- نویسنده : آن هورنادی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : واشنگتن پست
این فیلم برای طرفداران پرشمار سری فیلم های «جنگ ستارگان» ساخته شده تا سوالات بیشماری را که طی سالیان دراز برای آنها ایجاد شده بود، پاسخ دهد. مجموعهای با پتانسیل بالا که بیش از 40 سال است حضور در سینما را تجربه میکند و قدرت بازیگران جدیدی که میتوانند با هنر خود این کهکشان قدیمی را به سوی دنیایی جدید هدایت کنند. میتوان «یاغی یک: داستانی از جنگ ستارگان» را اپیزود هشتم این فرانچایز دانست. این ساختهی گرت ادواردز اگرچه استثنایی نیست ولی قابل اعتناست. از نظر فنی دلیلی غیر از تهییج تماشاگران متعصب و راهی آسان برای کسب سود سرشار برای وجود این فیلم به ذهن نمیرسد و این که بخواهد خود را بیش از یک اثر علمی-تخیلی و در حد یک فیلم جسورانه نشان دهد و توجهات را به سوی خود جلب کند. نماهای زیادی از «یاغی یک» صحنههایی از فیلمهای «مکس دیوانه: جاده خشم» و «ورود» را برای تماشاگر تداعی کرده که در ذهن شان ماندگار نخواهند شد و مشابه اولین فیلم «جنگ ستارگان» در سال 1977 است.

«یاغی یک: داستانی از جنگ ستارگان» همانند فیلم «جنگ ستارگان: نیرو برمیخیزد» اعتبار خود را از دنیای تخیلی و فیزیکی خلق شده توسط جورج لوکاس و همراهانش در چهار دههی پیش وام گرفته. با وجود طراحی خوب و هوشمندانهی لوکاس، فیلم لایهای ظاهری از آشفتگی را به نمایش گذاشته که گویی در عمل، دوران جنگ جهانی دوم یا جنگ ویتنام یا حتی گوشهای از یک بازی ویدیویی جذاب را به تصویر کشیده. البته کم و بیش برای حماسهی «جنگ ستارگان» مناسب به نظر میرسد بخصوص آن پردهی سوم جذاب داستان یا تعدادی حقههای دیجیتالی زیرکانه و آن لحظهی پایانی راضیکننده و فوق العاده.

چون با داستانی از «جنگ ستارگان» طرفیم، میدانیم که در ادامه تلاشهای جین اِرسو پای نیروهای دیگری را نیز به ماجرا باز خواهد کرد. در «یاغی یک» این گروه سرخوش را یک افسر شورشی به نام کاسیان (دیگو لونا)، بودی (ریز احمد) یک خلبان ناراضی امپراطوری و رُباتی شوخطبع با اعضای عنکبوتگونه با نام K-2SO (با صدای آلن تادیک) که گهگاهی در فضای سرد و سنگین داستان بار طنز ناچیز فیلم را به دوش میکشد، تشکیل میدهند. جین و برادرانش دست در دست هم به جنگ رئیس سلاح اهریمنی امپراطوری اورسون کرِنیک (بن مندلسون) رفتهاند.

ادوارد که آثاری چون «هیولاها» و «گودزیلا» را در کارنامه خود دارد، در ساخت این فیلم عملکرد خوبی داشته و با این وجود میتوان از نکات مثبت «یاغی یک» به جلوههای ویژهی تاثیرگذار و موسیقی متن جذاب و شنیدنی مایکل جیاچینو اشاره کرد اما شوخطبعی و گرمی فیلمهای قبلی را ندارد. «یاغی یک» کماکان، حداقل تا رسیدن به بخش پایانی، فاقد آن حس شور و نشاطی ست که «نیرو برمیخیزد» به ارمغان آورد. فلیسیتی جونز در قامت قهرمان زن داستان حضوری متقاعدکننده دارد و شباهت جالب فیزیکی او به دیزی ریدلی که نقش ری را در این سری جدید بازی میکند، حدس و گمانهایی جذاب را دربارهی نسبت احتمالی نقشهای این دو در دنیای «جنگ ستارگان» به راه انداخته. انتخاب دیگو لونا که لحنی آرام هنگام صحبت و روحیهای آشفته دارد در قالب مردی بدکار در خلال این ماجراجویی، نامناسب به نظر میرسد. بازیگر چینی دانی یِن در نقش جنگجویی عرفانی که خیلی سرسری به آن پرداخته شده، هدر رفته است.

سادگی و موثر بودن ایدههای اکشن «یاغی یک: داستانی از جنگ ستارگان»، فیلم را جذاب نگه داشته تا بیننده را به سمت پایان آخرالزمانی شگفتانگیز خود هدایت کند (از زمان 2 ساعت و 13 دقیقهای فیلم، به نظر من تنها 15 دقیقه اضافی بود). در این فیلم شاهد اولین حضور برخی از شخصیتهای ماندگار «جنگ ستارگان» هستیم که خود نقطه قوتیست برای آن. «یاغی یک» به مثابهی آزمونی جدید است در مسیر گسترش این مجموعه. «یاغی یک: داستانی از جنگ ستارگان» فیلم خوبی ست و وظیفهی خود را به سرانجام میرساند.
دیدگاه ها
من که هیچوقت فیلم های »جنگ ستارگان» رو دوست نداشتم اما از تماشای این یکی لذت بردم. فیلم خوبی بود.
یکی از بهترین و جذاب ترین «جنگ ستارگان» بود تا به حال دیدم. این اسپین آف ها و داستان فرعی از خود «جنگ ستارگان» اصلی خیلی جذاب تر و بهترن.