تلخی ماندگار

چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۴۸

  • نویسنده : دبورا یانگ
  • |
  • ترجمه : مجید کریمی
  • |
  • منبع : ورایتی

مونا زندی یکی از دستیاران رخشان بنی اعتماد در «روزگار ما» در اولین فیلم خودش، «عصر جمعه»، شجاعانه مادری را نشان می دهد که مجبور است با پسر نوجوان و سرکشش آشتی کند. این فیلم آینده ی خوبی را برای مونا زندی پیش بینی می کند.

شروع فیلم مادری را نشان می دهد که با نوزادی در آغوش از زندان آزاد می شود. پانزده سال بعد سوگند (رویا نونهالی) در خانه آرایشگری می کند، در حالی که نوزادش، امید (مهرداد صدیقیان)، به نوجوانی با سر تراشیده و صورتی چغر تبدیل شده است که با کش رفتن پول از کیف مادرش مدرسه رفتنش را دور می زند. این دو شخصیت کم حرف، خاکی و به طرز قانع کننده ای واقعی اند.

بنفشه (هانیه توسلی) خواهر کوچکتر سوگند که برای تحصیل در تهران به سر می برد وقتی خبردار می شود که پدرش در شُرُف مردن است، تصمیم به پیدا کردن خواهر خود می گیرد. بنفشه با ظاهری آراسته و شیک و با بیانی قلمی، با مطرح کردن ارزش های خانوادگی نقش یک میانجی را بازی کرده طوری که به داستان رنگ و بوی کلاسیک می دهد. صدیقیان جوان نقش نوجوان یتیمی را بازی می کند که خطر ورود به دنیای بزهکاری تهدیدش می کند. او به طرز شگفت انگیزی توانسته است که سکانس های پیچیده ی پایانی فیلم را به خوبی تاب آورد و از پسشان برآید. در تصاویر نه چندان دلفریب نونهالی، سوگند، برخلاف خواهرش، شخصیت نجات یافته ای ست که هنوز توانایی ریختن اشک ها و احضار یک نیرویی درونی را دارد.

اگر چه داستان مادری تنها و فقیر دیگر کهنه به نظر می رسد  اما زندی به کمک فیلمبردارش، حسین جعفریان، روش های جدیدی را برای تعریف کردن داستان به کار بردند. خیلی از اتفاقات در چارچوب دوربین نیستند و دیالوگ را در هنگام برگشتن بازیگران چندین بار می شنوید. سایه روشن ها و تحرکات ظریف و خلاقانه ی دوربین حالتی مدرن را برای فیلم رقم زده است آن هم در حالی که تصاویر به طرز زیبایی متین و آرام هستند. تدوین سپیده عبدوالوهاب نیز تمام زائدات فیلم را گرفته و 76 دقیقه ی دلنشین به ما می دهد.


منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...