- نویسنده : پژمان الماسی نیا
خانمها و آقایان! عالیجناب راب مارشال و بانو مریل استریپ، شما را به تماشای بهترین فیلم موزیکالِ سالیان اخیر دعوت میکنند! «بهسوی جنگل» بر اساس موزیکالی تحتِ همین عنوان، نوشتهی استیون ساندهایم ساخته شده که نمایشی مطرح است. این موزیکال بسیار تحسینشده، نخستینبار، نوامبر 1987 در برادوی روی صحنه رفت و از آن زمان تا کنون به تناوب اجرا داشته و جوایز بسیاری کسب کرده است.

«آرزوی نانوایی خوشقلب (جیمز کوردن) و همسرش (امیلی بلانت) بچهدار شدن است. همسایهی جادوگرشان (مریل استریپ) آنها را از وجود طلسمی باخبر میکند که اگر برداشته شود، صاحب فرزند خواهند شد. شرط ابطال طلسم، ورود به جنگل و آوردن چهار شئ گرانبهایی است که پیرزن جادوگر برای دوباره بهدست آوردن جوانی و زیباییاش بدانها نیاز دارد. مرد نانوا قبول میکند در حالیکه جک (دانيل هتلستون)، سیندرلا (آنا کندریک) و شنلقرمزی (لیلا کرافورد) هم هریک بهقصدی راه جنگل را در پیش گرفتهاند...»
چنانکه حدس زدید، «بهسوی جنگل» تلفیقی خوشایند از افسانههای مشهورِ «جک و لوبیای سحرآمیز»، «سیندرلا»، «شنلقرمزی» و هم چنین «راپونزل» است. با وجود اینکه تمام داستانهای مورد اشاره را -با جزئیاتِ کامل!- از حفظ هستیم اما اتمسفری بر فیلم حاکم است که «بهسوی جنگل» را برای ما لبریزِ جذابیت و هیجان میسازد. متن ترانهها، نحوهی اجرایشان، صحنهآرایی و طراحی رقصهای «بهسوی جنگل» عالی هستند و در کنار یکدیگر، تشکیل مجموعهای هماهنگ دادهاند که سخت است المانِ ناکوکی از میانشان جدا کرد.
کار را باید به کاردان سپرد! و چه کسی کاربلدتر از آقای مارشال؟ فکر میکنم تنها یادآوریِ سه فیلم قابلِ اعتنا و موفق او در حیطهی سینمای موزیکال و فانتزی، کافی باشد تا به دلیل اعتمادِ مجدد کمپانی عریضوُطویل والت دیزنی به او پی ببریم: «شیکاگو» (2002)، «نُه» (2009) و «دزدان دریایی کارائیب: سوار بر امواج ناشناخته» (2011).

درست است که «بهسوی جنگل» از فیزیک کوانتوم چیزی نمیگوید (!) و حرفهای سادهاش را سرراست میزند اما اصلاً دلیل نمیشود که دستِکماش بگیریم. «بهسوی جنگل» بیشتر از آنچه که فکرش را بکنید، حرف برای گفتن دارد، سرگرمتان میکند و در عین حال بدون اینکه -با پیامهایی گلدرشت!- حالتان را بههم بزند، آموزنده است. «بهسوی جنگل» یک کمدی-موزیکال است؛ با فیلم قهقهه نخواهید زد ولی لحظات بامزه کم ندارد.
بامزهترین حضور، مختصِ خانم استریپ است! این جادوگرِ طلسمشدهی شلختهپلختهی دزدزده هربار که در «بهسوی جنگل» ظاهر میشود، موجی از انرژی همراه خودش میآورد که مشکل بتوان از دیدناش لبخند به لب نیاورد! بهویژه اوقاتی که بیهوا بر سر نانوا و زناش آوار میشود و با حالتی بینِ تحکم و درماندگی از آنها دربارهی کاری که بهشان سپرده است، پرسوُجو میکند!

مریل استریپ حینِ ایفای نقشِ ساحرهی «بهسوی جنگل»، بدجنسی و خُلمشنگبازی را - به یک اندازه و- توأمان دارد! خدا را شکر که برخلاف آنچه پارهای از پوسترهای غلطاندازِ فیلم تداعی میکنند، شاهد یک جادوگر خبیث کلیشهای نیستیم؛ بلکه بهواسطهی «بهسوی جنگل» هرچه سریعتر بتوانیم خاطرهی تجربهی ناموفق بازیگر محبوبمان در «بخشنده» (فیلیپ نویس- 2014) را از یاد ببریم.
متأسفم که قصد دارم طرفدارانِ آقای دپ را ناامید کنم، او سرجمع 4 دقیقه هم در «بهسوی جنگل» بازی ندارد! بر خلاف چیزی که در بعضی خبرها اعلام شده بود، جانی دپ نقش نانوا را بازی نمیکند و گرگ بدِ گندهی قصه است! بهنظرم انتخاب درستی هم بوده چرا که -سوای مسئلهی سنوُسال- بهخصوص بعد از «سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت» (تیم برتون - 2007) پذیرش دپ در نقشِ آدمهای مثبت و بیآزار -کمی تا قسمتی! - دشوار است.

فیلم، بازیِ آزاردهندهای ندارد. جیمز کوردن را بیمشکل به عنوان نانوایی درستکار میپذیریم و اجرای امیلی بلانت علیالخصوص در تنها سکانسی که زن نانوا -بهاصطلاح- پایاش را کج میگذارد، حرف ندارد. چه خوب که راب مارشال از بار جنسیِ و تیرگیهای نمایشنامهی منبع اقتباس تا حدّ قابل توجهی کاسته است تا فیلم برای طیف گستردهتری از بینندهها -بخوانید: همهی اعضای خانواده- قابلیت نمایش پیدا کند؛ هیچ ردّی از آلودگی در «بهسوی جنگل» وجود ندارد.
«بهسوی جنگل» گرچه یاد موزیکالهای فانتزی و کلاسیکی مثلِ «جادوگر شهر آز» را برایمان زنده میکند، ولی بههیچوجه به کُندیِ آنها نیست! اما شباهت عجیبِ «بهسوی جنگل» با کلاسیکهای مذبور، به راه ندادناش به ابتذال و اخلاقی بودنِ فیلم ربط پیدا میکند. «بهسوی جنگل» موزیکالی خوشریتم و مفرح است که اهمیت راستی و درستی و در کنار هم بودن را گوشزد میکند.
«بهسوی جنگل» در هفتادوُدومین گلدن گلوب برای بهترین فیلم موزیکال یا کمدی، بازیگر نقش اول زن فیلم موزیکال یا کمدی (امیلی بلانت) و بازیگر نقش مکمل زن فیلم موزیکال یا کمدی (مریل استریپ) کاندیدای جایزه بود که به هیچیک نرسید. فیلم در بافتای شصتوُهشتم صاحب دو کاندیداتوریِ بهترین طراحی لباس (کالین اتوود) و چهرهپردازی (پیتر سوردز کینگ و جی. روی هلاند) است و آکادمی نیز «بهسوی جنگل» را در 3 رشتهی بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مریل استریپ)، طراحی تولید (طراح صحنه: دنیس گاسنر و طراح دکور: آنا پیناک) و طراحی لباس (کالین اتوود) نامزد کرده بود.

علیرغم اینکه در برههای، همگی به آرزوهایشان میرسند و -از همینرو- تصور میکنیم فیلم دیگر به پایان رسیده است، ورود همسر وفادار آقا غوله (!) موجب میشود «بهسوی جنگل» از یک هپی اندِ کلیشهای نجات پیدا کند... خلاصه اینکه «بهسوی جنگل» گزینهای عالی برای اکران کریسمس و تماشا در ایام تعطیلات است؛ فیلمی که میتوان با خاطری آسوده در کنار خانواده و کوچکترها به دیدناش نشست.
دیدگاه ها
بازیگرهای زیادی تو فیلم هستن اما انگار بلاتکلیفن، بخاطر همین هم به غیر از مریل استریپ هیچکدام خوب بازی نمی کنن.
چند ترانه خوب و یکی دو تا بازی خوب و حرفه ای دلیل نمیشه تا یک موزیکال که باید گرم و پر جنب و جوش و پرتحرک باشه رو فیلم خوبی تلقی کنیم. روزگاری امثال رابرت وایز و جین کلی بلد بودن فیلم موزیکال بسازن اما الان فقط باعث فراری دادن تماشاگران از سالن های سینما میشن امثال آقای راب مارشال با این شاخه به اون شاخه پریدنِ شون.