غریب اما همچنان تاثیرگذار

دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۲۰


اين فيلم «عجيب و غريب» 1931 هيچكاك پلي‌ست ميان دوران سينماي صامت و سينماي ناطق. فيلم داراي مشكلاتي از جمله عدم هماهنگي و يكدستي در سبك و حال و هواست كه همين امر ممكن است باعث عدم موفقيت تجاري فيلم در زمان اكران و نمايش عمومي‌اش شده باشد. بسياري از استعاره‌ها در فيلم مربوط به كارها یا رفتارهایی ست – با عبور از مرزهاي اخلاقي – كه در حال حاضر تنها مناسب دوره‌اي كه سينما در حال انتقال از دوره صامت به دوره ناطق بود به نظر مي‌رسد.

فِرِد و اِميلي زن و شوهري جوان هستند كه در ظاهر تنها كمبود زندگي‌شان نداشتن فرزند است. اما فِرِد كارش را دوست ندارد و پس از بدست آوردن مقدار قابل توجهي پول بادآورده تصميم مي‌گيرند تا پولشان را صرف يك ماجراجويي بزرگ كنند. اما ساده‌لوحي‌شان آنها را به درون دنياي بورژواها پرتاب مي‌كند كه جز دردسر و زحمت نتيجه‌ي ديگري برايشان ندارد. آنها وارد كشتي تفريحيِ‌ "مشرق زمين" مي‌شوند. به محض حركت كشتي فِرِد دچار دريازدگيِ مزمن مي‌شود و اِميلي در غياب شوهرش رابطه‌اي عاطفي با مردي مسن‌تر آغاز مي‌كند. سرانجام فِرِد با افتادن در دام عشقِ يك شاهزاده خانم آلماني از شرِ دريازدگي‌اش خلاص مي‌شود. در ادامه روندِ اتفاقات و حوادث به شكلي‌ست كه زن و شوهر جوان را به سوي طلاق و جدا شدن از يكديگر سوق مي‌دهد.

هِنري كِندال اولين و يكي از مهم‌ترين و سرشناس‌ترين بازيگران تئاتر انگلستان بود كه به وضوح سبك بازي‌اش بيشتر به دردِ‌ "سينماي صامت" مي‌خورد. او در اين فيلم در نقش فِرِد بازي كرد و جوآن بَري در نقش اِميلي. سبك بازي كِندال تئاتري و اغراق آميز با ديالوگ‌هاي كوتاه و منقطع و مكث و سكوت‌هاي طولاني‌ست كه روش بازيگراني از جمله چاپلين و كيتون به شمار مي‌رود. بَري هم نقش خود را به روش و سبكي ناتوراليستي و طبيعت‌گرايانه كه داراي اِطنابِ بسيار زياد است ايفا كرده. به همان اندازه كه زنِ‌ ديگر فيلم به سبك فيلم‌هاي صامت با روش في‌البداهه بر روي پرده سينما ظاهر شده،‌ اِميليِ شيك‌پوش و خوش‌لباس خيلي پرحرف و وِراج به نظر مي‌رسد.

همه مشکلات فيلم  فيلم فقط مربوط به عدم هماهنگي و يكدست نبودن حال و هوا و سبك فیلم نمي‌شود. به نظر مي‌رسد كه فيلم چه صامت و چه ناطق باز هم مشكلاتي داشت از جمله فضاي عمومي فيلم كه درست از كار در نيامده. فيلم به وضوح در زمانِ خود يك تجربه اندوزيِ حرفه‌اي براي گروهي مشتاق به كسب تجربه و آزمودن تجربه‌ها و دنيايي جديد بوده است. هيچكاك از هر چيز مثل يك كمدي خنده‌دار به داستانی اخلاقي مي‌رسد. تقريباً دوسوم فيلم به همين شكل پيش مي‌رود و با همين روش به پايان مي‌رسد. البته در فيلم يكي دو صحنه عاطفي جالب وجود دارد،‌ اما تا پيش از اين بايد به چند صحنه اضافه و زائد اشاره نمود،‌ از جمله صحنه طولاني كشيده شدن دامن بلندِ اميلي بر روي زمين هنگامِ‌ راه‌رفتن روي عرشه كشتي كه حال و هواي غريب و متفاوت با آنچه كه در فيلم جريان دارد را به وجود مي‌آورد.

حالا آسان‌تر مي‌توان درباره اينكه چرا تماشاي چنين فيلمي براي تماشاگران آن زمان با استقبال همراه نبود قضاوت كرد. ممكن است داستان سرگرداني و دربدريِ يك زن و شوهر كه اين همه پيچ و تاب  پيدا مي‌كند باعث فراري شدن آنها از سالن‌هاي سينما شده باشد،‌ اما مي‌توان استدلال كرد كه دقيقاً اين همان چيزي‌ست باعث ماندگاري فيلم از ديدگاه تماشاگر امروزي شده است. در فيلم چند صحنه تركيبي جالب توجه وجود دارد،‌ از جمله ديدگاه اول شخصِ فيلم كه از طريق لنز دوربين نمود پيدا مي‌كند،‌ يكي شامل صحنه آينه‌ها و ديگري كلمات مِنوي شامِ فِرِد كه پيش چشمانش در هوا شناور مي‌شوند. به همان اندازه كه اين صحنه‌ها خوب از كار درآمده‌اند تأثيرگذاري مناسب و حتي عميقي بر تماشاگران دارند،‌ حتي حالا.

در حاليكه فيلم پرتكلف و پرتصنع به نظر مي‌رسد اما بايد به طور قطعي بر روي كلمه عجيب و غريب تأكيد كرد، چيزي كه هنوز هم پس از گذشت بيش از 50 سال همچنان باعث جذابيت و گيرايي و در عين حال ماندگاري آن شده است.



منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...