- نویسنده : دارِن اَمنِر
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
«زندگی
خصوصی پیپالی» با حضور پر تعداد ستاره های درجه یک سینما و در راسِ آن
کارگردانیِ ربکا میلر نومیدانه سعی دارد تا یک فیلم تجاری بزرگ و موفق
باشد. این فیلم هر چند از آن دسته فیلم های محبوب منتقدان محسوب نمی شود
اما به خوبی حس احترام تماشاگران را بر انگیخته و خود را به آرامی در دل
مخاطبین جای می دهد.
پیپالی (رابین رایت پن) به عنوان کاراکتر اصلی فیلم زندگی راحت و بی دغدغه ای دارد. او در حال حاضر یک مادر خوشبخت ، همسری به ظاهر شاد و خوشحال و دارای 2 فرزند جوان است که خودش را بیشتر در نقش میزبان صمیمی و خونگرم میهمانی های شام در جمع دوستان مختلفش می بیند. پیپا با ناشری مشهور به اسم هرب لی (آلن آرکین) که مردی 80 ساله است ازدواج کرده ، یعنی 30 سال تفاوت سنی. آنها از آپارتمان لوکس و اعیانی شان به شهر کوچک خلوت و آرامی نقل مکان می کنند ، جایی که امیدوارند تا باقی مانده سالهای عمرشان را در کنار هم سپری کنند.
پیپا احساس می کند در زندگی اش در حق او ظلم شده و کارهایی که نمی بایست آنها را انجام می داده انجام داده مثل درگیری و اختلاف هایش با مادرش، مصرف دارو و یا فرار از خانه. او به طور همزمان شروع می کند به تکرار کردن دوباره ی عادت های فراموش شده و اشتباهات و خطاهای گذشته اش، مثل سیگار کشیدن. زمانی که او با پسر همسایه، کریس (کیانو ریوز) – مردی خوش چهره و خوش اندام که به همراه مادر پیرش زندگی می کند- آشنا می شود به نظر می رسد که دوست دارد تا به جبران گذشته رابطه عاطفی جدیدی را شروع کند. او در واقع به دنبال یافتن حقیقت واقعی و درونی خودش است، چیزی که هیچگاه در دوران جوانی نتوانسته به آن دست یابد و حالا با یادآوری آن دوران برایش در حال زنده شدن است.
ربکا میلر در مقام نویسنده و کارگردان داستان
جالب توجهی برای فیلمش انتخاب کرده. او از نقطه نظر بصری نشان می دهد که
به خوبی کار با دوربین را بلد است، همانطور که روش و سبک او در هر کدام از
صحنه ها به خوبی نمایان است تا او کارگردان بادانش و کار بلدی به نظر برسد.
میلر با کمک یک مدیر فیلمبرداری توانا، دکلان کوئین ، قاب های تصویری عالی
و بی نقصی گرفته که نشان از تجربه بالای وی دارد اما روی هم رفته «پیپا»
کمی کشدار و خسته کننده از کار در آمده. فیلمنامه میلر پر از پیچ و خم های
داستانی و همچنین فلاش بک ها و فلاش فورواردهای متعددی ست که در مجموع
سرگرم کننده و از نظر احساسی مبهم و چندگانه از کار در آمده . فیلم داستان
شگفت انگیزِ خودیابی زنی را روایت می کند که همواره زیر سایه زندگی،
خاطرات و دوران مجردی اش زندگی کرده است . رایت پن در نقش پیپا در لحظات
کلیدیِ فیلم بازیِ زیر پوستی و هنرمندانه ای از خود ارائه داده و پلیک
لیولی که نقش جوانی های پیپا را بازی کرده در جلوی دوربین خیلی مطمئن و
دارای اعتماد به نفس به نظر می رسد. در واقع او کاملاً حرفه ای عمل می کند
چنانکه پیش از این نیز او را یکبار در سریال تلویزیونی «دختر شایع پراکن»
دیده ایم . ریوز در نقش کریس دوست داشتنی ست و وقتی به همراه رایت پن روی پرده هستند شما آرزو می کنید که ای کاش آنها صحنه های بیشتری در کنار هم بودند. با این حال بهترین بازی فیلم از آنِ آلن آرکین در نقش هرب است.
من به دلیل ریتم تقریباً یکنواختِ فیلم تحت تاثیر آن قرار نگرفتم . تماشای چنین فیلمی در کنار لذت هایی که دارد می تواند برای تماشاگر عامه پسند مایوس کننده باشد. اما پیشنهاد می کنم دست نگهدارید تا DVD فیلم از راه برسد که در این صورت ممکن است در قاب کوچک تلویزیون بازی بازیگران فیلم اندکی اغراق آمیز و تئاتری جلوه نماید.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...