- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : سارا جوادی
تا آن جایی که بین «کارتونهای تلویزیونی» و «انیمیشنهای سینمایی» تفاوت قائل شویم، «زندگی مخفی حیوانات خانگی 2» در زمینه آثار سرگرم کننده سینمایی که لایو-اکشن نیستند بیشتر به گزینه اول شبیه است تا گزینه دوم. این فیلم به خاطر عدم تمرکز و نداشتن یک روایت قوی و منسجم شهره است. این فیلم در حقیقت شامل سه داستان کوتاهِ مجزا است که فقط با حضور کاراکترهای قدیمی «زندگی مخفی حیوانات خانگی» به هم متصل شدهاند. اگر چه این از لحاظ عرفی «بد» نیست، ولی فیلم را تبدیل به یک تلاش معمولی ناامیدکننده میسازد که چیز زیادی برای عرضه به مخاطبان احتمالی بالای 10 سال ندارد. این یک مثال عالی برای شرایطی است که میگوییم یک دنباله صرفا به این خاطر ساخته شده که نسخه قبلی آن پول زیادی درآورده است.

«زندگی مخفی حیوانات خانگی 2» در شرایطی اکران شده که سه سال از موفقیت غیرمنتظره نسخه قبلی آن یعنی «زندگی مخفی حیوانات خانگی» میگذرد. همان گروه سازنده نسخه قبلی که در زمینه انیمیشن سابقه خوبی دارند مثل کارگردان کریس رنو و نویسنده برایان لینچ در جایگاه قبلی خود قرار دارند و اکثر صداپیشهها هم بازگشتهاند. بنابراین، این فیلم یک جورهایی یک سورپرایز ناخوشایند است که چطور این فیلم آن قدر از لحاظ هوشمندی و شوخ طبعی نسبت به نسخه قبلی در سطح پایینتری قرار میگیرد. فیلم اول این ایده را مطرح می کرد که حیوانات وقتی که صاحبان شان در منزل نیستند چه اتفاقی رُخ میدهد (آنها مثل نوجوانانی میشوند که در خانه تنها هستند و قوانین والدین شان بر آنها اعمال نمیشود). این فیلم چیز زیادی به آن ایده اضافه نمیکند. هوشمندانهترین سکانس آن وقتی است که یک سگ کوچک درسّهایی برای تبدیل شدن به یک گربه میبیند. آن سکانس با خود اتفاقات جالبی به علت نمایش تفاوتهای (چه واقعی و چه کلیشه ای) میان گربهسانان و سگسانان دارد. این صحنه ها یک حس فوقالعاده از بازیگوشی در خود دارند که در دیگر قسمت های این فیلم عدم حضورش محسوس است.

فیلم این ایده را مطرح میکند که حیوانات خانگی با اعضای جدیدی که وارد خانواده میشوند چطور کنار میآیند. مکس (با صدای پاتون اُزوالت) و دوک (با صدای اریک استون استریت) مجبورند با چیزی اجتناب ناپذیر کنار بیایند وقتی که صاحب آنها، کِیتی (الی کمپر) "با شخص جدیدی آشنا میشود". ازدواج منتج به بارداری میشود و خیلی زود این دو نفر یک فرزند را هم به دنیا میآورند. زیاد طول نمیکشد تا آنها با وسواسی بسیار مراقبت از این نوزاد را آغاز کنند. بیشتر داستان مکس و دوک در مورد سفر به مزرعه است - داستانی که برای حیوانات تبدیل به یک «حقهبازان شهر» (1991) می شود (البته بدون بیلی کریستال). در دل حیات وحش، منطقه بکر، آنها با سگی به نام روستر (هریسون فورد) آشنا میشوند، حیوانی که با صدای زمخت خود درسهایی از زندگی در مورد خودباوری و عزت نفس ارائه میدهد.

در همین حال، در شهر، اسنوبال خرگوشه (کوین هارت) هویت یک ابرقهرمان را برای خود انتخاب کرده (این منجر به ایجاد یک تم «سوپرمنی» در فیلم میشود). وقتی او به دنبال یک شغل میرود، اما، محدودیتهای او – نداشتن قدرتهای ماورایی برای شروع – خودشان را نمایان میکنند. با این وجود، او و مشتریاش، دیزی (تیفانی هدیش) موفق به نجات یک توله پلنگ سفید از دست یک صاحب سیرک بدجنس میشوند. این باعث میشود که آنها تبدیل به هدف اصلی سرگئیِ (نیک کرول) خبیث و شیطانصفت و افرادش شوند.

سرانجام، در کوتاهترین داستان از بین سه خط داستانی، گیجت پشمالو (جنی اسلیت) یک اسباب بازی را از پنجره یک آپارتمان بیرون میاندازد جایی که یک گربه ماده و دوستان پرشمارش آنجا را اشغال کردهاند. او مصمم است تا اسباب بازی را باز پس بگیرد ولی این را هم می داند که یک سگ میان آنها جایی ندارد، پس به سراغ کلوئی (لیک بل) میرود تا یاد بگیرد چطور نقش یک گربه را باید ایفا کند.

«زندگی مخفی حیوانات خانگی 2» از خیلی جهات چشمگیر نیست ولی، با بررسی تمامی جوانب «انیمیشنی برای کودکان»، حداقل میتوان ادعا کرد که برای سینماروهای نوجوان یک سرگرمی قابل قبول است. فیلم تمام تلاش خود را میکند تا به چیزی و کسی توهین نکند، که نتیجهاش شده خطوط داستانی سرراست و ملال آور. طنز و کمدی موجود در فیلم هم به مانند طراحی هنریِ آن ملایم است. اگرچه در این انیمیشن هیچ مشکل فنی وجود ندارد، ولی هیچ فریمی را نمیتوان در فیلم پیدا کرد که هیجان انگیز و چشم نواز باشد. این یک کارتون سینمایی است که به شکلی تر و تمیز ولی ناامیدکننده برای نمایش و اکران عمومی ساخته شده. «زندگی مخفی حیوانات خانگی» اصلی آنقدری که میشد از این ایده و پتانسیل بهره گرفت، بهره گرفته بود؛ و تصمیم برای ساخت یک دنباله برای آن هم این را ثابت میکند. شخصیتها و موقعیتها شاید آشنا باشند ولی فیلم هدفی را ندارد تا به آن برسد و، در نتیجه، بیش از یک ساعت دور خودش میچرخد. این یک سرگرمی انیمیشنی درجه دو است و تنها به درد افرادی میخورد که به دنبال یک بهانه برای بیرون رفتن با خانواده خود در یک روز تعطیل آخر هفته هستند.
دیدگاه ها
اتفاقا بچه های سنین زیر 8 سال همین فیلم ها رو دوست دارن. انیمیشن هایی مثل "وال-ای" یا "پشت و رو" بیشتر برای بزرگترها ساخته شده و بچه ها ارتباط چندانی با اونها برقرار نمی کنند. این فیلم هم فیلم بدی نیست. همه کاراکترها طراحی خیلی خوب و در عین حال بامزه ای دارند. مثلا خرگوشه خیلی بامزه و خوبه و بچه ها به شدت دوستش دارند.
چی میگی تو؟! یعنی همه فیلم ها واسه بزرگترها باشه؟ بچه های زیر 10 سال آدم نیستن؟ یعنی فیلم ها رو فقط برای منتقدها بخصوص براردینلی بسازن.