- نویسنده : مایک لازال
- |
- ترجمه : احسان زیورعالم
- |
- منبع : سانفرانسیکو کراونیکل
حس
عدم سهولت در طول صحنه افتتاحیه رها می شود. سال 2003 است، و مارک
زوکربرگ 19ساله مشغول نوشیدن و آشامیدن به همراه دوستش اِریکا ست.ا ین
سکانس در سطحِ گفتگو جذاب است، کمدی تباین میان عادی بودن و طرفداری دختر و
بیگانگی مارک را روشن می سازد. نقش زوکِربرگ توسط جسی آیزنبرگ ایفا می
شود، که معمولاً نقش عشقِ کامپیوتر را بازی می کند، اما ما سریعاً درمی
یابیم که چیزی که در اینجا بازی می کند هر چیزی است به جز دوست داشتن و
دوست داشتنی بودن. برعکسِ این مرد جوانِ عصبانی، دختر بطور معمول سرزنده،
سرد و فروتن است و برخلاف اوست که قادر به برقراری ارتباط با کسی نیست.
مارک شخصی کاملاً دفع کننده است تا جذب کننده.
«شبکه اجتماعی» یک مستند نیست. به شکل درام درآمده است، فینچر و آرون سورکین فیلمنامه نویس، بخشی از تاریخ معاصر را به کار گرفته اند. از «میلیونرهای تصادفی» اثر بن مرزیچ اقتباس کرده اند. در یک مصاحبه، سورین گفته است که زوکربرگ در فیلم همچون نوعی " قهرمان تراژدی" پدیدار می شود که کاملاً چیزی است که شما می گویید آیا فقط یک میلیونر را همانند یک انسان به زحمت تصور کردید. اما اشتباه نکنید، خواه فیلم زیبا یا به شدت نازیبا باشد- من چیزی از واقعیت های حقیقی نمی دانم و نمی توانم درباره آن نظر بدهم- تصویر فیلم از زوکربرگ نقد منفی از حماسی و شاید نسبتهای اخیر باشد. البته، اِریکا او را ترک می کند، بنابراین وی چه می کند؟ به خانه می رود، وارد وبلاگش می شود و درباره اریکا در اینترنت مطالبی منفی و به دور از اخلاق می نویسد. کارهای او را می بینیم و احساس خشم و انزجار می کنیم، اما هنوز کمی می ترسیم، چون ما پیام را می گیریم، که به سمت ورای عدم رشد یک پسر جوان و طبیعت اخلاقی از رشد بازداشته شده می رود.
فینچر و سورکین برخی از چیزهای قدرتمند و وحشتناکی را بیان می کنند که سالها از آن روز، «شبکه
اجتماعی» برای تعداد بی شماری، خودش را حول طرح های پریشان خاطریِ مردی
جوان شکل داده است. ما درباره ویروسی حرف می زنیم مثل اینکه استعاره هیچ
معنایی ندهد، انگار شبیه بیماری واقعی به سمت ویروسی شدن نمی رود. عمل
بی رحمانه برای یک دوست سابق میلیونها برابر توسط
دیگران، در مورد اختراع بزرگ زوکربرگ، در فیسبوک تکرار خواهد شد. این پیام
ثقیلی است تا در اولین دقایق روی کاغذ آید، اما لحن فیلم سبک است و تمرکز
روی پیشروی داستان است، در واقع دو داستان. در طول زمان به جلو و عقب تغییر
جهت می دهد، به ما نشان داده می شود که چگونه زوکربرگ فیسبوک را با
حمایت مالی دوستش، ادواردو ساورین (اندرو گارفیلد) خلق می کند، و داستان
دادخواست را می بینیم که موفقیت فیسبوک را دنبال می کند.
در
یک صحنه، این فیلمی درباره یک مخترع است و اینکه او چگونه چیزی با نیم
میلیارد کاربر جهانی اختراع کرده است. این چنین بی حرمتی و فاصلهای در
رابطه این قصه قهرمانان که شما نمی توانسید هرگز در فیلمی درباره توماس
ادیسون، الکساندر گراهام بل یا برادران رایت ببینید. بدون
شرط در لحن ایده ای است که چزی در اینجا خلق می شود که از هیچ منفعت
انسانی نشات نمی گیرد اما نسبتاً چیز مضری است، موافق به تاریکی یا حداقل
وجوه ناچیز طبیعت انسانی، همانند نارسیسسیم و میل به سردمزاجی است. همانند
زوکربرگ، آیزنبرگ به ما یک خزش تک یادداشتی ارائه نمی کند ولی کسی است که همیشه اندازه می گیرد و از پشت سطح خارج از حصار تشخیص می دهد. هرگز به درخشش او شک نمی کنیم. پرستش بت وی از خالق نِپستِر، شاون پارکِر- با بازی عالی و کاریزمای متقاعدکننده جاستین تیمبرلیک- با گسترش ساده ای از چشمان و پایداری تمرکزش انتقال مییابد. همانند تصویری از گارفیلد،
ساورین به عنوان فرد همذاتپندار تنهای فیلم پدیدار می شود، ولو سناریو
این را قدری با ارائه تمام ایده های ساورین برای شرکت را تعدیل می کند که
بد بودند، آنچه وی دیدی نداشت. ولو اینکه کلیپها و جذابیتهای آمدنی ممکن
بود به توقع داشتن فیلمی درباره پارتیها در پالوآلتو سوق یابد، بیشتر «شبکه اجتماعی» در برابر آجرهای قهوه ای هاروارد و در تقابل سردرهای براق در دفاتر حقوقی جایگزین می کند.
فیلمنامه
قوی است و درام- درام افشایی- هرگز خونمایی نمی کند. هرگز چیز مشکوکی وجود
ندارد که این یک داستان امریکایی و داستان هشداری مهمی است، ولو داستانی
هشداری با نگاهی تفاوت: در عصر اینترنت، این فیلم می گوید، ما کسانی هستیم
که واقعاً نیاز به احتیاط بیشتری داریم.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...