- نویسنده : باب موندِلو
- |
- ترجمه : سارا ترابی
به
تصویر درآوردن اینکه چگونه فیس بوک به طور تقریبا اتفاقی در یکی از اتاق
های خوابگاه دانشگاه هاروارد ایجاد شد، نشدنی به نظر می رسد. کارگردان از
لحظه ای که زوکربرگ (جسی آیزنبرگ چشم آبی، پسر نابغه ی عجیب و غریب) تصمیم
می گیرد که دوستی اش را با دختری از سر بگیرد، به آن پرداخته و دوستش در
همان برخورهای ابتدایی او را مثل یک آشغال دور می اندازد. انتقام زوکربرگ
چیست؟ او تعدادی آرشیو عکس را هک می کند و از نزدیک ترین دوستش می خواهد تا
در این شیرین کاری اینترنتی مخفیانه او را کمک کند. آنها از ریاضیات
پیشرفته برای رتبه بندی دخترهای کالج استفاده کردند. این بازی جذاب هست یا
نه؟ اما به هرحال پیامدهای زیادی در پی دارد. به سِروِر دانشگاه هاروارد
ضربه می زند و طراحان این وب سایت در کل دانشگاه معروف می شوند. زوکربرگ
هنوز هم رفتار زننده ای دارد و در فکر است. خیال دارد تا افکار شیطانی اش
را دنبال کند، وقتی به او پیشنهاد می شود تا بر روی یک وب سایت اجتماعی
برای دوقلوهای قهرمان لمپیک قایقرانی کار کند، او کار آنها را به تعویق می
اندازد و سعی می کند تا یکی برای خودش درست کند. اما سایت فقط تعدادی اسم و
عکس است تا زمانی که یکی از هم اتاقی هایش از او چیزی می پرسد، (یک وب سایت بایستی کاری انجام دهد) که الهام بخش او برای انجام کارش می شود. مارک خیلی سریع از در بیرون می رود، او حتی متوجه نمی شود
که برف باریده است تا اینکه با جوراب و صندل هایش تا قوزک پا در برف گیر
می کند. این لحظه ی آغاز ماجراست، هرچند تردید دارم که با این چیزها
توانسته باشد، دنیای ذهنیات شخصیت را
به خوبی نشان داده باشد. اگر نظر مردم را درباره ی پاسخگوهای راهنمای تلفن
بپرسید، اغلب می گویند که خوشحال می شوند زمانی که دارند شماره های تلفن
را یکی یکی بر می شمارند، به آنها گوش دهند. من هم خوشحال می شوم اگر دیوید فینچر فیلمی به نام راهنمای تلفن بسازد.
با همکاری فیلمنامه نویس آرون سورکین که دیالوگ های آتشین پر از کلمه را تهیه کرده، فینچر روش خودش را در میان بیشه ای شکسپیری از خیانت ها و افشاگری ها پیش برده (شما انتظار دارید که فیلم فیس بوک درباره ی دوستی باشد) دوباره به شریک زوکربرگ فکر کنید که اندرو گارفیلد تقریبا دانایی آشکارش را به تصویر درآورده، وقتی با سازنده ی نپستر جر و بحث می کند (با بازی جاستین تیمبرلیک در نقش یک مار خوش خط و خال در دنیای دیجیتال).
هردوی
آنها به فکر این هستند که می توانند دوستی این آدم سرد و بی احساس را به
دست آورند و بر سر جلب نظرش با هم مشاجره می کنند، اما فکر هر دویشان راه
به جایی نمی برد و دیر یا زود تقریبا هر کسی که با او برخورد می کند، با او
نمی ماند. بخصوص دوقلو های وینکلوس، قایقرانانی که از او تقاضا می کنند تا
روی شبکه اجتماعی دانشکده شان کار کند.
از
همه ی اینها که بگذریم، این فیلم واقعا سرگرم کننده و جذاب است. «شبکه
اجتماعی» فیلم فوق العاده جذابی است، تریلری بی مانند درباره ی اصول اخلاقی
تجارت، اختلافات طبقاتی و قلمرو روشنفکرانه ی بحث های ارتباط زن و مرد،
هنگام تماشای فیلم دو ساعت با سرعتی بیشتر از اینکه شما فرصت کنید بگویید:
(وضعیت تاهل) می گذرد و تقریبا هر کسی را سر جایش میخکوب می کند، البته نه
کسی به نام زوکربرگ را. این فیلمی است که شما را مجبور می کند وقتی از سالن
سینما بیرون آمدید از نفس افتاده و مشتاق به تمام دوستانتان و دوستانِ
دوستانتان بگویید که شما همین الان چیزی را دیدید که احتمالا بهترین فیلم
سال خواهد بود.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...