دخترک و جعبه نفرین شده!

جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۱۲


آیا جن گیری در فرهنگ های مختلف٬ کار خاص و عجیبی به حساب می آید؟ «تسخیر» یک فیلم سرد و بی روح، و تحت تاثیر یهودیت است که نسخه درجه دومی از فیلم «جن گیر» ویلیام فردکین به شمار می آید. فیلم در رسیدن به پاسخ پرسش ابتدای مطلب، کمک چندانی به شما نمی کند اما شما را به فکر وا می دارد. به طور قطع یقین یک کشیش کاتولیک هم می تواند از پس یک شیطان بر آید، اما وقتی فرزندتان به تسخیر یک دیباک (طبق افسانه یهودی به روح شروری اطلاق می شود که جسم فرد دیگری را تصرف می کند) در می آید، به کسی نیاز است که متخصص این امور باشد.



در قسمتی از فیلم، پدر عبوس و گرفته ی خانواده یعنی کلاید برنک (با بازی جفری دین مورگان) از محل زندگی اش در حومه شهر که به همراه همسر سابقش استفانی (با بازی کایرا سجویک) و دو فرزندشان در آنجا زندگی می کنند، راه می افتد و چند صد مایل به سمت بروکلین رانندگی می کند تا یک خاخام یهودی را که می تواند به خانواده اش کمک کند، بیابد.

دیباک در یک جعبه قدیمی حکاکی شده محبوس شده، جعبه ای که کلاید در یک حراجی برای کوچک ترین دخترش امیلی (با بازی ناتاشا کالیس) خریده. مخاطب پیش از این در ابتدای فیلم کارهای این موجود را دیده است که قادر است آزار فیزیکی به قربانیان خود وارد کند؛ چه آنها در جعبه را باز کنند چه نکنند فرقی نمی کند و او حتی از داخل جعبه هم قادر است به صاحب قبلی خود آزار برساند. اما امیلی به این جعبه به چشم یک کشف راز آلود نگاه می کند که با آن می تواند اتاق خالی اش در خانه جدید پدر را تزئین کند.



اوله بورندال یک کارگردان دانمارکی است که در سالهای گذشته بین هالیوود و سرزمین مادری خود دائم در رفت و آمد بوده است. او در آخر و بعد از همه این آمد و رفت ها، در سال 1997 تنها به بازسازی اولین اثر سینمایی خود که در سال 1994 ساخته بود، پرداخت. تریلری در مورد یک دانشجوی حقوق در کپنهاگ که به عنوان نگهبان شیفت شب در یک مرده شوی خانه کار می کند که ضرورتاً به خوبی نسخه دوم آن که در سال 1997 با نام «نگهبان شب» و با بازی اوان مک گرگور ساخته شد، نبود. تخصص او در قرار دادن یک پیچش غیرمنتظره و موذیانه در ژانرهای مختلف است مثل فیلم «بدل» که در آن یک دانش آموز کلاس ششم، می فهمد معلم جدیدشان یک "بیگانه" است. و همینطور مثل فیلم «یک داستان عشق دیگر» که فیلم تلخ و تاریکی بود و در آن یک مرد متاهل اجازه می داد تا یک زن ثروتمند که دچار فراموشی شده، او را به جای نامزدش اشتباه بگیرد.

داستانی که در کنار اتفاقات ماوراء الطبیه در فیلم «تسخیر» روایت می شود، در مورد مساله طلاق و تاثیر آن بر فرزندان است. در حالی که دختر نوجوان٬ هانا (با بازی مدیسون داونپورت) در حال کنار آمدن با جدایی پدر مادرش و ارتباط مادر با برت (گرانت شو) است، امیلی هنوز کورسوی امیدی دارد که والدینش به نزد هم برگردند.



امیلی بالاخره می فهمد که چطور در جعبه را باز کند و معلوم می شود که جعبه با چیزهای عجیب وغریبی از جمله تعدادی حشره مرده و یک آینه کهنه و کدر و رنگ و رو رفته پر شده است. تغییرات رفتاری در او به واسطه وجود دیباک ایجاد می شود که توسط اعضای خانواده اش به عنوان رفتارهای خاص سنین نوجوانی تعبیر می شود. امیلی بداخلاق و گوشه گیر می شود. زمان زیادی را در اتاقش به تنهایی می گذراند و در مدرسه نقش بازی می کند. سرانجام مادرش او را نزد یک روانپزشک می برد؛ نه یک جن گیر!

تهیه کننده «تسخیر»، سام ریمی است و این فیلم در بهترین حالت٬ شَمایی از آخرین فیلم او به نام «مرا به جهنم بکشان» به شمار می آید. قصد فیلم اصلاً این نبوده که در لفافه سخن بگوید، اما قسمت های ترسناک آن مثل چشم های از کاسه در آمده، شکل گرفتن ابری از حشرات در اطراف خانه و دختر کوچولویی که ناگهان با صدای یک بزرگسال شروع به صحبت می کند، همگی در حین تماشای فیلم٬ فقط باعث ایجاد خنده های عصبی و نهایتاً چسبیدن به نفر کناری تان می شود نه این که باعث ایجاد کابوس شوند. در صحنه ای که کلاید در راهرو های بیمارستان به دنبال دختر جن زده اش می گردد، به در باز یک اتاق تاریک می رسد و از نور تلفن همراهش استفاده می کند تا چیزهای وحشتناکی که در آن اتاق ممکن است باشد را شناسایی کند که این حرکت او صدای آشنای خنده را در سینمایی که فیلم را دیدم طنین انداز کرد!



مورگان در نقش مردی که به عنوان یک مربی بسکتبال همیشه شغلش را نسبت به خانواده اش در اولویت قرار می دهد، بازی تاثیرگذار، قوی و محکمی دارد. مردی که حالا که در شرف از دست دادن عزیزترین های زندگی اش است، متوجه اشتباه خود می شود. اما این ناتاشا کالیس است که در نقش دختر جن زده تمام فیلم را از آنِ خود می کند. او بین لحظات خونسردانه و بی احساس و همچنین لحظات آسیب پذیر در چرخش است و حتی اجازه می دهد تا قطرات اشکش درست قبل از این که دیباک به انجام کار وحشتناکی مجبورش کند، از چشمش سرازیر شود. جدا از بازی بسیار خوب او، بازی و نقش آفرینی غیرمنتظره دیگری هم در فیلم داریم: ماتیس یاهو موسیقیدانی که نقش پسر خاخامی را بازی می کند که قرار است به کلاید کمک کند.



کاراکتر ماتیس یاهو با نام تزادوک٬ یک مرد لاغر، بلند و مقتدر است که وقتی همه کلاید را از خود رانده اند، به کمک او می رود چرا که اعتقاد دارد وقتی فرصت نجات یک زندگی را دارد، وظیفه اش است که از این فرصت استفاده کند. او یک جایگزین مناسب برای شخصیت "پدر مرین" است (منظورم از آن نوع مردهایی است که برای راست و ریس کردن اوضاع اصلاً صبر و تحمل ندارد و تا دیباک را به آن جعبه برنگردانند قرار نمی یابند) و هیچ زمانی بهتر از روزهای سگی ماه اوت برای تماشای تلاش های ماتیس یاهو در این فیلم نیست. این اثر می تواند تنوعی در ژانر فیلم های سالیان اخیر سینما باشد و به خودیِ خود، دوره خوبی را ایجاد کند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

پولاد همدانی
  •  6
  • |
  •  12
  • |

    خب معلومه که هیچ فیلم ترسناکی به پای «جن گیر» نمی رسه.

    اویتسا افشارطوس
    •  5
    • |
    •  19
    • |

      بازی عالی ناتاشا کالیس، بازی خیلی خوب جفری دین مورگان و بازی بسیار ضعیف و بد کایرا سجویک. سجویک در نقش مادر فیلم اصلا مناسب این نقش نیست و خیلی روی اعصاب هست.