت جذاب و حالا دیگر قابل انکارِ میلِر و
حضور پر انرژی و نیرومند فیچنر که هر دو بازی های محصورکننده و جذابی – به
خصوص آن چشم های نافذ و تأثیرگذارشان – از خود به نمایش می گذارند. همانند
بسیاری از سریال ها که دنباله ها و سری های جدیدی در ادامه آنها ساخته می
شود، با بازی های موش و گربه ای و حضور یک مرد نیرومند و مقتدر – با
همه مزایا و برتری هایی که در اختیار اوست – همچنان به طور قابل ملاحظه ای
این فرار و گریز محکومین و زندانی ها را طولانی و طولانی تر می کند و
همچنان این داستان ادامه پیدا می کند، چون اگر زوج اصلی سریال دستگیر شوند
باید گفت شب بخیر، و تمام؛ چون در این صورت دیگر سریالی در کار نیست.با
این حال، به نظر می رسد که «فرار از زندان» نوعی دیگر از مرد آسیب پذیر
اما زیرک و هوشمند سری مجموعه ی «24» را در شکل و وضعیت دیگر بسط و گسترش
داده و به تصویر کشیده است. از آن نمونه سریال هایی که عاملی وابسته به
قدرت، محظِ تفریح یا سرگرمی یا جهت برآوردن اراده ای بالاتر از خود تصمیم
می گیرد یا اینکه قصد تحت تسلط درآوردن همه چیز را دارد و این آغاز ماجراها
و حوادث بسیاری می شود. براساس قسمت های به نمایش درآمده شده تا به اینجای
کار، حداقلش این است که با کاری متفاوت و نسبتاً خوب روبرو هستیم. و خیلی
جالب توجه خواهد بود که ببینیم تهیه کننده ها در قسمت های آینده این سریال
چه راهی برای فرار محکومین می توانند پیدا کنند؟ و دیگر اینکه، دنبال کردن و
یافتن هر گزینه ای این مجموعه را تبدیل به یک ماراتون نفسگیر و جذاب خواهد
نمود.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...