- نویسنده : جان اِستِر
- |
- ترجمه : لیلا رحمان ستایش
اگر
شما در يك شهر بزرگ زندگي مي كنيد، ممكن است در طول روز شانس و اقبال و
همينطور بدشانسي و بد اقبالي هاي متعددي به سراغتان آمده باشد كه برخي از
آنها ممكن است حتي عجيب و غريب هم به نظر برسند. شما به طور معمول هنگام
خريد از فروشگاه يا داروخانه با صندوقدار روبرو مي شويد و يا مشترياني را
مشاهده خواهيد كرد كه براي خريد در حال رفت و آمدند.
در اين ميان ممكن است يك كارمند قراردادي، دانشجو يا شخصي با كاري موقت
باشيد. اين شرايط باعث مي شود تا شما براي يك مدت زمان طولاني آسوده خيال
نباشيد و در آرامش به سر نبريد. بسياري از مردم (و حتي خود
ما) برايشان مهم است تا حتي در اين شرايط با گفتن "سلام" و "روز خوبي
داشته باشيد" به ديگران وضعيت خودشان را عادي نشان دهند، در واقع حفظ ظاهر
نمايند. اين بهترين دستمايه براي نيل سايمون بوده تا فيلمنامه فيلم «خارج از محدوده» را بنويسيد. مفهومي بر گرفته از حالت روانشناسي و توام با چاشني
خنده و اين چنين شد كه يك فيلم كلاسيك كه به بهترين شكل زندگي در
ابرشهرهايي مانند نيويورك را به تصور كشيده است ساخته شد.
فيلم «خارج از محدوده» سعي كرده با بهره گيري از صحنه هاي كمدي جذابيت اثر را بيشتر نمايد، هر چند كه در ورا و در عمق همين صحنه هاي كميك نيز به نوعي پيام و هدف خود را نشان مي دهد. فيلم به صورت تلويحي زندگي در شهر هاي بزرگ و ماجراها، حوادث و اتفاقات دور از انتظارش را نشان مي دهد و به تصوير مي كشد. دوربين به صورت مرتب ميان زوج لمون و دنيس در حركت و رفت و آمد است. لمون مدام در تب و تاب و حركت است و برعكس او دنيس سعي در آرام كردن همسرش دارد. دوربين با هوشمندي در ميان حركت و رفتار اين زوج مي چرخد و صحنه هاي مربوط به شور و هيجان لمون و نگراني و دلواپسي هاي دنيس را كاملاً از نزديك نشان مي دهد.
صحنه هاي بيشتري در فيلم وجود دارد كه خنده و تبسم بر لب تماشاگران مي آورد. بعد از صحنه گم شدن اسباب و اثاثيه كه باعث در به درشدن
و آشفتگي بيشتر اين زوج مي شود مايه هاي طنز فيلم نيز خود را بيشتر نشان
مي دهند. از اينجا به بعد خانم كلرمن سعي مي كند در مقابل با عصبانيت رو به
افزايش شوهرش و حرص خوردن ها مداومش مصايب و بدبياري ها را كاهش دهد. او
سعي مي كند با حفظ خونسردي
با يكسري راهكار و نصايح قدرت و اقتدارش را بيشتر نشان داده و از اشتباهات
بعدي جلوگيري كند. جا به جايي هاي مكاني و رفتن از اين هتل به آن هتل، از
اين سرپناه به آن سرپناه پيشنهاداتي ست كه كِوين ارائه مي دهد و به نظر مي
رسد كه بهترين نيز باشند. او آدم حساسي ست كه حتي نمي تواند نسبت به توده
هاي زباله در خيابانهاي نيويورك بي تفاوت باشد. اما او هم به مانند شوهرش
گهگاهي كم مي آورد و خود را در اين آشفته بازار، سرگردان مي بيند. از آن
سوي ديگر جورج كلرمن نيز بيكار نمي نشيند و مدام با دوندگي ها، فرياد ها و
تلاش هايش سعي در باز گرداندن شرايط عادي دارد. او اوقات زيادي صرف امور
حقوقي و دوندگي هاي قانوني مي كند و از ديدن نابرابري ها و عدم تساوي كه
خود هميشه از آن گريزان بوده متعجب و حيران است. اتفاقات پي در پي و يكسري
وقايع مرتبط با هم براي دو شخصيت اصلي از مزيت هاي فيلمنامه است.
ديالوگ ها نيز از نقاط قوت فيلم محسوب مي شوند . جملات رد و بدل شده ميان اين زوج و
ديگر شخصيت هاي فيلم به خوبي حالات دروني و آشفتگي ذهني اشان را نشان مي
دهد.
جک لمون نيز با نوع خاص بازي خود توانسته به زيبايي هر چه تمام تر
همان جورج كلرمنِ داستان نيل سايمون باشد و هيچكس بهتر از او نمي توانست
ايفای این نقش نماید. او مثل همكاري هايش یا خودِ بيلي وايلدر استاد تركيب
طنز و عصبيت در يك زمان است. شخصي كه در موقعيت هاي پيچيده گرفتار شده اما
رفتار و كردار و گفتار او در عين جدي بودن تماشاگر را مي خنداند و يادآور
موقعيت هاي طنز فيلم هاي باب هوپ است. دوربين در طول فيلم كمتر لحظه اي
ساكن و بي حركت مي ماند و مدام در حال تعقیب لمون پر شور و شور كله شق است.
لمون با بهره گيري از تجربيات گرانبهايش در فيلم هاي وايلدر شور و سر
زندگي خاصي به تمامي صحنه هايي مي دهد كه در آن حضور دارد. دنيس نيز در اين فيلم نمونه يك زن نگران و تا در حد ممكن مطيع شوهر ، نقش آفريني خيره اي كننده اي دارد. با نوع خاص ديالوگ و گفتار منقطع وتي زباني خود به خوبي زن ساده دل و خجول شهرستاني را به تصوير كشيده است. او كه به همراه شوهرش از شهري
نسبتاً كوچك به نيويورک غول آسا آمده در عين سادگي و دست و پا چلفتي بودن مدام باید مواظب تندخویی و اعصاب ضعیف وی در برخورد با مشکلات باشد.
آرتور هیل كه شهرت خود را بيشتر مديون «داستان عشق» (1970) است با «خارج از محدوده» توانايي هاي خود را در به تصوير كشيدن صحنه هاي شلوغ و پر ترافيك و تصاوير پر تحرك و ميزانسن هاي سخت نشان مي دهد. اگر « داستان عشق» موفقيت اش را مديون و مرهون قصه سوزناك و اشک آورش بود كه بيشتر باب طبع دخترها و زنهاست، «خارج از محدوده» به شكلي دلپذير چالشي براي توانايي هاي آرتور هيل محسوب مي شود تا خود را حتي به كودكان و نوجوانان نيز تحميل كند.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...