سادگی مهندسی شده

پنج شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۵


این که فیلم ساده ای چون «روما» توانسته است شیر طلایی جشنواره ونیز ایتالیا را به دست آورد و پس از جوایز گلدن گلوب و همچنین جایزه بافتا (بریتانیا) در نود و یکمین دوره جوایز اسکار هم برنده چند جایزه شود یکی از شگفتی ها ی امسال سینما هست.



«روما» محصول شبکه نت فلیکس است و داستان آن در اوایل دهه هفتاد و در منطقه ای از مکزیکوسیتی به نام کلونیا روما روی می دهد که به اختصار روما نامیده می شود و ظاهرا الهام گرفته از خاطرات کودکی آلفونسو کوآرون کارگردان فیلم است. داستان فیلم بسیار ساده هست: رختشوی و خدمتگزار ساده یک خانواده متوسط و تا حدودی متمول پس از ارتباط با پسر جوانی باردار می شود، جوانی که پس از این اتفاق او را ترک می کند و...

این داستان به ظاهر ساده در پایان فیلم حماسه ای شعر گونه از سیر و سلوک روحی کلئو خدمتگزار ساده را در ذهن مخاطب خود ایجاد می کند و رنج نامه ای می شود در باب قهرمانان خاموشی که در خفا مسیح گونه جلجتا را به دوش می کشند بی آن که در دنیا و تاریخ سرتاسر  مردانه دیده شوند.



کوآرون سعی ندارد که شعار دهد و مثلا فیلم را به یک اثر فمینیستی تبدیل کند بلکه مردان را هم معلول شرایط تاریخی ویژه ای می داند که اسیر شده اند. کوآرون در تصویرسازی و کارگردانی حداکثر تلاش خود را به کار بسته است تا از احساسی گرایی و سانتی مانتالیسم دوری کند و به همین جهت هست که بیشتر قاب بندی های دوربین مدیوم لانگ شات یا لانگ شات هستند و فیلمساز از قاب بندی های کلوز آپ و نزدیک شدن بیش از حد به پرسوناژ ابا دارد گویی حجب و حیا مانع  نزدیک شدن به شخصیت ها  می شود و نوعی نگاه مستندگونه در شکل قاب بندی ها دیده می شود.

 شاید بتوان گفت همه چیز با تیتراژ به نسبت طولانی آغاز می شود: یک قاب بندی ساده و سیاه و سفید از کاشی های کف زمین که اسامی بر آن نقش می بندند اما کمی بعد آبی ریخته می شود که تصویر آسمان در آن منعکس شده است همان چیزی که در پایان فیلم بر آن تاکید شده است، قابی ساده از آسمان پس از رفتن کلئو به پشت بام و ثابت ماندن تصویر و پاین فیلم. فیلم شرح همین حرکت و آسمانی شدنِ کلئو هست. در بخش دیگری از فیلم هم شاهد هستیم که کلئو و پسر بچه خانواده بازیگونه می میرند و تصویر به آهستگی به آسمان پر می کشد.



فیلم «روما» شرح سلوک این خدمتگزار ساده هست. در دقیقه بیست و پنج فیلم نقطه عطف ابتدایی فیلمنامه اتفاق می افتد یعنی بارداری کلئو توسط پسر جوانی که به محض آن که متوجه بارداری کلئو می شود او را در سالن سینما رها می کند. پس از نقطه عطف اول اتفاقاتی در زندگی کلئو روی می دهد همچون زلزله در بیمارستان - آتش سوزی جنگل که در هر کدام از این بخش ها کلئو نه تنها - بر خلاف دیگر افراد و برای مثال در صحنه بیمارستان که زن مسن بلافاصله بعد از وقوع زلزله به زانو در می اید و به عبادت می پردازد - هراسی در چهره اش دیده نمی شود بلکه نوعی اعتماد به نفس او را هویتی منحصر به فرد داده است که اوج نمونه چنین صحنه ای را می توان در زمانی دید که کلئو تنها کسی هست که می تواند تعادل خود را در تبعیت از پرفسور/استاد حفظ کند.

سکانس رفتن کلئو با پسر به اتاقش که نتیجه اش بارداری او می شود شاید تنها سکانس فیلم باشد که بر خلاف دیگر قسمت های فیلم لحن توام با حجب فیلمساز در دیگر سکانس ها جای خود را به برهنگی پسر با تاکید بر رجُلیت او داده است. فیلمساز در این صحنه کلئو و پسر را هیچگاه در یک نمای توشات (دونفره) نشان نمی دهد. این سکانس تشکیل شده است از نماهای پی-او-وی کلئو و پسر که البته در نماهایی که از کلئو می بینیم قاب کج شده پشت سرش به نوعی نشان از وضعیت ناپایدار کلئو در آینده دارد. شیوه نورپردازی روشن کلئو و کنتراست نوری پسر تفاوت دو دنیا را هویدا می سازد. شاید لازم به توضیح نباشد که نمایش سرتاسر برهنه پسر و هم خوابگی که بیشتر شبیه یک نزاع و جدال هست تا یک ارتباط انسانی و دو طرفه آشکارترین پیام این صحنه هست. نمایش چنین موقعیتی از مرد در فیلم «روما» محدود به این صحنه نمی شود، در اولین نمای معارفه از پدر خانواده چهره او را نمی بینیم بلکه فیلمساز به تصاویر اکستریم کلوز آپ از دستان وی که درحال سیگار کشیدن و تلاش برای وارد کردن ماشین به گاراژ کوچک هست بسنده می کند پدری که در آینده ای نه چندان دور همین حضور فیزیکی را هم ندارد. خشونت جاری در حضور مردان حتی در صحنه ای که در کافه کلئو چشم به تلویزیون کوچک دوخته است نمایان هست.



اما «روما» فیلم زمان های مُرده هست (توضیه آن که زمان مرده در اصلاح به صحنه هایی از فیلم گفته می شود که هیچ اتفاقی در فیلم روی نمی دهد). یکی از سکانس هایی که هنرمندانه ترین استفاده از زمان های مرده در فیلم شده است صحنه پس از مرگ نوزاد کلئو در بیمارستان است که تاثیری شگرف بر روحیه وی می گذارد. پس از مرگ نوزاد که در مقابل چشمان غمگین مادر کفنش می کنند تصاویر بعد نماهایی ساکن و مرده از اتاق ها هست که به خوبی دلتنگی کلئو را به بیننده منتقل می کند.

 کلام آخر این که «روما» به رغم ظاهر ساده و غلط انداز فیلمی به غایت مهندسی شده هست که برای تک تک نماهای آن تلاشی در خور صورت گرفته است.

منبع : فیلم نگاه
  • ساسان دُسی
  • |
  • جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۲:۳۷
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۸۷
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...