جذاب، سرگرم کننده، و فراتر از حد انتظار!

یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۵

  • نویسنده : وولفانگ ویردفورش
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : اشپیگل

دستمزدهای کلان، آزمایش های ژنتیکی، افراد دارای دُم، سازمان های مرموز مسیحی، اسرار و بازی های پنهان سیاسی. آیا همه اینها برای شما مثل نوشیدن یک فنجان چای به نظر می رسد؟ اگر چنین است، به دنیای «یتیم سیاهپوش» خوش آمدید.



سارا مانینگ دوران کودکی خوبی داشته، در انگلستان متولد شده. او در نوجوانی به همراه مادر و برادرش به کانادا آمده است. در بزرگسالی اوضاع خیلی خوب پیش نمی رود. وقتی در ابتدای سریال با او آشنا می شویم، به تازگی از دوست پسر معتادش جدا شده، به زادگاه خود برگشته تا شاید بتواند پولی به دست بیاورد. وقتی از قطار پیاده می شود، با یک دختر کپی و مشابه خودش روبرو می شود که قصد خودکشی دارد. وقتی دخترِ دوم خودش را جلوی قطار می اندازد، سارا به حکم غریزه کیف او را برمی دارد. پس از بررسی محتویات کیف دختر مشخص می شود او بث چیلدز یک افسر پلیس است. سارا که در مورد زندگی و گذشته خودش کنجکاو شده تصمیم می گیرد تا هویت بث را برای خود بردارد. البته او امیدوار است تا با نشان و درجه پلیسی بث بتواند کمی پول برای خود جور کند و سپس از شر لباس پلیسیِ بث خلاص شود. با این حال، او هیچ تصوری ندارد که بث تنها کسی نیست که دقیقاً شبیه سارا است.



«یتبم سیاهپوش» از آن دسته سریال هاست قسمت به قسمت جلو می رود، و داستانش را به تدریج رو می کند. در هر قسمت یک لایه از معما و پیچیدگی های داستان برداشته می شود و شخصیت های جدیدی رو می کند. وقتی سریال را نگاه می کردم فهمیدم که ذهنم خیلی درگیر داستان و شخصیت های آن شده: "فقط یک قسمت دیگه، باید بدونم چه خبره و قراره چه اتفاقی بیافته". داستان به سرعت پیچیده و تو در تو می شود اما نه به شکلی که سر کار باشی و احساس کنی وقتت را هدر داده ای. این سریال در تعادل بین انتقال اطلاعات به بیننده و ایجاد اشتیاق بیشتر برای دریافت آنها موفق عمل کرده است. چه کسی می تواند واقعاً به سارا اعتماد کند؟ و او برای چه کسی یا برای چه کسانی کار می کند؟ در طول سریال تعداد زیادی "شاه ماهی قرمز" وجود دارد. یعنی این که چندین گره داستانی وجود دارد که بسته به آنچه اتفاق می افتد، نظر خودم را چند بار راجع به شخصیت های مختلف تغییر دادم. اما در نهایت سریال سرگرم کننده و بسیار خوش ساختی است که در واقع هرگز نمی توانید مطمئن باشید که چه کسی "خوب" یا "شر" است یا حتی اصلا چنین مفاهیمی وجود دارد یا نه. در طول سریال همه افراد دستور کاری برای خود دارند و نه سارا و نه بینندگان هیچکدام نمی دانند که واقعاً به چه کسی می توان اعتماد کرد.



تمام سریال بر پایه بازی تاتیانا ماسلانی که نقش همه کلون ها را بازی کرده شکل گرفته است. او به خوبی توانسته نقش هر کدام از کلون ها را بازی کند و به هر کدام از کلون ها هویت خاصی بدهد. بازی او در همه این نقش ها که تعدادشان هم کم نیست خیلی خوب است، و هر کدام از آنها زندگی، روح و هویت خاص خودشان را دارند. بدون او، این سریال هرگز به این شکلی که الان هست نبود؛ در واقع نمی توان «یتیم سیاهپوش» را بدون حضور ماسلانی تصور کرد. این سریال در ژرفایی از تاریخ قرار دارد که نمی توان نسبت به مسائلی که مطرح می کند بی تفاوت بود؛ و بعد از گذشت 10 قسمت به خوبی نظر ما به موضوعات و اسامی چون کلون ها، آلدوس لیکیِ اسرارآمیز، موسسه Dyad و... جلب می شود. شاید برخی از حوادث و اتفاقات در برخی قسمت های سریال تا اندازه ای ناخوشایند باشد اما روی هم رفته ما را به عنوان یک بیننده مشتاق نگه می دارد تا بیشتر و بیشتر بدانیم. این سریال در مقایسه با سریال های پرستاره آمریکایی شانس چندانی برای زیاد دیده شدن ندارد و گرنه می توانست در نوع خود یک پدیده به شمار آید.



قطعا نقایصی هم وجود دارد. مثلا، فلیکس برادر سارا یک همجنس گرا از نوع کلیشه ای است که تنها نظاره گر اتفاقات و ماجراهای در حال وقوع است و تقریبا هیچ کارکردی در پیشبرد داستان ندارد. همچنین، ما به عنوان بیننده خیلی زودتر می دانیم و می توانیم حدس بزنیم که قرار است چه اتفاقی برای برخی از شخصیت ها بیافتد. گاهی اوقات شما می دانید آنچه که در حال وقوع است احمقانه است و ربط چندان به داستان سریال ندارد. اما با این وجود، نکات مثبت و سرگرم کننده و لذت بخش سریال هم کم نیستند. میان صحنه ها و اتفاقات جدی و سرگرم کننده تعادل و بالانس خوبی وجود دارد. «یتیم سیاهپوش» به وضوح به سمت سرگرمی گرایش دارد تا جدی و عبوس بودن. مطمئنا جنبه های فلسفی و اخلاقی هم در در طول سریال وجود دارد که بتوان درباره آنها صحبت کرد، اما سفر سارا مانینگ بیشتر از این جهت است که شما به عنوان بیننده سرگرم شوید نه این که گیج و سردرگم تان کند.



«یتیم سیاهپوش» تلفیقی از همه چیز است: یک تریلر جاسوسی، تا یک درام پلیسی با رگه هایی از عشق، و همچنین سریال های علمی-تخیلی که این روزها تعدادشان زیاد شده است. شاید برای برخی جالب به نظر نرسد اما این گونه نیست. این سریالی ست که شما را در حین سرگرم کردن به وجد می آورد؛ شاید در قسمت اول به همه چیزهایی که می خواهید نرسید اما قطعا پس از گذشت چند قسمت مثل من به جمع دوستداران سریال خواهید پیوست.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

شیدا شیرازی
  •  1
  • |
  •  9
  • |

    من دو فصل این سریال رو دیدم. به نظرم سریال خیلی خوبی بود. بازی تاتیانا ماسلانی فوق العاده ست از دختر تبهکار گرفته تا پلیس و بقیه نقش ها.

    ناصر علیزاده
    •  2
    • |
    •  10
    • |

      کجا میشه این سریالای خوشکل رو پیدا کرد؟ عکس ها و داستانش که خیلی خوبن.