فرار از تهران

پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۲۰


«آرگو» برچسب "بر اساس یک داستان واقعی" را با افتخار با خود یدک می کشد، و این جزو معدود دفعاتی ست که این اشاره به واقعی بودنِ داستان برای درک بهتر فیلم از اهمیت بسیاری برخوردار می شود. اغلب این استناد به واقعی بودنِ داستان فیلم بی معناست، اما وقتی اتفاقات تاریخی مثل واقعه ای که در فیلم می بینیم به صورت مستند به تصویر کشیده شده اند – حتی با وجود این که در زمان هایی از فیلم تخیلات هم به آن اضافه شده – باز هم دادن عنوان واقعی می تواند مثل یک چاشنی و مزه متفاوت در شیوه داستانگویی عمل کند. «آرگو» یک تریلر جاسوسی جذاب، خوش ساخت و رضایت بخش است که داستان آن در سال 1980 در ایران اتفاق می افتد. بسیاری از عناصر فیلم برگرفته از اتفاقات و حوادث واقعی ست که همین بر اهمیت آن افزوده است.



فیلمنامه توسط کریس تریو بر اساس مقاله ای از جاشوا بیرمن در سال 2007 تحت عنوان «فرار از تهران: چگونه سازمان سیا از یک داستان علمی-تخیلیِ جعلی برای نجات آمریکایی ها استفاده کرد» نوشته شده است. فیلم اتفاقات اصلی را از واقعیت گرفته و آنها را در قالب سینمایی و تماشاگرپسند درآورده است. در فیلم با استفاده از چندین برش متقاطع در موقعیت های مختلف ضمن ایجاد تعلیق، نشان می دهد که چطور همه چیز سر موقع و در جایِ درستِ خود اتفاق می افتد. اگرچه همه چیز در واقعیت سخت تر و بحرانی تر بوده اما در فیلم هم صحنه های زیادی با این حس و حال وجود دارد که به آنها رنگ و لعابی سینمایی داده شده است. این ابتکار هالیوود است و برای ایجاد هیجان و بالا بردن آدرنالین خیلی خوب جواب می دهد، طوری که در 30 دقیقه پایانی فیلم در صندلی تان میخکوب خواهید شد.



تا اینجای کار بن افلک نشان داده که کارش در کارگردانی به مراتب بهتر از بازیگری ست. نه این که او بازیگر بدی ست، اما پشت دوربین کارش فوق العاده است. «آرگو» به عنوان یک کار خوش ساخت در کنار دو فیلم قبلی افلک «عزیزم ازدست رفت» (2007) و «شهر» (2010) قرار می گیرد. از میان این سه فیلم، «آرگو» کمتر از همه در قید و بند مسائل احساسی و روابط عاطفی بین کاراکترهاست (اگرچه هیچکدام از کاراکترها پرداخت خوبی ندارند اما با این حال تلاش هایی هرچند گذرا برای نشان دادن اهمیت و جایگاه خانواده نزد افلک در نقش تونی مندز صورت گرفته است). به هر روی «آرگو» بزرگترین فیلم اوست که اساس آن داستان گویی و روایت است. افلک بسیار تلاش کرده تا «آرگو» به لحاظ فضا و حس و حال کاملا شبیه فیلم های دهه ی 1970 به نظر برسد. از این رو نه تنها تصویر فیلم تعمدا مقداری کهنه و رنگ و رو رفته به نظر می رسد که حتی در شروع فیلم هم از آرم و نشان قدیمی برادران وانر استفاده شده است. بازسازی تهرانِ سال 1980 واقعا استادانه و کم نقص (لوکیشن های فیلم در ترکیه بوده است) است. در کنار آن از تصاویر آرشیویِ تِد کاپل، فرانک رابینسون، مایک والاس، والتر کرانکیت و دیوید فراست برای نشان دادن کارتر، شاه ایران و امام خمینی در داستان استفاده شده تا رنگ و بو، و فضا و حس و حال آن زمان به خوبی منتقل شود.



«آرگو» با بازسازی بسیار خوبی از تسخیر سفارت آمریکا در ایران توسط دانشجوهای ایرانی آغاز می شود. 4 نوامبر 1979 است و دنیا در شُرُفِ تغییر و دگرگونی ست. ابتدا تعدادی از دانشجوها و مردم عادی از روی دیوار وارد سفارت می شوند، و پس از آن، هنگامی که درها گشوده می شوند تجمع کنندگان به یکباره به درون ساختمان سفارت سرازیر می شوند. از اینجا به بعد است که کارمندان و دیپلمات های سفارت با عجله شروع به ریز کرد و آتش زدن اطلاعات و اسناد مهم می کنند. در این میان شش نفر از اعضای سفارت شامل باب آندرس (تیت دوناوان)، لی شاتز (روری کوکران)، مارک و کورا لیجک (کریستوفر دنهام و سلی دووال) و جو کتی استافورد (اسکوت مک نایری و کِری بیش) فرار کرده و در اقامتگاه سفیر کانادا، کن تایلور (ویکتور گاربر) به مدت 90 روز مخفی می شوند.

وزارت امور خارجه به کمک سازمان سیا تصمیم می گیرد تا یک ماموریت نجات ترتیب دهد. از اواسط ژانویه نگرانی ها افزایش می یابد، این که اگر دیپلمات ها مخفیانه از ایران خارج نشوند احتمال اعدام یا تیرباران آنها به جرم جاسوسی زیاد خواهد بود. دولت کانادا هم نگران امنیت سفیر خود و کارکنان سفارت است و همین فشار را بر دولت آمریکا افزایش داده است. رئیس سازمان سیا، جک اودانِل (برایان کرانستون) مامور ویژه خود، تونی مندز (بن افلک) را احظار می کند. او متخصص خارج کردن افراد از خاک دشمن است و باید برنامه ای برای خارج کردن شش آمریکایی از ایران طراحی کند. مشکل اینجاست که هیچ دلیل قانع کننده ای برای این که شش آمریکایی در تهران با آن شرایط و فضای سیاسی پرسه بزنند وجود ندارد. نقشه مندز جسورانه و متهورانه است. او با کمک چهره پرداز هالیوود، جان چمبرز (جان گودمن) و لستر سیگلِ تهیه کننده (آلن آرکین) یک شرکت فیلمسازی جعلی برای ساخت یک فیلم علمی-تخیلی ارزان قیمت به نام «آرگو» برای پوشش دادن آمریکایی هایی که در تهران به دام افتاده اند، تاسیس می کند. تونی امیدوار است که بتواند شش آمریکایی را از گیت امنیتی فرودگاه عبور دهد و با پرواز سوئیس از ایران خارج کند.: آنها ابتدا باید برای طبیعی جلوه دادن فیلمسازی شان، برای انتخاب لوکیشن به مکان های واقعی در تهران بروند. اما آنچه که بر روی کاغذ محتمل و آسان به نظر می رسد در عمل شانس موفقیت بسیار کمی دارد.



سبک قدم به قدم و زنده ی افلک در کارگردانی باعث شده تا «آرگو» کوتاه تر از زمان 120 دقیقه ای خود به نظر برسد. فیلم به خودیِ خود و بدون متوسل شدن به تکنیک های استاندارد و اغلب کلیشه ای تریلرهای جاسوسی، هیجان انگیز به نظر می رسد. در طول فیلم از شلیک گلوله، دعوا و بزن بزن یا انفجار خبری نیست. تمام تعلیق و هیجان فیلم فقط با این فکر که اگر شخصیت ها گرفتار شوند چه اتفاقی خواهد افتاد، شکل گرفته است. احساس خطر در تمامی لحظات فیلم موج می زند. افلک با کات های گاه و بی گاه خود به هالیوود یعنی جایی که چامبرز و سیگل هم به شدت دچار نگرانی و اضطراب هستند در تنش و هیجان فیلم وقفه هایی ایجاد می کند.



افلک در بیشتر صحنه های فیلم از بازیگران ناشناخته استفاده کرده است. از آنجایی فیلم بر اساس واقعیت است این کار او خوب جواب داده. افلک با آن موهای بلند، ژولیده و پرپشت و آن ریش ها، تقریبا غیرقابل تشخیص است. او رفتاری مشکوک دارد و آدم مرموزی به نظر می رسد، شخصیت اش احساسات کمی از خود بروز می دهد. اگر شخصی با هوش، زیرکی و درایت کمتر به این ماموریت فرستاده می شد احتمالا تحت تاثیر شرایط قرار می گرفت و همه چیز خراب می شد. همه بازیگران نقش مکمل عالی هستند. برایان کرانستون در نقش رئیس سازمان سیا صحنه های فوق العاده ای را رقم می زند. اجرای دو نفره گودمن و آرکین هم این فکر را به ذهن متبادر می کند که شاید آنها پیش از این تجربه بازی های زیادی در مقابل یکدیگر داشته اند.



اما درجه داده شده به فیلم از سوی انجمن سینمایی آمریکا (انجمن تصاویر متحرک آمریکا): «آرگو» فقط به این دلیل درجه R گرفته که در طول فیلم به دفعات و مثل یک تکیه کلام از واژه ی "لعنتی" استفاده شده است. گذشته از آن که «آرگو» فیلم متعادلی ست و نسبتا هیچ ناسزا و اهانتی در آن وجود ندارد در آن هم هیچ چیز نامناسبی برای نوجوانان وجود ندارد. اما به دلیل دیدگاه کهنه و منسوخ انجمن سینمایی آمریکا هر فرد زیر 17 سال که قصد تماشای «آرگو» را دارد، بهتر است بلیت فیلم دیگری را خریده و دزدکی وارد سینماهای نمایش دهنده «آرگو» شود. اقدام سازندگان «آرگو» که برای گرفتن درجه PG13 کوتاه نیامده و سازش نکردند. و شرم و ننگ باد باد بر انجمن سینمایی آمریکا به شدت سختگیر و غیرقابل انعطاف است.



«آرگو» داستان قانع کننده ای دارد که تماشاگران را بر روی صندلی هایشان میخکوب می کند و البته چیزهای خوبی هم برای نشان دادن به آنها دارد. داستان فیلم بر اساس اتفاقات واقعی ست. کارگردانیِ تحسین برانگیزی دارد و در آن از مجموعه ای از بازیگران با استعداد، ماهر و دارای سبکِ خاص استفاده شده است، و در بازسازی آن دوره تاریخی تقریبا بی عیب و نقص عمل کرده است. فیلم های زیادی درباره دهه ی 70 و 80 ساخته شده است اما تنها تعداد کمی از آنها هستند که با چنین و قدرت و مهارتی ما را با خود همراه می کنند. در واقع «آرگو» یک فیلم خوب است. و حتی بیشتر از آن، یک فیلم خوش ساخت و هوشمندانه خوب است، تا اندازه ای که احساس می کنیم در حال تماشای یکی از آن فیلم های خوب جشن ها و مراسم سینمایی آخر سال هستیم.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

پیمان طهماسبی
  •  3
  • |
  •  7
  • |

    اون مقدمه و نریشن احمقانه ابتدای فیلم کاملا نشانگر سطح فیلم و میزان شعور آگاهی سازندگان فیلم هست. بدون هیچ تعصبی فیلم رو جزو یکی از بدترین و ضعیف ترین فیلم های این ژانر می دونم. چرا که معتقدم یک فیلم تنها ساختار و تکنیک قوی نیست که اون رو ماندگار میکنه بلکه محتوای فیلم هم خیلی مهمه. این که بن افلک هیچ شناختی از موضوع فیلمش به لحاظ تاریخی نداشته فقط خواسته یک فیلم تریلر اکشن سیاسی بسازه اصلا برام قابل درک نیست. دیدیم که بن افلک بعد از ساخت دو فیلم خوب با این فیلم به یک باره تبدیل به یک بنجل ساز درجه سه شد.

    ناصر علیزاده
    •  6
    • |
    •  9
    • |

      آمریکایی ها فیلم ضد ایرانی میشازن میشه «آرگو» ایرانی های فیلم ضدآمریکایی میسازن میشه «طوفان شن». خداییش کجای این سینما و این فیلم های قابل مقایسه کردنه؟!!

      پرنسس گیس بریده
      •  4
      • |
      •  12
      • |

        بدون در نظر گرفتن موضوع فیلم، «آرگو» یک فیلم بسیار خوش ساخت و جذاب هست. در واقع یک کلاس درسی هست برای فیلمسازان وطنی.