- نویسنده : درک ایلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : ورایتی
به
نظر ميرسد كه فيلم «زيبا» با مديريتِ توليد، تهيهكنندگي و داستاني
اورژينال از كيم كي – دوك كمترين شباهت با نشانههاي فرهنگيِ آشنا در آثار
سينماي كره جنوبي داشته باشد، حتي اگر فيلمنامه و كارگردانيِ آن برعهده
دستيار سابقِ كي – دوك يعني جِئون جاي – هونگ باشد. يك فيلم زيبا،
خوشساخت، نمادين و تأثيرگذار درباره فروپاشي تدريجي يك مرد و عشقي
غيرمعمول و نامتعارف: و اين مواد اوليه و عناصر اصلي در هر كدام از آثار كي
– دوك محسوب ميشود. در طول فيلم شاهد زيبايي و كمالِ مطلوبِ جسماني
موردنظر كرهايها هستيم، چيزي شبيه درامِ جراحي زيبايي «زمان» ساخته كي –
دوك؛ با اين تفاوت كه اين بار قهرمان زن فيلم تلاش ميكند تا خودش را به
شكلي غيرجذاب و بدريخت درآورد. روش و سبك جاي – هونگ نسبت به استادش كمتر
شاعرانه و افراطي اما در عوض محصوركنندهتر و تا اندازهاي به لحاظ
روانشناسي واضحتر و قابل دركتر و همچنين قابل فهمتر و سادهتر از كارهاي
اخير كي – دوك محسوب ميشود.
كيم يون – يئونگ (چا سو- يئون) دختريست كه بيشتر مردم او را يك ستاره سينما ميپندارند. از اين رو يون – يئونگ زيبايي ذاتياش را مُخِلِ آسايش و مزاحمتي براي خودش ميداند. بهترين دوستش، كتي مي يئون (ليمين) تا به حال دوبار بينياش را عمل كرده، چيزي كه باعث تعجب و حيرت يون – يئون ميشود. در اين ميان مين هو (كيم يئوم – چون) دوستِ مذكرِ مي – يئون با تماسهاي مكرر تلفني و فرستادن گلهايش براي قرار ملاقات گذاشتن او را به ستوه آورده است. يون – يِئونگ يك عاشق سينه چاك ديگر به اسم يون چئول (لي جون – جوئي) دارد كه همه جا مثل سايه در تعقيب اوست. او يك روز به زور وارد آپارتمانِ يون – يئونگ شده و او را مورد اذيت و آزار قرار ميدهد. با اين حال او به شدت خواهان عشق و دوستي يون – يئونگ است. او هنگام ترك منزل كارت شناسايي و شماره تلفناش را جا ميگذارد و بعد از مدتي هم خودش را به پليس معرفي ميكند. يك كاراگاه پليسِ جلف و سبك (جويي ميونگ – سو) در جريان بازجويي او را ملامت ميكند كه در واقع او بوده كه با زيبايياش يون – چئول را اغفال و از راه به در كرده است و بعد از آن يون – يئونگ در حالتي از آشفتگي روحي در جلوي اداره پليس از حال ميرود. او كه طاقتش را از دست داده براي حل مشكلش از يك دختر چاق و گوشتالو در يك پارك عمومي الهام ميگيرد. يون- مِئونگ سعي ميكند تا با پرخوري و خوردن بيحدواندازه غذاهاي پركالري و چرب از دست زيبايياش خلاص شود. اما پرخوريهاي او بعد از يك معده دردِ شديد در بيمارستان خاتمه مييابد (جايي كه حتي دكتر هم به او نظر دارد). از اينجا به بعد او به شكل افراطآميزي به خودش گرسنگي ميدهد تا جايي كه چند بار غش كرده و از حال ميرود. او با اميد به خلاص شدن از دست زيبايياش روز به روز رفتار و كرداري عجيبتر و غيرعاديتر در پيش ميگيرد. در تمام اين لحظات از سوي پليس محله (كيم مين – سو) تحت نظر و مراقبت قرار دارد تا جايي كه او هم به تدريج در قهقرا سقوط و نابودي قرار ميگيرد.
اين
فيلم يك اثرِ كاملِ جنايي درباره يك زنِ زيبايِ مجنون و ديوانه و همچنين
يك درامِ روانشناسي نيست. فيلم برخي نشانهها و ويژگيهاي سينماي كي – دوك
كه نشاني از علايق و دلبستگي به روح و طبيعت و فرهنگ كرهايست را در خود
جاي داده است. در صحنهاي از فيلم يون – يئونگ خودش را بدون لباس در آينه
نظاره ميكند، و اينجاست كه رفتار و كردار هر كدام از كاراكترها غيرعادي و
افراطآميز به نظر ميرسد. از نظر آنها زيباييِ جسماني بهترين چيزيست كه
در اين دنيا ميتوان آن را به دست آورد. چنين تفكري باعث زير
پا گذاشتن همه قواعد و هنجارهاي اجتماعي از سوي برخي از كاراكترهاي فيلم
ميشود كه همين امر آنها را تبديل به انسانهايي شرور كرده و به سوي انجام
كارهاي اشتباه سوق ميدهد.
پيچيدگي با چرخشهاي ناگهاني كارگردان در روايت بدون شك زنِ زيباي فيلم را متهم نميكند، براي اينكه او يك قربانيست: قرباني جنسيت، قرباني زيبايياش و قرباني مردانِ پرستشگر و جوياي زيبايي. همچنين «زيبا» به آساني كسي را وادار به قبول نظريه يا اظهارنظري نميكند. مهمترين بخش فيلم درامِ عواقب و سرانجامِ يون – يئونگ است: او خودش متقاعد شده كه زيبايياش باعث گرديده تا مردها به عنوان هيولاهايي درندهخو به دنبال جذابيتها و زيبايي او باشند. سپس او تلاش ميكند تا از نقش يك زنِ اغواگر فرار كند، و اين مسئله در سبكِ نمادينِ آثار كيم كي – دوك عجيب و غيرمعمول به نظر ميرسد.
شايد كارگردانيِ جاي – هونگ در مقايسه با كيم كي- دوك كمي متفاوت به نظر برسد، از جمله شوخيهايي كه در صحنههاي افراط و زيادهرويِ يون – يئونگ در غذاخوردنها و يا گرسنگي كشيدنهايش وجود دارد. اما فيلم با الهام از كارهاي كي – دوك همانند يك فيلم شهودي عمل ميكند. فيلم خيلي راحت همدردي مخاطب را با كاراكتر اصلي در جريان سقوط او به سوي جنون و ديوانگي برميانگيزد. بزرگترين حالت طعنهآميز فيلم اين است كه يون – يئونگ واقعاً از لحاظ استانداردهايِ حالِ حاضر در كره جنوبي زيبا به آن مفهوم مطلق نيست، فقط خوب و قابل تأمل است. چا كه براي اولينبار در رمانس «براي قلبهاي جاويدان» نقش يك نوجوانِ عجيب و غريب و اسرارآميز را بازي كرده بود، بار ديگر به همان خوبي در نقش آدمي دچار اوهام و داراي آشفتگي ذهني ظاهر شده. بقيه بازيگران فيلم هم با وجود كوتاه بودن نقشهايشان و محدوديتهايي كه در ايفاي نقشهايشان داشتهاند بسيار موفق و قابل قبول ظاهر شدهاند. همچنين فيلم به لحاظ فني در تمام زمينهها يكدست و قابل قبول است و ميتواند بازار خوبي در اقصي نقاط جهان براي خود دست و پا كند.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...