ابدیت یک ستاره

پنج شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۴۰


"ستاره‌ای متولد می‌شود" و "ستاره ای می میرد". این، ایده اصلی فیلم برادلی کوپر است که مسیر اوج گرفتن یک خواننده گمنام را به موازات افول یک خواننده معروف پیش می برد. جکسون مِین که ستاره موسیقی است، دختر بااستعدادی را در یک کلوپ می بیند و راه را برای ورود او به دنیای موسیقی باز می کند اما هر چقدر الی در هنرش پیشرفت می کند و می درخشد، جک با شکست و ناکامی بیشتری روبرو می شود و رو به فراموشی می رود. آن دو در یک رویای مشترک هستند که برای الی تازه در حال شکل گرفتن است و برای جک رو به فروپاشی می رود و با چنین رویکردی آن دو به همزادی برای یکدیگر تبدیل می شوند و ما گذشته باشکوه جک را در اکنونِ الی می بینیم و آینده ترسناک الی را در حال جک. اوج این تقابل را می توان در مراسم اهدای جایزه گرمی دید که از بزرگترین مراسم موسیقی جهان است. وقتی که جک صحنه را به خواننده تازه واردی وامی گذارد و در حاشیه او فقط گیتار می زند و به چشم نمی آید، الی جایزه را می برد و همچون ستاره ای تابناک روی صحنه پا می گذرد و همه چشم ها را به خود خیره می کند و درست در لحظه ای که الی از جک تشکر می کند که استعداد او را کشف کرده و از او یک ستاره ساخته است، جک با حال نزار و مفلوک ناشی از مستی خودش را خراب می کند.



برادلی کوپر زندگی آن دو را به هم می آمیزد و از طریق این پیوند سرنوشت، امکان جا به جایی و تغییر و استحاله الی به جک را فراهم می کند و می بینیم که چطور جک در کنار خود جایی برای الی روی صحنه باز می کند و بعد آهنگ های مشترکی را با هم می خوانند و سپس خودش حذف می شود و الی جای او را می گیرد. در انتهای فیلم الی به جک می گوید که برایش ماشین می فرستد تا او را به محل اجرایش بیاورند و با هم بخوانند و این صحنه قرینه ای برای ابتدای فیلم است که جک ماشینی را به دنبال الی می فرستد و او را به صحنه خود می برد و برای اولین بار با هم آهنگ دونفره ای را می خوانند. پس به نظر می رسد راهی که الی در آن قدم می گذارد و پیش می رود و اوج می گیرد، به پایانی همچون سرانجام تلخ جک ختم می شود و هیچ رویایی نمی تواند تا ابد دوام داشته باشد و هر ستاره ای در آخر خاموش می شود. هر کسی که کاری را تازه شروع می کند، خود را نخستین نفر در این راه می بیند که انگار با همه فرق دارد و فرجامی جز دیگران می یابد اما برادلی کوپر با قرار دادن جک همچون آینه ای در برابر الی مدام در تصویر کاذب و دروغینی که از خود می بیند، شکاف ایجاد می کند و نمی گذارد در لذت افیون بار و خلسه آور زیستن به عنوان یک ستاره غرق شود و پیوسته به او یادآوری می کند که پایان این اوج گرفتن و بالا رفتن می تواند سقوطی دردناک باشد.



در واقع بزرگترین کمکی که جک به الی می کند، این است که به او یاد می دهد چطور از استعداد و اصالت و فردیت خود مراقبت کند و اجازه ندهد ضعف ها، ترس ها، نقص ها و ناکامی ها او را از پای درآورند. در اولین دیدارشان الی به جک می گوید که کسانی که در صنعت موسیقی هستند، به او گفتند که او هرگز به خاطر بینی بزرگش موفق نمی شود و جک همان جا با ظرافت روی بینی دختر دست می کشد و بزرگترین نقطه ضعف او را می نوازد و بعد به او نشان می دهد که همان بینی بزرگ می تواند به نشانه ای خاص و ملاک تمایز او از دیگران بدل شود. وقتی هر دو در مقابل بیلبورد بزرگی از چهره الی می ایستند که حالا به عنوان یک ستاره مشهور و محبوب در همه جا دیده می شود، جک می گوید که اگر می توانست کل عکس را فقط به بینی بزرگ الی اختصاص می داد و مردی که خودش زندگی و هنر و استعدادش را به خاطر نقص شنوایی و مشکلات کودکی اش تباه کرده است، به دخترک کمک می کند تا چطور با حفره ها و خلأهای درونی اش کنار بیاید و آنها را به نقاط قوت و قدرت خود تبدیل کند. از دل چنین مسیری برادلی کوپر جلوه ای مسیح وار به جک می بخشد که با قربانی کردن خویش، سرنوشت تلخ و اندوهبارش را پیش چشمان الی به نمایش می گذارد تا او دیگر اشتباهات جک را تکرار نکند و در جایگاه یک ستاره کامل بماند و به جای او نیز بخواند و با آهنگ هایش به الهام بخشی برای نفر بعدی تبدیل شود.

منبع : فیلم نگاه
  • نزهت بادی
  • |
  • جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۲:۱۱
  • |
  • ۰
  • |
  • ۲۷۵
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...