تصویری جذاب از بزرگ ترین شبکه اجتماعی و خالق آن

یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰


آیا می شود کسی که سازنده ی فیس بوک است، کسی که با افراد زیادی در ارتباط است، افرادی که هر کدام هم برای خودشان افکار مستقلی دارند، از یافتن یک دوست صمیم عاجز باشد؟ آیا امکان پذیر است جوان ترین میلیونر دنیا که همه ی ثروتش را هم خودش به دست آورده، پسری 26 ساله که حاصل کارش، مردم 207 کشور با 70 زبان را دور هم جمع کرده، تنهاترین انسان روی کره ی زمین باشد؟

اگرچه مکالمات درون فیلم  مثل جهنمی از فرضیات هستند که شما نیمی از آن را هم متوجه نمی شوید اما فیلمنامه ای هوشیارانه ای دارد که با خردمندی توسط آرون سورکین نوشته شده است و تنها کارگردانی همانند فینچر است که می تواند به کلمه به کلمه ی آن جان ببخشد، با اجرایی کاملاً دقیق از جسی آیزنبرگ و همه ی اینها دست به دست هم از «شبکه اجتماعی» داستانی موفق و جنجالی ساخته  که در ترکیبی باشکوه به نمایش درآمده است.

و این در حالی است که در این برهه ی زمانی که هیچ پدیده ای به اندازه ی فیس بوک به روز و بر سر زبان ها نیست، «شبکه اجتماعی» فیلمی موفق از آب در خواهد آمد زیرا داستان آن داستانی ست در نوع خودش مثال زدنی. فیلم سنت فیلم هایی از این قبیل را پیش می گیرد همانند فیلم هایی مثل «مادام کوری» و «مردی به نام ادیسون» با همان داستان هایی که قدرت رویابافی و  احساس پیروزمندی را در ذهن بیننده  مختل می کند، همان احساسی که در بیننده ایجاد می شود و با خودش فکر می کند زندگی معمولی خودم از زندگی پولدارها و مشهورها پرمعناتر و بهتر است.

«شبکه اجتماعی» فیلمی است که از نمونه های ابتدایی بیوگرافی فاصله می گیرد. آیزنبرگ در نقش ضدقهرمان داستان، مارک زوکربرگ، که تا حد زیادی هم به قهرمان داستان نزدیک می شود، ظاهر می شود، دانشجوی 19 ساله ی خودخواه و متکبر دانشگاه هاروارد که به همان اندازه که به لحاظ اجتماعی جمع گریز است، در حد وحشتناکی هم باهوش است. بازیگری که در همه ی شخصیت های منفی ای که تا به حال داشته خوب ظاهر نشده، در فیلم هایی همانند «راجر داجر» و «نهنگ و ماهی مرکب». در این فیلم های به سبک کلاسیک حضور خوب و موفق او با احساس بدی که در هر شکل و میزانی بیننده را می آزارد، به کلی سوخت شده و از بین رفته است. اما زورکربرگِ «شبکه اجتماعی» همین نیرو را صرف تمایلش برای بدست آوردن موفقیت می کند و اینکه هیچ کدام از اطرافیانش حاضر نمی شوند به افکار بیرحمانه و زیرذره بین برانه و سردیِ کسل کننده اش تن در دهند و در این شرایط بدست آوردن آن موفقیت دست آخر او را پای میز محاکمه می کشاند.

به تصویر درآوردن و تشریح کردن چنین نمونه شخصیت های جالب توجه اما متفاوتی، شانسی است که تنها در خانه ی کارگردانی همانند فینچر با همه ی ایده آل های ذهنی ویژه اش را می زند. تنها اوست که می تواند با استعداد و ذوق درونی خود در فیلمسازی به شخصیتی چنین سرد و بی روح بپردازد و کارش را هم به بهترین شکل ممکن انجام داده و داستانی را ارائه کند که به شکل قانع کننده ای زد و خوردها را در قالبی عقلانی به تصویر بکشد، گویی در حال دیدن تریلری جیمز باندی هستیم.

فیلم به طور سیال و روانی توسط کرونن وِث فیلمبرداری و توسط دونالد گراهام برِث طراحی شده است البته هر دو طبق قوانین و قواعد فینچر و البته کارگردان هم از فیلمنامه ی خوب آرون سورکین بهره جسته است. همانطور که سریال تلویزیونی «بخش غربی» در ذهن ها ماندگار شده، سورکین در این فیلمنامه هم دیالوگ های عالی ای به کار برده و کارگردان هم از آنها در پویاسازی روابط بین افراد بهره جسته است. در واقع می توان گفت فینچر این استعداد و توانایی را داشته که از آن دیالوگ ها به بهترین شکل استفاده کند. هم فیلمنامه و هم موسیقی تکان دهنده ی ترنت رزنور و آتیکوس روس این انرژی را در بیننده ایجاد می کند که تا انتها پای فیلم بنشیند.

اگرچه داستان فیم براساس «فرصتی برای میلیونر شدن» اثر بن مزریچ نوشته شده اما سورکین تحقیقات خود در زمینه ی این داستان را گسترش داده و مسیری که در پی گرفته حتی سرسوزنی به داستان مزریچ نزدیک نیست. اگرچه همواره صحبت آن بوده که «شبکه اجتماعی» عناصر «راشومون» را در خود دارد اما در واقع می تواند از آن به گونه ای انحراف ذهنی یاد کرد. داستان فیلم از زاویه ی دید شخصیت های مختلف روایت می شود و جزئیاتی که راجع به آن بحث می شوند با هم متفاوتند.

داستان فیلم «شبکه اجتماعی» در فضایی شکل می گیرد که خشمی اجتماعی اولین در را به سوی میلیونر شدن شخصیت اش باز می کند. اولین سکانس فیلم در کافه ای در محوطه ی دانشگاه هاروارد در پاییز سال 2003 به وقوع می پیوندد، در حالی که زورکربرگ با هم دانشگاهی اش، اریکا (رونی مارا) قرار ملاقات دارد، بین آنها بحثی پیش می آید، زوکربرگ عصبانی می شود و تصمیم به انتقام می گیرد. با خشم حاصل از دست ردی که به سینه اش خورده به خوابگاه برمی گردد و با کمک هم اتاقی اش و یکی از بهترین دوستانش ادواردو ساورین (آندرو گارفیلد)، انتقام گیری را با حک کردن زیرکانه ای در محیط فیس مَش (شبکه ای اجتماعی متعلق به دانشگاه هاروارد) آغاز می کند. در طی دو ساعت با 22000 بازدیدکننده مواجه می شوند و کلیه سیستم های دانشگاه بخاطر ترافیک بازدید کننده از کار می افتند.

این کار توجه دو قلوهای قهرمان قایقرانی دانشگاه ،کامرون و تایلور وینکل ووس (که با کمک جادوی کامپیوتر توسط دو بازیگر بدون هیچ خویشاوندی آرمی همر و جاش پنس بازی شده است) را جلب می کند. آنها به کمک دوستشان دیویا نارندرا (مکس مینگهلا) زوکربرگ را به خدمت می گیرند تا سایتی را برایشان طراحی کند که ارتباطات هارواردی نام دارد. در همان زمان زوکربرگ به همراه دوستش ساورین در حال کارکردن به روی "فیس بوک"، همانی که امروز همه ی ما می شناسیم، هستند. بعد از نشان دادن همه ی اینها «شبکه اجتماعی» ما را به چند سال بعد می برد به دادگاهی که زوکربرگ در آن توسط وینکل ووس ها و ساورین مورد اتهام قرار گرفته است. هر کدام از آنها با دلایل متفاوت از هم دانشگاهی شان دلخورند و این شکایت ها حالا او را پای میز محاکمه کشانده است.

خشی از انرژی و پویایی «شبکه اجتماعی» از سرزندگی و در عین حال تواضع حاصل از چابکی تدوین آنگوس وال و کریک باکسر می آید، به واسطه ی حرکت های سریعی که میان دو موقعیت در شرح و توضیح و به تصویر کشاندن آنها شکل گرفته فیس بوک شکل می گیرد و زوکربرگ را به جوانی ثروتمند و مشهور بدل می کند. یکی دیگر از نقاط انحرافی این فیلم میزان حقیقی بودن شخصیت ها و موقعیت های این فیلم است. این یک نقطه ی انحراقی تلقی می شود از این حیث که حتی بهترین فیلم های مستند طبعاً و ذاتاً بخشی از حقیقت را از شکل و قیافه می اندازند. طرفدارن زوکربرگ معتقدند فیلم تا حد زیادی نسبت به زوکربرگ بی انصاف بوده، ممکن است حرفشان درست باشد یا نباشد، اما نویسنده ی نیویورکر که با او مصاحبه کرده است او را فردی "متفاوت، گیج و سردرگم با ترکیبی غریب از خجالت و تکبر" دانسته و شخصیت زوکربرگِ فیلم هم دور از این توصیفات نیست.

و دست آخر، مهم تر از همه ی اینها آن است که «شبکه اجتماعی» ما را در پایبندی اش به اصول یک فیلم خوب قانع می سازد. اما به نظر می رسد زوکربرگ با دیدن این فیلم از شدت عصبانیت دندان هایش را به هم بساید یا حتی خوشحال شود. به هرحال او شخصیتی است که در کنار همه ی صفات بدی که از آن یاد شد، 100 میلیون دلار به مدارس دولتی نیوارکِ نیوجرسی هدیه کرده است. در افتتاحیه ی فستیوال فیلم نیویورک همه نگرانی این بود که این فیلم، علی رغم ثروت هنگفت او، باعث شود زوکربرگ در زندانی که این فیلم از شخصیت نامهربان او به تصویر کشیده حبس گردد، همان مشکلی که «همشهری کین» برای شخصیت ماریون دیویس به وجود آورد. شاید فیس بوک پدیده ای قدرتمند قلمداد شود اما تأثیری که فیلم بر ذهن بیننده اش می گذارد غیرقابل انکار است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...