- نویسنده : راجر ایبرت
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
نبرد
الجزایر برای فرانسه مثل تجربه ما در ویتنام بود، اما نزدیکتر، شخصیتر و
البته با خونریزی و کشت و کار و اعمال خشونتهای بسیار در درون مرزها و
سرزمین خودشان. فرانسه در جنگی ديگر برای حفظ هندوچینِ فرانسه به عنوان یک
مستعمره در حال شکست خورده بود. تقریباً همان زمان، فرانسویها با شورشی
دیگر و این بار در الجزایر تحت سلطهشان ـ جایی که برای آنها خیلی مهم بود ـ
روبرو شدند. در واقع خیلی از اعضای خانوادهها در هر دو سرزمین زندگی
میکردند که به هر دو کشور تعلق داشتند ـ و همینطور تعلقخاطرـ و از هر دو
طرف حمایت و پشتیبانی میکردند. «خارج از قانون» یک فیلم تاریخی بزرگ و
پرهزینه است که جنگ را از دیدگاه و نقطه نظر الجزایریها به تصویر کشیده
است. به گونهای سادهانگارانه فرض میشود که تنها تلاشها و مجاهدتهای
جبهه آزادیبخش ملی الجزایر بود که باعث جدایی الجزایر از فرانسه شد، و
بلافاصله این عمل آنها با کوششهای نهضت مقاومت فرانسه در برابر نازیهای
اشغالگر در زمان جنگ جهانی دوم مقایسه میشود. در واقع تغییر دیدگاه و نگرش
مردم در طول چند دهه در برخي مستعمرات موجب پيدايش امواج ضداستعماري شد كه
فيلم به برخي از آنها اشاره دارد. اما نگرش و رويكرد درباره تغيير
نظامهاي استعماري ديدگاهيست كه به تدريج پذيرفته شد و امروز امري كاملاً
قابل قبول و منطقي محسوب ميشود.
بخش عمده فيلم شامل فعاليتهاي سازمان مقاومت يا همان جبهه آزاديبخش ملي الجزاير در پاريس و الجزاير است. اما اينكه چگونه و چرا برخي تاكتيكها و راهكارهاي شورش و قيام مردمي به شكست ميانجامد توضيحي داده نميشود، بنابراين اين فيلم هيچگاه بهتر از «نبرد الجزاير» (1966) نخواهد بود. اين يك فيلم ملودرام شخصيست كه داستان فيلم را از طريق تعداد كاراكتر در مقابل پسزمينه و دورنمايي تاريخي به تصوير ميكشد. در گزارشي هزينه فيلم بالغ بر 25 ميليون دلار برآورده شده كه اين رقم براي يك فيلم فرانسوي به طور خارقالعادهاي پرهزينه و گران محسوب ميشود، و اين نشان از آن دارد كه زمانه در حال تغيير است چرا كه منابع مالي در اختيار افراد بيشتري در دنياي سينما قرار ميگيرد.
رشيد بوشارِب، كارگردان فرانسويِ الجزايري الاصل داستان فيلمش را از طريق زندگي سه برادر به تصوير كشيده است. ما براي اولين بار آنها را در سال 1925 ملاقات ميكنيم، زمانيكه مقامات فرانسوي آنها را به سرزمين مادريشان جايي كه نسل در نسل مشغول كشت و زراعت بودهاند ميفرستند. آنها افرادي آواره، خانه به دوش،و بدون وسيله امرار معاش براي گذران زندگيشان هستند. بنابراين خشم و نفرت قديمي و هميشگيشان را به شيوههاي مختلف بروز ميدهند. آنها با خانوادههايشان به پاريس نقل مكان ميكنند. سعيد (جمال دِبوزه) در خيابانها به كار خلاف مشغول ميشود: يك كلوب راه مياندازه و مسابقات مشتزني برپا ميكند. مسعود (رُشدي ضِم) راهي هندوچين ميشود تا براي فرانسه بجنگد. جايي كه او شيوهاي شبيه ويت كنگها را تجربه ميكند و شروع ميكند به مشاهده و مقايسه ميان جنگيدن، مقاومت و ايستادگي در نظام استعماري و مبارزه و جنگيدن براي الجزاير. او به فرانسه انقلابي باز ميگردد و به برادرش عبدالقادر (سامي بوعجيلا) ملحق ميشود تا در سازماندهي سازمان مقاومت در پاريس به او كمك كند. تاكتيك آنها اعمال خشونت است. عبدالقادر از ايده و تئوريها الهام ميگيرد، و مسعود انرژياش را از اصليترين احساسات بشري يعني خشم و نفرت، و با يادآوري چگونگي محروم شدن خانوادهاش توسط فرانسويها كسب ميكند. عبدالقادر به لحاظ فكري و ذهني قادر به كشتن در كمال خونسرديست، و مسعود اين عمل را شخصيتر و دردناكتر انجام ميدهد. آنها پس از مدتي به مرحلهاي ميرسند كه نقطه بدون بازگشت ناميده ميشود: از جانگذشتگي، نااميدي، تحت تعقيب قرار گرفتن از سوي نيروهاي امنتي و نظامي و جنگيدن و مبارزه كردن در يك ارتش نامرئي. سپس با كلنل فايوِري (برنارد برلانكان) كه شاخهاي مخفي از پليس فرانسه به اسم "دست سرخ" را سازماندهي و رهبري ميكند آشنا ميشويم. او به افراد تحت فرمانش ميگويد كه مستقيماً از بالا و مقامات بلندپايه دستور ميگيرد. آنها وجود رسمي ندارند. همه چيز آنها پنهانيست، از اين رو فعاليتهايشان را تكذيب و انكار ميكنند. آنها براي از ميدان به در كردن مخالفين و سركوب شورش خارج از هر محدوديت قانوني عمل ميكنند.
بوشارِب
از عناصري استفاده كرده كه در ذات هر فيلم اكشنِ عالي و سطح بالا قرار
دارد. مطمئنم كه بازيهاي اين فيلم به طور متفاوتي از فرانسه به شمار
ميرود، جايي كه احساسات و عواطف در هر موضوعي امري قديمي و اصلي ژرف و
عميق به حساب ميآيد. تصوري كه آمريكاييها از احساسات و عواطف در سينما و
فيلمهايشان دارند از منظريست كه بايد قهرمانانه و حماسي بوده و وحشيانه و
مرگبار باشد. همه اينها بستگي به اين دارد كه شما فكر كنيد كه آيا آنچه
«خارج از قانون» در رابطه با سازمان مقاومت به تصوير كشيده درست است يا
نادرست.
«خارج از قانون» فيلم بسيار خوشساختيست. بازيگرها كاراكترهاي منحصر بفردي را درون همان فرمول و شيوههاي معمول هميشگي خلق كردهاند. شايد يكي از نقاط ضعف فيلم همانطور كه تروفو گفته "اكشن در هر فيلمي منطق خودش را دارد"، باشد. اگر سه كاراكتر اصلي فيلم را قهرمان فرض كنيم، جايي كه آنها با هفتتير با افرادي كه سعي دارند آنها را به قتل برسانند ميجنگند، آنگاه ما نيز با قهرمانهاي فيلم همذاتپنداري ميكنيم. اگر هم كه پليسها قهرمان هستند، آنوقت ما با آنها احساس همذاتپنداري خواهيم كرد. پس اكشن فيلم به طور خيلي ساده بر ايده و اصل بيطرفي يا بيطرفانه بنا شده است. اگر موضوع فيلم فقط بر اساس همذاتپنداري و همدردي با الجزايريها شكل گرفته باشد، ممكن است تأثيرگذار باشد اما در كل بيمعني خواهد بود.
در
اوايل فيلم صحنهايست كه در طي آن سعيد هنگام يك مسابقه مشتزني دست به
شرطبندي بر روي آن ميزند، و در اين هنگام است پليسها محل مسابقه را مورد
حمله قرار ميدهند. آنها از حضور الجزايريهاي عضو سازمان مطلع شدهاند،
به روي حاضرين اسلحه ميكشند و كشتار و قتل عام وحشتناكي رُخ ميدهد.
ميدانم كه اين فيلم روايتي غير واقعي و ساختگي از يك حادثه و رويدادي
واقعي درباره كشمكشها و درگيريهاييست كه در كشورهايي مثل الجزاير رُخ
داده است. ما تماشاگران خارجي اطلاعات لازم درباره موضوع فيلم در اختيار
نداريم، فقط ميتوان فرض كرد كه از همه چيز باخبريم و تنها ميتوانيم
اميدوار باشيم كه سعيد و مقامات اشتباه كردهاند.
اين فيلم را با «نبرد الجزاير» مقايسه كنيد، تفاوت روشهاي مقاومت و مبارزه در هر دوي فيلمها خيلي زياد است. گرايش و تمايلات سازمان مقاومت ملي بر تمركز بر روي واقعيتهاي مبارزه و روزبهروز پيش رفتن در مبارزه است. در جايي از فيلم به نظر ميرسد كه سازمان مقاومت درهم كوبيده شده و نابود شده است. اما اينطور نيست. علت آن هم اين است كه جنبش و نهضتهاي مردمي هرگز به وسيله قدرت و اعمال زور در هم شكسته نميشود، بلكه بيتغيير باقي مانده و همچنان لایه های زیرین جامعه به راه خود ادامه ميدهد. به نظر ميرسد كه موضوع «خارج از قانون» درباره سياست، استراتژي و پيروزيست.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...