- نویسنده : پژمان الماسی نیا
در بدوِ «تسخیر» نیز -مثل کلیشهی رایجِ اغلبِ هارورها- اسبابکشی و نقلِ مکان به خانهای -میشود گفت- درندشت در حومهی شهر را داریم؛ المانی کاملاً تکراری و امتحان پس داده از فیلمهای ترسناک که باعث میشود ذهن مخاطبِ فیلم ترسناکبین آمادهی رویارویی با عمارتی تسخیر شده -و مشاهدهی مصائب معمول متعاقباش- گردد ولی پیشنهاد میدهم زود قضاوت نکنید چرا که قضیه چیز دیگری است! در «تسخیر» تمام آتشها از گور جعبهی چوبیِ حکاکی شدهای برمیخیزد که اصلاً و ابداً بیمناسبت نیست اگر جعبهی پاندورا [1] خطاباش کنیم!

تمایز «تسخیر» با فیلم ترسناکهای روتین به همین یک مورد خلاصه نمیشود، این بار عامل وحشتآفرینِ فیلم در اتاق زیرشیروانی، قعرِ زیرزمینِ تاریک و معهودِ سینمای وحشت، کمددیواری یا... و... لانه نکرده است؛ تصور محل اختفایاش هم مو به تن آدمیزاد راست میکند! لو نمیدهم تا خودتان ببینید! به نظرم ترسناکترین لحظهی «تسخیر» وقتی رقم میخورد که همین موجود کذایی -در حال تقلا- به دوربین -و طبیعتاً ما!- زل میزند؛ چنانچه تمام فیلم را تا آن برههی بهخصوصاش با جانودل دیده باشید، محال است خوفی که بدین ترتیب به جانتان میافتد تا چند وقت از خاطر مبارک پاک شود!

«تسخیر» بهطور کلی با ترساندنهای دمِدستی به سبکوسیاقِ معروف به "بووو" و از جا پراندنهای ناگهانیِ تماشاگرش میانهای ندارد و برای به وحشت انداختنتان عجلهی چندانی هم به خرج نمیدهد، عوضاش تا دلتان بخواهد عاشقِ زمینهچینی جهت فرا رسیدن سکانس فینال فیلم است! ویژگیای که صدالبته قبول دارم میتواند از دید مخاطبان کمحوصله -و بیشفعالتر!- پوئنی منفی برای «تسخیر» بهحساب آورده شود.
«تسخیر» اتفاقی بدیع در سینمای وحشت یا فیلم ترسناکی ساختارشکن و پیشرو نیست اما قواعد بازی را خیلی خوب میداند و حتیالامکان نیز رعایتشان میکند. با در نظر گرفتن شماری از تفاوتهای غیرقابلِ انکارِ ساختاری و محتوایی، «تسخیر» را به درستی میتوان یک "جنگیرِ" آپدیتشده تلقی کرد [2]. یک نمونه از تفاوتهای اینچنینیِ «تسخیر» با «جنگیر»، انجام عملیات جنگیری بهوسیلهی خاخامی یهودی است که باعث میشود سروکارِ خانوادهی بحرانزده به کلیسا و اعوان و انصارش نیفتد!

از حاشیههای جالب توجه فیلم هم یکی شباهت عجیبوغریبِ جفری دین مورگان (بازیگر نقش پدر) به آقای خاویر باردم است! طوریکه به راحتی میتواند در فیلمی نقش برادر یا -با مقادیری گریم- پدرِ جناب باردم را بازی کند! دیگر این که پوستر اصلیِ «تسخیر» از جمله پرکششترین پوسترهای فیلم ترسناکها در سالیان اخیر است؛ به هیچ وجه تعجب نمیکنم اگر کسی فقط و فقط به واسطهی پوستر «تسخیر» ترغیب به دیدناش شده باشد.

درست است که قاطبهی نکات مورد اشاره طی سطور پیشین مثبت بودند ولی این را مترادف با تماموکمال و دربست تأیید کردن «تسخیر» -از هر حیث- نگیرید! «تسخیر» گاهی اصولی را که خودش بیان کرده است -مثلاً در ارتباط با خصوصیات موجود شیطانی- زیرِپا میگذارد و گاه در اجرا -مثلاً در بزنگاهِ نشان دادنِ شیطانِ مذکور در فینال- کم میآورد اما خوشبختانه چنین کاستیهایی موجب قطع ارتباط ما با فیلم نمیشوند و در حدی هستند که بتوان زیرسبیلی ردشان کرد!
پی نوشت:
[1]: جعبهی پاندورا به روایت افسانههای یونانی جعبهای بود با محتوای تمامی بلاها و شوربختیهای ناشناختهی بشریت از جمله: بیماری، مرگ و... پاندورا (اولین زن جهان) که به خاطر دزدیده شدن آتش توسط پرومته (همسر آیندهی پاندورا) بخشی از جریمههای بشریت محسوب میشد، جعبهای از زئوس دریافت کرد تا به انسانها هدیه دهد و سفارش کند که هرگز آن را نگشایند. ولی پاندورا پس از ازدواج، خود جعبه را گشود و بلاها و شوربختیها از داخل آن سرریز و روی زمین پراکنده شدند؛ زمینی که تا آن زمان هیچگونه مشکل و بدبختی نمیشناخت (ویکیپدیای فارسی، مدخل جعبه پاندورا؛ تاریخ آخرین بازبینی: جمعه 11 آبان 1397).
[2]: «جنگیر» [ساختهی مشهورِ ویلیام فریدکین/ 1973].
دیدگاه ها
اگه جعبه رو باز نمی کرد که فیلمی هم در کار نبود. بالاخره باید یک بچه ای یک آدم خل و چلی تو این فیلما باشه تا یک اتفاق بدی بیوفته ملت بترس و ناخناشون رو بجون و دخترها هم جیغ بکشن!
آنچنان ترسناک نبود اما روی هم رفته فیلم خوبی بود. و نقد هم نقد خوبی بود.
فیلم این همه مقدمه چینی کرده و با صبر و حوصله زمینه ی رسیدن به سکانس نهایی رو فراهم میکنه اما خودِ سکانس نهایی و سرنوشت ساز رو با چنان عجله و سرعتی سر و تهش رو به هم آورده و تمامش میکنه که آدم اصلا نمی فهمه چی شد!!!! مشکل فیلمنامه در همه دنیا بیداد میکنه!!!
از این دست فیلم های ترسناک در طول سال زیاد ساخته میشن و جالب این که سازندگان این فیلم ها هیچ تلاشی هم جهت متفاوت تر بودن کارهاشون انجام نمیدن. البته "تسخیر" فیلم بدی نیست و این خودش نکته مثبتی هست.