- نویسنده : راجر ایبرت
- |
- ترجمه : مجید کریمی
«سخنرانی
پادشاه» داستان مردی را نشان می دهد که با مشکل لکنت زبان مواجه است.
ارتباط برقرار کردن با مردم برای کسی که لکنت زبان دارد بسیار سخت است چه
برسد به اینکه این شخص بخواهد برای کل امپراتوری انگلستان، آن هم از طریق
رادیو سخنرانی کند. در ابتدای فیلم نوشته می شود که در این هنگام یک چهارم
جمعیت جهان جزو قلمرو انگلستان بودند، پس بسیاری از مردم دنیا چه در
آمریکای شمالی، آفریقا، آسیا و اروپا به این سخنرانی گوش خواهند داد.
این مرد شاه جورج ششم بود، سال 1939 و بریتانیا که در آستانه ی ورود جنگ با آلمان قرار داشت و شنوندگان پادشاهی با اراده و با نیرویی مستحکم می خواستند نه پادشاهی که با لکنت زبانش عذاب ترس را بر مردم نازل کند. این مرد هیچگاه نمی خواست که شاه شود. بعد از مرگ پدرش تاج بر سر برادرش ادوارد (گای پیرس) گذاشته شد. اما ادوارد چون می خواست با زنی در شرف طلاق ازدواج کند به ناچار شاهزاده آلبرت (جورج ششم با بازی کالین فرث) که درگیری بسیاری با مساله ی لکنت زبانش داشت شاه شد.
آغاز «سخنرانی پادشاه» آلبرت را نشان می دهد که در سال 1925 و با گسترش رادیو می کوشد تا در اولین سخنرانی خود از طریق رادیو پیغام پدر را به گوش مردم برساند. او درد جانکاهی می کشد تا بتواند کلمات را صحیح و بدون لکنت از زبان بیرون بیاورد. جورج پنجم همیشه برتی (آلبرت) را برای پادشاهی از ادوارد شایسته تر می دانست اما افسوس که رادیو گسترش پیدا کرد و پادشاه مجبور می شد برای مردمش سخنرانی کند . درسخنرانی سال 1925 ما همسر برتی، الیزابت (هلنا بونهام کارتر)، را با چهره ای دلسوزانه و با ترحم می بینیم. الیزابت به مرور زمان از عمق رابطه ی ادوارد و معشوقه اش پی می برد. عملی که امکان دارد شوهرش را به تخت پادشاهی نشاند. بنابراین به هر دری می زند و پزشکان و مشاورین مکالمه ی بسیاری را می بیند بسا که راهی پیدا کند که از تحقیر بیش از پیش شوهرش در نزد عموم جلوگیری کند. در این جستجو ها او به مردی استرالیایی تبار به نام لیونل لگ (جفری راش) بر می خورد که کلاس های تمرین مکالمه دایر کرده و در این راه نیز به اندک آوازه ای رسیده است.
لگ
در ابتدا از هویت واقعی شاهزاده آلبرت آگاه نمی شود. و یکی از موضوعات
فیلم هم تمایل لگ به خاندان سلطنتی است، که برای استرالیایی تباران امر غیر
معمولی هم نیست. او اعتقاد دارد که اگر آلبرت می خواهد درمان شود پس باید
با او دوست شود پس به آلبرت پیشنهاد می دهد که برای شروع کار یکدیگر را با
اسم کوچک صدا بزنند، آلبرت این پیشنهاد را فورا رد می کند نه به این خاطر
که فرد از خودراضی و مغروری است بلکه چون او در محیط دیگر و با شرایط
متفاوتی بزرگ شده است.
اگر خاندان سلطنتی انگلستان به هیچ دردی نخورد لااقل موضوع جالبی برای فیلم ساختن است. فیلم که غنی از جزئیات زمانی و نشان دادن مو شکافانه ی تضادهای طبقاتی است، به وضوح از پرداختن دقیق به بعضی از جریانات مهم آن زمان طفره می رود مثلا تصمیم ادوارد برای دست کشیدن از تاج و تخت و ازدواج با والیس سیمپسون آمریکایی (ایو بست)؛ ادواردی که بعدها دوک ویدنزور شد و به همراه همسرش با توجه به اینکه اهمیت چندانی نداشتند تا چندین سال مورد توجه حجم غیر قابل بیانی از توجهات بودند. البته این فیلم داستان های جالب تری از مردمان بهتری نشان می دهد. شاید به این نکته توجه نشود که آلبرت و همسرش والدین الیزابت دوم هستند. خدا می داند که ادوارد اگر زنده می ماند به همراه همسرش چه کسی را به دنیا معرفی می کردند.
کارگردان
فیلم (تام هوپر) تصمیم جالبی در چگونگی طراحی صحنه و نماهای تصویری گرفت.
اکثر نماها داخلی هستند و فضاهای فیلم اکثرا باریک و درازند که این برای
فیلم های تاریخی مخصوصا آن ها که قرار است شکوه و جلال پادشاهی را به نمایش
بگذارند غیر معمول و در عین حال جالب است. شک من بر این است که استفاده ی
او از این نوع ساختار های دیوارها و غیره اشاره به ساختار گلو و حنجره ی
آلبرت دارد که بیرون آمدن کلمات از آن به سختی انجام می شود. فیلم اغلب زمان خودش را به کالین فرث رسمی و با وقار و جفری راشی سپری می کند که هضم
ادبیات او در بیان مفاهیم روان شناختی کمی دشوار است. هلنا بونهام کارتر
که می تواند بسیار بی رحم باشد (مثلا در «هری پاتر»ها) اینجا بسیار مهربان و
سرشار از احساسات و همراه همیشگی شوهرش است. او همان ملکه ی دوست داشتنی
مان است که در سن 101 سالگی در سال 2002 فوت کرد . در مقیاسی بزرگتر هیتلر
قدرتمند می شود و جنگ را آغاز می کند و برتی، جورج ششم، که مراسم تاجگذاری
را انجام داده اکنون باید در یک سخنرانی رادیویی مهیب ترین جنگ تاریخ انسان
ها را به مردم اعلام کند.
هدایت هوپر در سکانس سخنرانی استادانه است. فرث تمام فشار ها را در خود نگه داشته و با بردباری زیاد به سمت میکروفون می رود. اما کابینه و حاضرین هستند که به جای او وحشت زده و نگرانند انگار که او دارد به سمت گیوتین می رود. این سکانس از فیلم باید خوب از آب در می آمد که آمده. اثربخشی احساسی صحنه بسیار قوی است و در پایان ما یک درام تاریخی برجسته و یک درام شخصی قوی را داریم و دو نفر از طبقات مختلف که تا پایان زندگی شان با هم ماندند.
نکته: فیلم به علت بد زبانی هایی که در فیلم می شود درجه ی R (محدود شده) گرفت که به نظر من امری کاملا غیر معقول است . فیلم برای نوجوانان فیلمی عالی به شمار می رود.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...