شباهت‌های حیرت‌انگیز یک فیلم با واقعیت

یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۴


صحنه ای تاریک با نور کم. صدای سرفه ای خشک و بلند به گوش می رسد. ما قبل از هر چیز، در فیلم «شیوع»، وقتی که متصدی بار پول مشتری را می گیرد و رسیدش را پانچ می کند متوجه چیزی می شویم. حتماً داریم به میکروب ها فکر می کنیم. «شیوع» یک فیلم واقع گرایانه در مورد بیماری های مسری جهانی است و به عنوان یک درامِ تریلر علمی-تخیلی به بازار عرضه شده است و در داستان گمانه زنی های ترسناکی در مورد نحوه ی نفوذ یک ویروس معلق در هوا به انسان ها مطرح شده و به این نکته می پردازد که چگونه این ویروس در زمان اندکی شیوع و گسترش می یابد.



فیلمنامه به دلیل محتوای آن آشناست و در مورد شیوع های سالانه ی آنفلوانزا است. البته همه ی آنها به جدیت آنفلوانزای خوکی نیستند. همیشه در این باره اخبارهایی نسبتا یکسان، هر چند وقت یک بار منتشر می شود. همه چیز در فیلم وجود دارد: نقشه های گستردگی بیماری، پیگیری های جهانی و تلاش برای تولید واکسن در مرکز کنترل بیماری های آتلانتا، جمع آوری و توزیع آذوقه و تدارکات برای آمادگی در برابر آنفولانزا و...

ویروس فیلم «شیوع» از نوع هوشمند و گیج کننده ای است و همین امر باعث گمراهی بسیاری از دانشمندان می شود. این ویروس همچنین در مقابل ایزولاسیون و قرنطینه و پیشگری ها  هم مقاوم است و مانع از این می شود که بتوان باعث عدم شیوع آن شد و یا راه درمانی قطعی برای آن پیدا کرد. «شیوع» توسط استیون سودربرگ کارگردانی شده است، کسی که مهارت اش در روایت داستان از طریق شخصیت های کلیدی مثال زدنی است. این موضوع آشکار شده است که مردم خودشان ویروس را به یکدیگر منتقل نمی کنند. ویروس این فیلم شکل خاص زیستی دارد و خودش به دنبال میزبان های جدید است و به شکل نهاجمی سعی در بقا و زیستن دارد، در تمام موارد حاملانش را می کشد و از پای درمی آورد و همیشه یک قدم از مرگ جلوتر است. به عبارتی، این ویروس از نوع گونه های بیگانه است. البته بد نیست که این نکته را هم خاطر نشان کنیم که این فیلم در مورد تهاجم ویروسی از "داخل منظومه ی شمسی" است و نه سیارات و جهانی دیگر!



سرفه ای که در ابتدای فیلم می شنویم، صدای سرفه بت امهوف (گوئینت پالترو) است. یک زن اهل میناپولیس که از خانه اش به هنک کنگ سفر می کند. داستان از این قرار است که پسر این زن بعد از مدتی به طرز مشکوکی می میرد و او دلیل مرگ پسرش را پیگیری می کند. میچ (مت دیمون) همسر بت ظاهراً در مقابل این بیماری کاملا مصون و واکسینه است. متاسفانه او از این موضوع غافل است که همین ویروس به زودی خانواده اش را از بین می برد. تحقیقات نشان می دهد که بت در توقف میان راهی در شیکاگو یک ملاقات پنهانی داشته است. اما نه، اشتباه نکنید، او از طریق رابطه ی جنسی ویروس را پایدار و منتقل نکرده است؛ راهی که در مورد بیماری ایدز صدق می کند.



در پایان فیلم، سودربرگ یک ماجرا و داستان کوتاه در مورد این که ویروس ابتدا از کجا آمده، اضافه می کند و این موضوع را توضیح می دهد، این که چطور فاصله ی کوتاهی بین ریشه ی ویروس و زن اهل میناپولیس بوده است. هر چند این موضوع می توانست به روشی که سودربرگ به تصویر می کشد رُخ دهد، اما در آن صورت، دور از مفهوم اصلی خودِ فیلم به نظر می آمد؛ ریشه همه ی ویروس ها جایی باید باشد اما در عین حال، در عصری که آنها از طریق هوا منتشر می شوند، هر لحظه می توانند به قاره جدیدی منتقل شوند!



این فیلم از قواعد تخصصی ژانر تریلر پیروی می کند، به همراه زیرنویس هایی که روز شماری می کنند: روز اول، روز سوم، میناپولیس، جنوا... بازیگران بزرگ و سرشناسی در نقش بسیاری از شخصیت های کلیدی داستان ظاهر شده اند. کسانی مثل مثل دکتر الیس چیور (لارنس فیشبرن) که در مرکز کنترل بیماری ها در آتلانتا مشغول به کار است. دکتر ارین مایرز (کیت وینسلت) که عضو سرویس اطلاعاتی بیماری های مسری هست و تلاش می کند تا رد گستردگی و پراکندگی بیماری را با بازدید های مستقیم پیدا کند. و دکتر لئونورا اورانِتس (ماریون کوتیار) هم که یک محقق از سازمان سلامتی جهانی در جنوا هست. آنها قبلاً با هم کار کرده اند، ماهر و کاربلد هستند و سریع اقدام می کنند. دکتر الی هکستال (جنیفر اِهل) هم در لابراتوارش سعی در بهبود و ارتقای نوعی واکسن دارد و بی صبرانه نگران هست که قبل از این که بتواند آن را روی مردم آزمایش کند شکست بخورد.



همه ی اینها بخشی از درام فیلم هستند. شاید اگر سودربرگ موضوع ویروس ها را واضح تر از شکل زیستی که برای ما خطرآفرین و مرگبار هستند، توضیح می داد مفیدتر واقع می شد اما باید نگران گونه های زیستی دیگری هم که هدف شان بقا هست، نیز شد. ریچارد داوکینز این پروسه را به شکل اجمالی به ما نشان می دهد که این موجودات ژن ظالم و خطرناکی دارند (نقل قول: با توجه به مفهوم "ژن"، پیدا کردن رد پای ژن، در طول زمان و تنها با در نظر گرفتن تغییرات بدن، به سختی قابل ردیابی است. فیلم «شیوع» به خاطر به کارگیری روش های علمیِ واقعی و نشان دادن اهمیت پیشگیری، که امروزه گوش کسی به این حرف ها بدهکار نیست، واقعاً قابل ستایش است و شاید این فیلم وظیفه ی خود را در قبال جامعه ی سلامتی و بهداشت جامعه انجام داده است).



همان طور که گفته شد یک جنبه ی این فیلم گیج کننده است. آلن کراموید (جود لاو) یک وبلاگ نویس معروف در زمینه ی تئوری های مخفیانه ی دولت در ارتباط با شرکت های دارویی هست. نگرانی های وی بدشگون اما خالی از سردرگمی نیست. آیا او فکر می کند کمپانی های تولید کننده دارو با ویروس ها مواجه می شوند و مسئولیتی در قبال آن بر عهده می گیرند؟ زیرخط اصلی داستان و موضوعات فرعی موجود در فیلمنامه، ارتباط زیادی با خطوط داستانی اصلی فیلم ندارد و دستور عمل های پزشکی فیلم را علاوه بر آن که می تواند یک هشدار جدی در نظر گرفت، به عنوان یک عامل حواس پرتی برای بیننده نیز می تواند در نظر گرفته شود.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...