- گردآوری و ترجمه : شهرزاد آریانا
در سال 2005، سِری جدید مجموعه «دکتر سوس» موفق شد بالاترین رتبه ها، بهترین نقدها و بیشترین جایزه ها
را از آنِ خود کند. از این رو مسئولان شبکه بی بی سی یک برای استمرار این
موفقیت ها یک بار دیگر به سراغ سنت سریال های ماجراجویانه عصرهای یکشنبه
رفتند. به همین خاطر در سال 2006 مجموعه تلویزیونی جدید «رابین هود» در
عصرهای یکشنبه که زمان خانواده ها نامیده می شود، آغاز به پخش کرد. دومینیک
مینگلا، در ویژه نامه ای که بی بی سی پِرِس به خاطر سِری دوم «رابین هود»
منتشر کرد، عنوان کرد که در این مجموعه می توان "چیزی همیشه دلپسند" درباره
"نجیب زاده ای که به فقرا کمک می کند" یافت. ارتباط میان رابین هود این
سریال و رابین هود متعارفی که رفتاری جسورانه و لوطی منشانه دارد، متفاوت
است. یکی از مباحثی که در این زمینه در نشریات و مطبوعات رخ داد در مورد
مصاحبه هایی بود که هنگام آغاز سری اول «رابین هود» با جیمی الیور، بازیگر
نقش یکی از رفقای رابین هود در این سریال انجام شد. در این مصاحبه عنوان شد
که کمی عجیب است که رابین هود را از طبقه اجتماعی بالاتری بدانیم، به ویژه
اگر به یاد داشته باشیم کُنت ها نقش مهمی در تاج گذاری شاه ریچارد داشتند.
رابین به عنوان یک اشراف زاده یا کُنت، کودَن به نظر می رسد. شاید رابین
یک کُنت فرض شده است چون اینکه یک اشراف زاده به کمک فقرا بیاید، تهدید
کمتری برای نظم اجتماعی محسوب می شود تا وقتی که کسی که خود از طبقه فقرا
است به این کار دست زند. در حالیکه رابین هود رفتاری گستاخانه و دوست
داشتنی داشته و برق شیطنت در چشم هایش دارد، رابینِ این سری از سریال با
بازی آرمسترانگ، نوجوانی معمولی است که در هر کوی و بَرزَنی می توان به
وفور مشابهش را دید. شاید این ویژگی تلاشی باشد برای ایجاد همذات پنداری در
مخاطبان، ولی در عین حال این سئوال را نیز ایجاد می کند که رابین هودی که
تجربیاتی تا این حد پیچیده و فراوان کسب کرده، چگونه می تواند تا این حد
متوسط و معمولی باشد. یوناس آرمسترانگ بازیگر نقش رابین هود در این رابطه
می گوید: "تا همین اواخر، رابین هود جوان بی قیدی به نظر می رسید که
همانطور که پاهایش را تکان می داد به رفقایش می گفت: رفقا نگران نباشید! من
از خطر نمی ترسم."
فوز آلِن، تهیه کننده این مجموعه نیز می گوید: "او تا پارسال یک پسربچه بود، ولی امسال تبدیل به یک مرد واقعی
شده است." این پسربچه تا پارسال در دشت ها مبارزه می کرد و یک شبه جنگجو و
مبارز شد. این او را تبدیل به یک "مبارز متوسط" می کرد که باعث می شد
رابین در سری اول این مجموعه قابل درک نباشد. این ویژگی ها و مجموعه
رفتارها باعث شد که او کمی خنده دار و مضحک جلوه کند. اگرچه این ویژگی ها،
رابین هود را تبدیل به شخصیتی موردعلاقه بچه ها کرده بود، ولی این اتفاق
خدشه هایی نیز به اسطوره رابین هود، در فرایند برنامه سازی برای خانواده ها
وارد کرده است. تا پیش از قسمت پایانی سِری نخست، رابین هود با بازی
آرمسترانگ هنوز دستش به خون کسی آلوده نشده بود. این رفتارها، برای دنیای
امروز ویژگی مطلوبی محسوب می شود، اما در قرن 12 میلادی این ویژگی، ویژگی
چندان مثبتی تلقی نمی شد. اگر مخالف یا دشمن کسی در قرن 12 می گفت که فلان
شخص تاکنون کسی را نکشته است، عملاً شخصیت او تخریب می شد. در ویژه نامه
منتشر شده در رابطه با سریال بارها اشاره شده است که رابین حالا دیگر در
این مجموعه خشن تر، محکم تر و بااراده تر است، اگر رابین بداند که برای
جلوگیری از یک فاجعه، قتل کسی لازم است، آنگاه او به خوبی می داند که چه
باید بکند. در سِری نخست این مجموعه آن چیزی که رابین را زنده نگاه می دارد
مثلث عشقی ای است که میان رابین، ماریان و گای وجود دارد. این تنَِش در
قسمت هشتم این مجموعه به اوج خود می رسد. این مبارزه رابین را تحریک کرده و
به حرکت وا می دارد و باعث زنده تر و واقعی تر به نظر رسیدن او می شود.
این مجموعه ویژگی هایی ست که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. وقتی که به
او در قسمت پایانی سریال گفته می شود باید به ازدواج ماریان و گای تن در
دهد، رابین می گوید: "می دونین چیه؟ با اینکه می دونم کار درستیه، اعصابم
از انجام دادنش خُرد میشه."
خوشبختانه در سِری
دوم این مجموعه رابین بیشتر اشتباه می کند. هیچ دلیلی وجود ندارد که یک
قهرمان – خصوصاً قهرمانی مثل رابین – همیشه کار درست را انجام دهد. او به
احساساتی نیاز دارد که بتواند او را در یک مثلث عشقی قرار دهد. لوسی
گریفیث، نقش ماریانی را بازی می کند که معمولاً به عنوان دختری غیر جدی
شناخته می شود. برای آنکه بتوان نقش این ماریان جدید را از آن ماریان
کلاسیک جدا کرد، در سِریِ جدید او فعالانه
با رابین درگیر می شود و به رفتارهای او واکنش نشان می دهد. ولی در برخی
لحظات سِری دوم این سریال، وقتی ماریان با لحنی سرد رابین را خِنگ و کودن
می
خواند، بیش از آنکه دختری مستقل به نظر برسد، بی ادب و گستاخ به نظر می
آید. ولی به هر حال، ماریان در سِری جدید «رابین هود» ، یک بخش از رابطه
کلاسیک در یک داستان عاشقانه است و همانگونه که انتظار نیز می رود، ماریان
در قسمت ماقبل آخرِ سِری نخست این سریال و در حال احتضار به رابین می گوید:
"ما هیچوقت حقیقت را به یکدیگر نگفتیم، وقتی من تو را خِنگ و کودن می
خواندم در واقع منظورم این بود که تو یک قهرمانی." به نظر منتقدان، لحن
کُلی این مجموعه در برخی مقاطع نامنسجم به نظر می رسد، مثلاً ایده های
مختلفی برای مخاطبان سریال تصویر می شود، شخصیت های اصلی مثل رابین هود و
گای داستر، در واقع پوشش قدیمی شده لباسهای مدرن و امروزی را بر تن دارند و
تجسم ایده آل های دوران مدرن در مورد پوشش هستند، در حالیکه دیگر بازیگران
این مجموعه لباس هایی مطابق با رسوم قرون وسطی بر تن کرده اند. همین مشکل
دقیقاً در مورد دیالوگ ها هم وجود دارد، در حالیکه شکل گفتاری شخصیت ها
نزدیک سبک قرون وسطی است، بازیگران از اصطلاحات و ترکیبات محاوره ای و
گفتاری مدرن و امروزی استفاده می کنند. امتیاز و رتبه کلی این گونه از
سریال ها در مجموع خوب است، اگر چه شاید به خوبی آن چیزی که مورد انتظار
همگان است نباشد. بینندگان از تماشای این اسطوره در قالب و شکلی جدید خسته
نمی شوند، ولی چه به لحاظ کیفیت ساخت و چه به لحاظ کیفیت فیلمنامه، این
سریال های جدید به آن خوبی که می توانند باشند. نیستند
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...