- نویسنده : راجر ایبرت
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
فيلم «وال استريت» ساخته 1987 اليور اِستون نمايشيست در رابطه با چهره حقيقي تجارت: چيزي كه ما فقط درباره آن شنيده بوديم و گوردون گِكو نمونهاي ست از كساني كه در اين راه با اختلاس و ميليونها دلار پول به جيب زدن به اين كار ادامه دادند تا وقتي كه ورشكست شدند و اقتصاد كشور را به زانو درآوردند. «وال استريت: پول هرگز نميخوابد» با گوردون گِكو كه سالهاي زيادي
در زندان فدرال گذرانده شروع ميشود. اما بزرگترين فانتزي فيلم جاي
ديگريست، دزداني كه سيستم پولي و مالي را غارت كرده بودند همچنان قدرتمند
هستند و مردان كنگره هنوز هم باري بازگرداندن نظم سيستم تلاش ميكنند.
به
هر حال اين نظر من است، نه اُليور استون. ولي وقتی مستندات تخلفات مالي و
همچنين فيلم «كله گنده كوچك» ساخته مايكل لوئيس را كه در فهرست يكي از
پرفروشترين فيلمهاست كنار هم ميگذاريم، ميبينيم كه «وال استريت: پول
هرگز نميخوابد» آنچنان كه شايد و بايد هم بيرحم و انتقادآميز نيست، بلكه
بيشتر يك داستان سرگرمكننده درباره جاهطلبي، عشق و چپاولگري در تجارت
است و نگاهي مفتون و مجذوب شده دارد نه مغضوب. آيا استون اين حقايق جديد را
نمايش ميدهد و ما با آن درگيريم؟
به هرحال خود گوردون گِكو (مايكل داگلاس) محوريت اخلاقي دارد. جداي از نويسندگي كتاب «طمع خوب است» و سخنراني براي دانشجويان، گناهكاريست كه توبه كرده و وقتي بازرگان جواني به اسم جيك مور (شيا لابوف) را ملاقات ميكند متوجه ميشود كه دوباره ميخواهد به ميدان بازي برگردد. جيك قصد ازدواج با دخترِ گِكو دارد. ويني (كري موليگان) چند ساليست كه با پدرش صحبت نكرده و شايد جيك قصد دارد آنها را دوباره آشتي دهد. او صادقانه ويني را دوست دارد، كسي كه بلاگري آزاديخواه است. جيك فرد جاهطلبيست و پيش از اين يك ميليون دلار به جيب زده و حالا بيشتر ميخواهد. او فرد خوشقلب و خوشطينتيست و ميخواهد كه شركتش به كار پيرامون انرژيهاي جايگزين بپردازد. آيا او طرفدار محيط زيست است يا اينكه فقط از آن خوشش مي آيد؟ شايد كمي از هر دو.
جیک در وال استریت برای شركتي به نام كِلِرزابِل كار ميكند كه توسط لوئيس زابِل (فرانك لانجِلا) اداره ميشود كه به نوعي مرشد و پدر معنوي جيك است. اين شركت تجاري توسط شخصي به اسم برتون جيمز (جاش برولين) به دليل شايعاتي كه در رابطه با بيثباتياش منتشر كرد، به زانو درآمده است. استون به اين موضوع اشاره نكرده كه شركت تجاري جيك و بقيه شركتهاي والاستريت بر روي انبوهي از بدهيهاي بيارزش بنا شده است. زابِل مجبور است براي انكار اين موضوع چوب حراج به زندگياش بزند. او صبح روز بعد از خواب بلند ميشود، تخممرغ نيمبندش را ميخورد و خود را زير قطار مترو مياندازد. اين موضوع از اين جهت قابل توجه است كه در حادثه سال 1929 بازرگانان باتجربه خود را از پنجره به بيرون پرتاب ميكردند.مرگ مرشد بزرگ و مورد علاقه جيك، به او اين انگيزه را ميدهد كه از برتون جيمز انتقام بگيرد و ناگهان همهچيز در يك جا جمع ميشود: اينكه چگونه به جيمز آسيب وارد كند، به گِكو نزديك شود، وجههاش را نزد ويني حفظ كند، عزت نفس خود را بالا ببرد و شايد هم در اين ميان پول خوبي به جيب بزند. تمام اين اتفاقات در يك ساعت نشان داده ميشود، اما استون با اطمينان اين كار را انجام ميدهد. از اين به بعد، داستان ريتمي سريعتر از ملودرامهاي ديگر به خود ميگيرد.
مايكل
داگلاس در يك نقش سمبليك ظاهر شده، و جالب اينجاست كه ببينم گوردون گِكو
چگونه تغيير ميكند: زيرك و روان، كسي كه همواره برگ برنده را در دست دارد،
يك مرد پا به سن گذاشتهي عاقل و با احساسات تند و تيز كه در مقابل
بيمحليهاي دخترش قرار ميگيرد. شيالابوف كه پيش از اين در «اينديانا
جونز» بازي كرده بود در ابتداي فيلم خود را مشتاقانه به همراه لوئيس زابِل
به گِكو ميرساند ولي غافل از اينكه هركسي در اين حرفه و تجارت نميخواهد
مرشد و راهنماي او باشد.
لانجِلا حضور كوتاهي در نقش زابِل دارد ولي كاراكتر تأثيرگذاريست و بازي بيعيب و نقصي از خود ارائه ميكند. كري موليگان در نقش دختر گِكو بازي ميكند، هنوز پدرش را بخاطر مرگ برادرش سرزنش ميكند و به صنعتي كه پدرش در آن مشغول است بدبين است و حالا جيك هم به همان شكل درآمده.
نسخه ای كه از «والاستريت:پول هرگز نميخوابد» به اكران عمومي درآمده 6 دقيقه از نسخهاي كه در جشنواره كن به نمايش درآمد كوتاهتر است و در نتيجه روانتر است. بايد گفت كه فيلم ريتم خوبي دارد ولي اميدوار بوديم كه لحن معترضانهتري داشته باشد. شايد هم حرف استون درست است كه تماشاگر آمريكايي براي ديدن آن آماده نيست چون كه آنها به اندازه كافي اشتياقي براي ديدن فيلم نداشتند.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...