- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
اگر نگاهی به تاریخ آمریکای دهه ی 1970 بیندازیم، بلافاصله متوجه اهمیت واشنگتن پست می شویم. این روزنامه که حدودا یک دهه را به عنوان یک روزنامه محلی گمنام گذارند، به یکی از بنیادهای روزنامهگاری تحقیقی (ژورنالیسم) تبدیل شد. واترگیت و واشنگتن پست که اساسا از هم جدا بوده و هستند، توسط وودوارد، برنشتاین و دیپ سروت با هم مرتبط شدند. واشنگتن پست نه تنها علیه ریچارد نیکسون نبود، بلکه تلاش زیادی هم برای باقی ماندن رئیس جمهور در سِمت خود کرد. با این احوال، «پست» در مورد واترگیت نیست؛ فیلم در مورد وقایع پیش از فروپاشی سال 1972، و چگونگی ضدیت دولت نیکسون با انتشار اسناد پنتاگون است؛ و این که چگونه واشنگتن پست توانست نقشی اساسی در این قضیه ایفا کند.

اگرچه رویدادهای فیلم اسپیلبرگ در 46 سال قبل تر اتفاق می افتند، اما به طرز عجیبی با شرایط سیاسی امروز در ارتباط هستند. اکثر رئیس جمهورها رابطه خصمانهای با روزنامهها داشتهاند، و از آزادی عملی که در "متمم اول قانون اساسی آمریکا" به آنها داده شده است ابراز نارضایتی کردهاند؛ اما نیکسون هیچ تلاشی برای ساکت کردن مطبوعات نکرد. اکنون، تقریبا نیم قرن بعد از این اتفاق با نگرانیهای مشابهای مواجه هستیم. «پست» به ما درسی تاریخی می دهد، که بار دیگر وقایع سال 1971 را به خاطر بیاوریم و از اهمیت صلاحیت دولت باخبر شویم؛ ما نباید دو بار از یک سوراخ گزیده شویم.
اسپیلبرگ یک راوی و داستانپرداز قهار است، او برای روایت چگونگی فرود آمدن واشنگتن پست در خط مقدم مبارزه اسناد پنتاگون (شانه به شانه نیویورک تایمز)، از جان و دل مایه می گذارد. این داستان ذاتا سینمایی نیست، بلکه روایتی است که به نمایش گذاشتن آن یک بوم بزرگ می طلبد. از تبحر و مهارت او در ساخت فیلمهای رسانهای می توان به این موارد اشاره کرد: 1. انتقال اطلاعات کافی به بیننده، به طوری که بیننده بی اطلاع هم بتواند اصول اولیه وضعیت را درک کند. 2. اجتناب از توضیح اضافه و بی دلیل در فیلم. 3. توسعه دادن منطقی دو کاراکتر. 4. گریز از کُند روایت شدن داستان.

این فیلم داستان را از دو زاویه -که نهایتا در اثر تنشهای به وجود آمده و پیامدهایشان به هم می رسند- روایت می شود. تا کنون هیچ کنفرانس خبریای تا این حد دارای تعلیق و هیجان نبوده است! با این حال پیش از رسیدن آن لحظه حیاتی، ما اقدامات مالک محتاط و محافظه کار واشنگتن پست، کی گراهام (مریل استریپ) را دنبال می کنیم، که سعی دارد روزنامه را محافظهکارانه هدایت کند تا با فروش سهام شرکت، سرمایه لازم برای ادامه کار را فراهم کند. در عین حال سردبیر روزنامه بن برادلی (تام هنکس) پس از پیگیری مصرانه اسناد پنتاگون (دخالت وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا در جنگ وییتنام در زمان دولت ترومن از طریق آیزنهاور) به 4000 صفحه سند برمی خورد و فرصت دارد داستانهای بحثبرانگیز آن را منتشر کند. خوی تهاجمی او واشنگتن پست را به خندقی مقابل دولت نیکسون تبدیل می کند و خود وی و بسیاری از بازیگران کلیدی در باتلاق خطر زندانی شدن گیر می افتند. کِی باید انتخاب کند: ترمز بن را بکشد، یا به وی اجازه پیشروی بدهد؛ پابهپای نیویورک تایمز تا آخر ایستادگی کند و از زیر یوغ سرمایهگذاران چموش بیرون بیاید. که ناگهان تلفن زنگ می خورد….

مسئله محوری به آسانی قابل رویت است. یکی از طرفین مناقشه، افراد محافظهکار و محتاطی هستند که باور دارند اقدامات عجولانه می تواند آسیبهای جبرانناپذیری به واشنگتن پست وارد کند، و موجب شود سرمایهگذاران از آن بگریزند و شرکت ورشکست شود؛ آنها دشمنان جنجال هستند نه روزنامهنگاری. آنها نه می خواهند طرف نیکسون بایستند و نه می خواهند ریسک زندانی شدن را به جان بخرند. اما در طرف دیگر روزنامهنگاران سرکشی قرار دارند که اقدامات نیکسون را ضدآمریکایی می پندارند. آنها معتقدند که باید محتوای اسناد پنتاگون در دسترس همگان قرار بگیرد و قانون جاسوسی مانع آنها نشود. آنها حاضر به مبارزه با دولتها و دادگاهها هستند و در صورت لزوم برای حفاظت از آزادی مطبوعات به زندان هم می روند. تمامی تنش های دراماتیک فیلم ناشی از درگیری میان این دو جبهه است. اما کِی با کدام طرف موافق است؟ و وقتی که او جهتگیری خود را اعلام کند، موقعیت تغییری می کند؟ یا مسائل جدیدی مطرح خواهد شد؟

اسپیلبرگ در طراحی یک دفتر روزنامهنگاری دهه 1970 بسیار دقیق است و چگونگی نگارش و چاپ مقالات بدون کامپیوتر را به خوبی بازسازی می کند. با این که نیکسون اکثرا در فیلم حضور ندارد، اما دوبار ظاهر می شود. اسپیلرگ تصمیم می گیرد که صداپیشه استخدام نکند. به جای آن ما شبحی به حالت ایستاده از نیکسون می بینیم، در حالی که گلچینی از سنخرانیهای وی پخش می شود. و این گونه است که نیکسون نقش نیکسون را ایفا می کند و صدای او از ورای گور به گوش می رسد. صحت و درستی تاریخی «پست» مثل جزئیات آن دقیق است.
«پست» پنجمین همکاری اسپیلبرگ و هنکس محسوب می شود، اما اولین همکاری وی با مریل استریپ است. همانطور که انتظار می رفت، بازی آنها بدون نقص است. هر دوی آنها بازیگران ماهری هستند، اما در عین حال بحث در مورد این که آنها لایق اسکار بودند یا خیر کار دشواری است؛ آنها معقول و قانعکننده بازی می کنند. بن/هنکس شور و اشتیاقش را تا انتهای فیلم حفظ می کند. کی/استریپ هر لحظه بیشتر در موقعیت خود احساس تزلزل می کند و اعتماد بنفس وی کاهش می یابد. دیدگاه فیلم درباره اهمیت یک زن در موقعیت قدرت چندان زیرکانه نیست؛ صحنهای را به یاد بیاورید که کی توسط تحسینکنندگانش در مقابل دادگاه محاصره می شود.

«پست» یادآور فیلم «افشاگر» است که در سال 2016 اسکار گرفت؛ هر دو فیلم، روزنامهنگاری تحقیقی را می ستایند. «افشاگر» اندکی بیشتر درگیر پیخ و خم داستان می شود، در حالی که «پست» چشمانداز گستردهتری دارد. در مجموع، هردوی آنها در مورد اهمیت نیروها و ارادههای تکان دهنده و کاربرد "متمم اول قانون اساسی" در برهههای حساس هستند. شاید کمی کلیشهای باشد، اما «پست» یادآور آن دسته از قهرمانان گمنامی است که از شیوه زندگی آمریکایی محافظت کردهاند.
دیدگاه ها
فیلم فوق العاده ای بود. فیلمی که تنها ساختنش از عهده فیلمساز بزرگ و کاربلدی مثل اسپیلبرگ برمیاد. با بازی های فوق العاده از تام هنکس و مریل استریپ.
به خاطر تام هنکس فیلم رو دیدم اما اصلا خوشم نیومد. شایدم بخاط این بوده باشه که از فیلم های سیاسی خوشم نمیاد.