- نویسنده : پژمان الماسی نیا
«پاکسازی» فیلمی در ردهی سینمای وحشت به نویسندگی و کارگردانی جیمز دیموناکو است. دیموناکو با طرح داستانی متفاوت، سعی کرده است فیلماش را از کلیشههای رایج فیلمهای ترسناک دور کند و بدان عمق ببخشد؛ تلاشی که البته طی یک قضاوتِ کلی و منصفانه -در حدّ فیلمی جمعوُجور مانند «پاکسازی» - ثمربخش هم بوده است. هزینهی ساختِ «پاکسازی»، 3 میلیون دلار بود و فیلم موفق شد به گیشهای تقریباً 89 و نیم میلیون دلاری دست پیدا کند.

«پاکسازی» طبق اعلام پایگاه اینترنتی "باکس آفیس موجو" و بهلحاظ بازگشت سرمایه، دومین فیلم سودآور در بین محصولات سینماییِ 2013 -پس از «توطئهآمیز: قسمت دوم» [جیمز وان] - محسوب میشود. «پاکسازی» - چنانکه اشاره شد - با فروشی حدود 30 برابر بودجهی تولیدش، توانست بالاتر از بلاکباسترهای پرهزینهای مثل «مرد آهنی 3» [شین بلک] و «مسابقات گرسنگی: اشتعال» [فرانسیس لارنس] قرار بگیرد.
«پاکسازی» در ایالات متحدهی سال 2022 میلادی اتفاق میافتد؛ همهساله از ساعت نوزدهِ بیستوُیکمِ ماه مارس تا هفتِ صبحِ روز بعد، هیچیک از نیروهای امنیتی نظیر پلیس وارد عمل نمیشوند و انجام هرگونه جرم و جنایتی آزاد است. روی آوردن به اعمال جنایتبار در چنین شبی اصلاً از سوی حکومت مرکزی تشویق میشود تا کمکی برای کنترل خشونت و تنظیم وضع اقتصادی جامعه باشد. یک خانوادهی 4 نفره - شاملِ پدر، مادر، دختری دبیرستانی و پسری نوجوان - خود را برای شب پاکسازی آماده میکنند. پدر (ایتان هاوک) که خود فروشندهی سیستمهای امنیتی حفاظت از منازل است، در امنیت خانه تردید ندارد تا اینکه کنجکاوی و ماجراجویی پسر (مکس برکهولدر) در پناه دادن به مردی سیاهپوست بهنام دواین (ادوین هاج) که تحت تعقیب گروهی از مردم نقابدار است، خانواده را با بحرانی جدی روبهرو میکند.

همانطور که از خلاصهی داستان متوجه شدید، «پاکسازی» در زمرهی فیلمهای "تهاجم به خانه" (Home Invasions) قرار میگیرد. «پاکسازی» البته در این سبکوُسیاق، بههیچوجه قائمبهذات و اولین نیست؛ در تاریخ سینما، نمونهای کلاسیک همچون «ببخشید، شماره اشتباه است» [آناتول لیتواک/ 1948] [1] داریم تا فیلم ترسناک اسلشریِ تازهای نظیرِ «تو بعدی هستی» [آدام وینگارد/ 2011].
از ویژگیهای «پاکسازی» یکی این است که تا آخر - بهقول معروف - قصه و حرف برای گفتن دارد و مانند بسیاری از فیلمترسناکها، خیلی پیشتر از ظاهر شدن تیتراژ پایانی، تمام نمیشود. پایانبندی فیلم هم بهشکلی تدارک دیده شده که قادر است غافلگیرتان کند و غیرمنتظره باشد. «پاکسازی» پس از فیلم «جزیرهی استاتن» [محصول 2009] دومین کارگردانی دیموناکو در سینما به شمار میرود و به عنوان کارِ دوم، تجربهای قابل قبول است.

سنت قدیمیِ دنبالهسازیِ فیلمهای ترسناک، در مورد «پاکسازی» نیز محقق شد و تهیهکنندگان، سرمست از سوددهی غیرقابلِ چشمپوشی «پاکسازی» بهسرعت دستبهکارِ تهیهی قسمت دوم تحت عنوان «پاکسازی: هرج و مرج» شدند که در ماه جولای 2014 - باز هم به نویسندگی و کارگردانی جیمز دیموناکو - روی پرده آمد و طبق روالِ غالبِ همان سنت مورد اشاره، نه برجستگیهای ساختاری و محتواییِ فیلم اول را داشت و نه اینکه توانست به فروشی در حدوُاندازههای آن برسد. «پاکسازی: هرج و مرج» با صرف بودجهای 9 میلیون دلاری، نزدیک به 111 میلیون فروخت.
شاید 10 درصدِ -یا کمتر!- دنبالهها، فیلمهایی همشأن اولی یا در مواردی استثنایی -مثلاً شاهکار کریستوفر نولان: «شوالیهی تاریکی» - از قسمت نخست بهتر باشند. «پاکسازی: هرج و مرج» هم متأسفانه جزء آن 90 درصد است که مهمتر از همه، حفرههای فيلمنامهایاش غوغا میکنند! دیموناکو در کارگردانی فیلمِ کمبودجهترِ اول در فضایی محدود بهخوبی توانسته بود احساس تنش و اضطرابی مرگآور را حاکم کند. بردن کاراکترهای «پاکسازی: هرج و مرج» به سطح شهر، دردی از فیلم دوا نکرده است و تا دقیقهی 53 که تحملاش کردم، دریغ از نصفهپلانی وحشتناک!

اگر جیمز دیموناکو -در مقام نویسنده و کارگردان اثر- محافظهکاری را کنار میگذاشت و اینقدر - بهاصطلاح - دستبهعصا عمل نمیکرد، قطعاً حالا با فیلم عمیقتر و ماندگارتری روبهرو بودیم. «پاکسازی» بهعلاوه، گاه از تغییر لحن صدمه میخورد و گاهی نیز از ناحیهی اجراهای نهچندان قویِ بازیگران کمسنوُسالاش. «پاکسازی» فیلمترسناکی انقلابی و جریانساز و حتی ساختهای فوقالعاده برجسته در تاریخِ سینمای وحشت نیست اما وقت گذاشتن برای تماشایاش در میان خیل فیلمهای تکراریِ این ژانر سینمایی محبوب، مثل تجربهی دلچسبِ یک صبح آفتابی پس از چندین روزِ پیدرپی ابری و بارانی است!

نقیصههایی که در پاراگراف پیشین برشمردم، مانع نمیشوند تا «پاکسازی» را یکی از برترینهای سینمای ترسناک در سال 2013 بهشمار نیاورم. فیلم قصد دارد به ما بگوید که با بیدار شدن خوی حیوانی و حاکمیت بیچونوُچرای خشونتِ افسارگسیخته، هیچکس نخواهد توانست برحذر بماند. «پاکسازی» فیلم کملوکیشن و خوشساختی است که با بهرهگیری از حداقل امکانات؛ هیجان میآفریند، سرگرم میکند و حرف خودش را هم -حتیالامکان!- ساده و بدون لکنت میزند.
[1]: البته «ببخشید، شماره اشتباه است» با بازی باربارا استانویک و برت لنکستر، یک فیلمنوآر است.
[2]: بهعنوان مثال در ویکیپدیای انگلیسی، مدخلِ The Purge: film series.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...