مثل اُپراهای بوچینی

پنج شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۲۰

  • نویسنده : جان اندرسون
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : ورایتی

با وجود جذابیت و گیرایی گائل گارسیا برنال، دست و پنجه نرم کردن هکتوربابنکو با رمان پرحجم آلن پلز و تلاشش برای تبدیل کردن آن به فیلم شبیه تلاش کسی ست که بخواهد به زور و به هر ترتیب که شده یک بشکه نوشیدنی را در یک لیوان جای دهد و خوب معلوم است چنین چیزی امکان ندارد. نتیجه تلاش بابنکو هم آش شله قلمکاری ست که باعث سردرگمی و تعجب تماشاگران فیلم می‌شود و از همین رو از بازار وسیع ایالات‌متحده تنها پخش محدودی نصیب آن می‌شود که به هیچ عنوان با تلاش‌ها و کوشش‌های بابنکوی جاه‌طلب و بلندپرواز مناسبت ندارد.
«گذشته» به شکل نویدبخش و خیلی خوبی آغاز می‌شود: ربمینی مترجم (برنال) و همسرش سوفیا (آنالیا کوچریو)، زوج به ظاهر ایده‌آلی هستند که پس از 12سال زندگی مشترک قصد دارند از هم جدا شوند. این جدایی خیلی دوستانه و مصالحت‌آمیز انجام می‌شود. آن‌ها فعلا تا پیدا کردن خانه‌ای جداگانه در همان خانه با هم زندگی می‌کنند، با هم رابطه‌ای بسیار متمدنانه دارند و ثروت، دارایی و اموال‌شان را خیلی مودبانه و بزرگوارانه تقسیم می‌کنند و تماشاگر چیزهایی را می‌بیند که تفریبا در زندگی واقعی اتفاق نمی‌افتد: زن و شوهری از هم جدا می‌شوند اما دوستِ صمیمی باقی می‌مانند.
بعد از مدتی این اوضاع و احوال تغییر می‌کند، وقتی که ریمینی با ورا -Vera- آشنا می‌شود. ورا که به شکل جنون‌آمیزی حسود است شروع به جلب نظر ریمینی می‌کند و سوفیا که اعتقاد داشته همسر سابقش بالاخره یک روز دوباره به سوی‌اش بازخواهد گشت به طور جنون‌آمیزی عصبی و پرخاشگر می‌شود. او انجمنی به نام انجمن آدل .ه تاسیس می‌کند که همه اعضایش زن‌هایی هستند که به شکلی مردان‌شان از آن‌ها جدا شده‌اند ولی ایمان دارند که مردهای‌شان سرانجام روزی باز خواهند گشت.
مشکل دیگر فیلم اینجاست که رابطه ظریفی که میان ریمینی و سوفیا وجود دارد -و می‌توانست توسط هنری جیمز خلق شده باشد- ناگهان و بدون دلیل خاصی به چیزی در مایه اپراهای پوچینی تبدیل می‌شود، همان جیغ و داد و فریادهای عصبی و کرکننده و نوعی جنون و دیوانگی زنانه که اگر بابنکو و سینمایش را نمی‌شناختیم، پای موضع ضدزن فیلم می‌گذاشتیم.
برنال بازیگر جذاب و در عین حال با استعداد و توانمندی ست، اما در نقش ریمینی بهت‌زده و هاج و واج نشان می‌دهد؛ کرخ و بی‌حس وحال به نظر می‌رسد و این شاید بیشتر به دلیل مشخص نبودن انگیزه‌های او باشد: او مدام از شاخه‌ای به شاخه دیگر و از نقطه‌ای به نقطه دیگر بدون هدف خاصی حرکت می‌کند. بدون هیچ دردسری و خیلی آسان ورا را رها کرده و به سوی کارمن (آنا سلنتانو) و بعد به سوی نانسی (میمی آردو) می‌رود. شخصیت‌پردازی بابنکو از ریمینی اغراق‌آمیز و غیرمنطقی ست، حتی در صحنه‌ای از او شخصیتی پاک و بی‌آلایش و مسیح‌گونه به تصویر کشیده است.
رمان پلز اثری شگفت‌انگیز اما دارای نثری مطنطن، مشکل و خیلی ادیبانه است و بابنکو هم خیلی وفادارانه فیلمش را ساخته است. اما به هرحال «گذشته» فیلمی ست جذاب و با استانداردهای خاص سینمای رو به رشد آمریکای لاتین.


منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...