- نویسنده : آنتون بیتل
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
براي
بيش از 300 سال وايكينگهاي جزيرهي بِرك در حال نبرد با اژدهاهايي بودند
كه گوسفندهايشان را ميدزيدند و خانههايشان را به آتش ميكشيدند. «چگونه
اژدهايتان را تربيت كنيد» با سكانس حملهي شبانه به روستا آغاز ميشود،
مردهاي تنومند و ريشويي كه براي حفظ جان و اموالشان با دستهاي از هيولاهاي
آتشين ميجنگند.
آنچه كه بايد در ظاهر مرعوب كننده و ترسناك باشد مفرح و سرگرمكننده – حتي در بخشهايي بامزه – از كار درآمده، اينكه وايكينگها و اژده هاها هر دو به طور يكساني از يكديگر ميترسند (اين فيلم انيميشني به طور كامل به صورت سه بُعدي و موجودات فيلم به شكل آيمكسِ سه بُعدي كار شده). بيشتر اتفاقات و ماجراهاي فيلم به وسيله قهرمان فيلم، هيكاپ (با صداي جي باروچل) شنيده ميشود. در اين مورد وقايع فيلم در بخشهايي با شرحِ روز به روز تا اندازهاي پيش پاافتاده به نظر ميرسند كه ميتوان در آن نشانههايي از احساس بيم و نگراني يك نوجوان را به خوبي دريافت و حس كرد.
هيكاپِ كلهشق و پدرش رئيس قبيله (با صداي جرارد باتلِر) و معلم گوبِر (با صداي كريگ فرگوسن) ممكن است كه در هنگام شاخ و شانه كشيدن و هارت و پورت كردن لهجه اسكاتلندي داشته باشند، اما بيشتر از همه وايكينگها و خانواده هيكاپ، خودِ هيكاپ است كه كمتر از همه شبيه يك وايكينگ به نظر ميرسد؛ او بيشتر يك نوجوان آمريكاييست تا پسركي متعلق به اوايل قرون وسطي. سنتها و رسم و رسوم آن زمان هم بيشتر مدرن و امروزي به نظر ميرسند كه اين شايد براي حفظِ بارِ كمدي فيلم بوده است. گرچه هيكاپ پسري لاغر و نحيف است اما به شدت از سوي پدرش براي پذيرفتن و يادگيري كشتن اژدها تحت فشار قرار دارد، چيزي كه بيشتر يك ميراث خانوادگي و قبيلهايست. اما او پسري نافرمان و كلهشق است كه در انتظار يك اتفاق به سر ميبرد. واقعبينيِ او پس از انداختن و زخمي كردن اژدهاي افسانهاي "خشمِ شب" (موجودي غولپيكر و سريعالسير كه بيشتر شبيه نوعي سمندر وحشي به نام اكسولوتيِ سياه است) شكل ميگيرد. هيكاپ ترجيح ميدهد با اژدها دوست شود تا اينكه او را بكشد. او اژدهايش را آموزش ميدهد و تربيت ميكند، اما با اين حال براي مواجه شدن با درخواست سنگدلانه و مصرانهي پدرش بايد راهحلي پيدا كند.
داستان
كه جلو ميرود فيلم به دو بخش تقسيم ميشود: يكي، تعلق خاطر، حس
وظيفهشناسي و احساس مسئوليت ويرانگر و مخرب مردسالارانه پدر و ديگري
پيوستن مردان وايكينگ به حيوان پرنده و تغيير دشمنان به دوستان. دوستي پسرك
و مردان با هيولاهاي پرنده حتي به همكاري دشوار در پرواز كردن ميان
صخرهها كه به نظر ميرسد در مه شناور هستند و همينطور نابودي دژ كوهستاني
ختم ميشود كه اين صحنهها بيشتر شبيه «آواتار» (2009) – كه از برخي جهات
حتي بهتر و سرگرمكنندهتر است – است. فيلم اقتباسيست از رُمان 2003
كِرسيد اكروئل. گروه نويسنده و كارگردانيِ فيلم كه پيش از اين «ليلو و
استيچ» (2003) را از آنها ديدهايم در واقع با يك موضوع تكراري و به ظاهر
پيش پاافتاده مثل ناسازگاري، تضاد و كشمكش يك پدر و پسر، با پررنگ كردن نقش
نوجوان و خواستهها و آرزوهاي او رنگي واقعي و انساني به آن دادهاند تا
جايي كه با فيلمي خانوادگي – مثل خيلي از فيلمهاي خانوادگي ديگر – روبرو
هستيم كه تماشاگر را تا انتها با خود همراهي ميكند. با اين حال فيلم
سرگرمكننده و داراي ريتمي تند و سريع است و به قدر كافي به شما اجازه
ميدهد تا با نوجوان فيلم و اژدهايش همذاتپنداري كرده و آنها را دوست
داشته باشيد.
خلاصه اينكه «چگونه اژدهايتان را تربيت كنيد» به سختي فيلمي اورژينال و به يادماندنيست و شما ميتوانيد به وضوح متوجه عدم وجود حسِ سهبُعدي نبودن فيلم شويد، اما فيلم به شكلي زيبا انيميشني شاد، مفرح و سرگرمكننده درباره ماجراجوييهاي نوجوانيست كه مطمئناً با ديدن آن احساس نگراني يا وحشت به شما دست نخواهد داد.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...