پیروزی ها و شکست های یک خورۀ کامپیوتر

یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰


فیلم «شبکه اجتماعی» بی شک یکی از بهترین آثار سینمایی است که دقیقا لحظه های خوب و بد را متبلور می سازد. شبیه فیلم هایی چون «شکارچی در ری»، «ایزی رایدر» و یا «بی اهمیت». این فیلم در بر دارنده چیزی است که در اطراف ماست ، به ما هشدار می دهد و چیزی است که دور از دسترس است . موضوعی که این روزها بسیار قابل تشخیص ، پرطرفدار بوده و همچنین سود بی نهایتی را در صورت خوب کار کردن با آن نصیب فرد می کند. ما همواره گفته ایم که یک فیلم ، کتاب یا نوار صوتی تا چه اندازه  می تواند در این دهه اهمیت داشته باشد، خُب، فیلم «شبکه اجتماعی» نیز از این دسته است. این فیلمی مربوط به زمان حال است و دنبال کننده بحثی است که این روزها بسیار متداول است. این فیلم کاری با تقویم ندارد، بلکه آنقدر زنده و به روز است که انگار همین چند دقیقه پیش اتفاقات آن روی داده اند.

فیلمنامه این فیلم را آرون سورکین بر اساس کتاب «میلیاردرهای تصادفی» اثر بن مریخ نوشته و دیوید فینچر آن را کارگردانی کرده است. داستان فیلم ، داستان ادراک، ساخت و زیرسازی، انتقال، تفرقه اندازی، سرانجام و نهایت، پیروزی و موفق شدن در فیس بوک، و دیگر رسانه های اینترنتی است. «شبکه اجتماعی» داستان نبوغ، خیانت ، عدم صداقت، حسادت، شهوت پول و یک درام منطقی و قانونی است. در نگاه اول این فیلم به نظر شبیه یک فصل از تاریخ و مجموعه ای از اپیزودهای مرتبط به هم و یکسری حوادث زودگذر بی اهمیت است در حالیکه آن در واقع منبعی از انرژی ، افت و خیز و هیجان و اشتیاق است. این فیلم، از آن دسته آثاری است که تمامی ویژگی های سرگرم کنندگی، زرنگی، زیبایی، رقابت را در خود دارد و می تواند تا مدت زمان طولانی پس از دیدنش ، ذهنتان را درگیر سازد.  بدون هیچگونه اغراقی تماشای فیلم احساس تازه و به روز بودن را به شما می دهد هرچند که ممکن است دارای ساختاری کلاسیک هم باشد. فیلم «شبکه اجتماعی» نقد و نظرهای طعنه آمیزی در درون خود نهفته دارد که بهتر از آنها را حتا در برنامه های تلویزیونی نیز نشنیده اند، جملاتی که بسیار بامفهوم و پیچیده اند.

عمده تمرکز فیلم بر روی مساله فیس بوک و سازنده اش مارک زوکربرگ می گذرد. زوگربرگ دانشجوی دانشگاه هاروراد و برنامه نویس کامپیوتر است که در هک کردن نیز تبحر زیادی دارد. او مردی جوان است که توانایی های خارق العاده دارد و می تواند با سیستمی با امکانات محدود شبکه ارتباطی میان انسان ها را به وجود آورد. شبکه ای که سریع مورد استقبال قرار گرفت ولی در عین حال دشمنان و مخالفانی را نیز به همراه آورد. نقش زوکربرگ بر عهده جسی آیزنبرگ است که بیش از این در فیلم هایی چون «ماهی مرکب و نهنگ»، «سرزمین ماجراها» و «سرزمین زامبی ها» بازی کرده بود. او پس از بازی در «شبکه اجتماعی» نشان داده که بی نهایت بازیگر بااستعداد و با نبوغ بازیگر بالایی است که بسیار راحت می تواند در نقش فرو رفته و سپس اجرای اش کند. آیزنبرگ خشم ، درد، انزوای زوکربرگ را با مهارت در رفتارش منعکس می کند و در صحنه های احساسی، ماجراجویانه و یا حرفه ای می داند باید چگونه واکنش نشان دهد.

فیلم از سویی روایت زندگی فردی زوکر برگ نیز هست. او شاید هیچگاه تصور نمی کرد که روزی بتواند به این ثروت میلیاردی برسد. در سوی دیگر او درگیر یک رابطه عشقی نافرجام است. علاقه زیاد به دختری به اسم رونی مارا دارد که وی هیچوقت او را نخواست و زوکربرگ تا سالهای سال در آرزوی او بود. او پس از شکست در عشق در تنهایی فرو می رود و سعی می کند  وی را با کار کردن زیاد و برنامه نویسی کامپیوتری از سرش بیرون نماید. اما فیلم تنها به رابطه آن دو منحصر نمی شود. در حقیقت بخش رابطه عشقی زوکربرگ تنها قسمتی از این اثر است و بیشتر زمان فیلم به ارتباطات ، تقابلات با مردم و مفهوم فیس بوک اختصاص دارد. از زمانیکه او احساس می کند به وی خیانت شده عدم اعتمادها شکل می گیرد تا در نهایت که به یک جایگاه اجتماعی مشهوری می رسد. 

نخستین کسی که با زوکربرگ در این راه همراه می شود ادواردو ساورین با بازی اندرو گارفیلد است. تنها دوست نزدیک زوکربرگ که مسوولیت مدیر مالی شبکه را بر عهده می گیرد هر چند که این ثبت برای او چنان مناسب نیست و در این پروسه کنار گذاشته می شود. عطش زوکربرگ برای پیشرفت را با دوقلوهای وینکلوس به نامهای کامرون و تایلور -که نقش هر دو را آرمی هامر بازی می کند- آشکا می سازد و منجر به ایجاد طراحی یک صفحه ویژه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه هاروارد و نظرسنجی درباره عکس های آنها می شود. ادامه این روند پای کسانی دیگر چون شان پارکر با بازی جاستین تیمبرلیک - موسس و بنیانگذار دو شبکه معروف Plaxo و نپستر- را نیز به ماجرا باز می کند. در ادامه فیلم،  پارکر به طور مشخصی در می یابد که باید با برنامه فیس بوک چه کارهایی را انجام دهد. و حالا دیگر زوکربرگ آن دانشجوی ساده و فقیر نیست که باید از دوستانش پول قرض بگیرد، حالا او تبدیل به یک میلیارد شده است.

فیلمنامه سرشار از لحظه های باریک بینی، باهوشی است هر چند که گاهی ریتم آن کند می شود. آیزنبرگ در لحظه به لحظه فیلم رفتار مختلفی را نشان می دهد. او با وجود زندگی در یک خوابگاه پر از دانشجو از در جمع بودن حرف رو در رو امتناع دارد او بر خلاف سایر دوستانش که بذله گو و سرخوش هستند منزوی است و درست شخصیتی بر عکس اطرافیانش دارد و این دقیقا همان حالتی است که فینجر آن را مد نظر داشته است. کارگردانی«شبکه اجتماعی»  نیز از دیگری امتیازهای بارز این اثر است. فینچر استاد نورپردازی، قاب بندی، دکوربندی ، حالت های بازیگران و... است. او از تمامی ابزار کار بهره می گیرد تا فضا را برای داستان مهیا سازد. همچنانکه در آثار قبلی اش چون «هفت» ، «باشگاه مشت زنی» و «زودیاک» این کار را کرده بود. در تمام فیلم های فینچر تاریکی و ابهام و شخصیت نامعلوم بازیگر اصلی حرف اصلی را می زند. «شبکه اجتماعی» بر خلاف آثار قبلی این کارگردان درباره قتل، آدم کشی، خشونت های سریالی و یا پلیس نیست، بلکه درباره یک مساله اجتماعی امروزی بحث می کند. درباره پسر 20 ساله ای که توانسته در حوزه  اجتماعی طرح جدید و محرکه را خلق نماید.

«شبکه اجتماعی» فیلمی است که در آن نکات ریز و پر مفهومی قرار داده شده که بی شک نگاه و توجه بسیاری را به خود جلب خواهد کرد. نما به نما و صحنه به صحنه ی این فیلم برای خود حرف دارد و تقریبا هیچ صحنه ای بدون منظور و اشتباهی ساخته نشده است. شما ممکن است در این فیلم نتوانید وارد ذهن مارک زورکربرگ شوید اما وارد شدن به مجموعه فیس بوک و دیدن این اثر خواهید توانست به جمع بزرگی بپیوندید. این پیروزی بزرگی است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...