فقط در حد یک فیلم متوسط

پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۱۱

  • نویسنده : ریجارد کورلیس
  • |
  • ترجمه : سمیرا توکلی
  • |
  • منبع : تایم

منبع فیلمنامه کریس تریو برای به تصویر کشیدن «آرگو» یک واقعه مشهور است – قاچاق 6 کارمند سفارت ایالات متحده به خارج از ایران که نزد سفیر کانادا مخفی شده ­اند- کسی که صداقتش را اغلب نمی دانستند. سفیر کانادا کن تایلور (ویکتور گاربر) مجوز برای فرار گروگان ها را فراهم کرد، اما برنامه ریز واقعی یک مامور سازمان سیا به نام تونی مندز (افلک) بود. کسی که نقشه جسورانه ­اش در هالیوود به بار نشسته است. در واقع این چیزی بود که بعدها به عنوان شیرین کاری کانادایی مشهور شد. مندز نظریه شکل دهی 6 آمریکایی به عنوان اعضای هالیوودی در فیلمبرداری از یک لوکیشن فانتزی و علمی-تخیلی در ایران را داشت. او جان چمبرز (جان گودمن)، یک گریمور و طراح چهره پردازی و برنده جایزه اسکار برای «سیاره میمون ها» را به منظور به وجود آوردن طرح خطوط داستان، شخصیت ها، استوری بوردها و پوسترها برای حماسه فرضی، استخدام کرد. عبارت رمزی آنها برای رد گم کردن این بود: "آرگو لعنت به تو"!



مامور مخفی نقشه داشت به تهران بیاید، پاسپورت های تقلبی برای آمریکایی ها بگیرد، آنها را در نقش هایشان به عنوان کارگردان، طراح صحنه، فیلمبردار و غیره آموزش دهد، آنها را برای یک پرواز امن و ناشناس به فرودگاه ببرد و امیدوار است که ایرانی ها از نقشه آگاه نشوند تا مبادا فراری ها را دستگیر و در یک میدان در انظار عمومی دار بزنند. زمانی مافوق مندز در سیا جک اودانل (برایان کرانستون) به او می­ گوید: "همه کشور نظاره گر ما هستند. فقط خودشان نمی دانند." و هزینه شکست تلی از شرم برای شیطان بزرگ است. "هیچ جایزه ­ای وجود ندارد"، اودانل تذکر می دهد که برای اغلب دستاوردهای مهم اینطور است".

نقشه یادآور فیلم «سگ را بجنبان» (بری لوینسون -1997) است. این طنز سیاسی در مورد یک تهیه کننده هالیوود است که یک جنگ ساختگی راه می ­اندازد تا توجهات را از رسوایی رییس جمهور منحرف کند، اما نتیجه عکس می ­شود. هر دو فیلم این نکته را مثل پتک بر سر کشور می کوبند که مقامات دولتی، از فیلمسازان چیزی کم ندارند، و در کار داستان سرایی، قصه ساختن و دروغ آفرینی با باورپذیری و فریبندگی کافی، به منظور متقاعد کردن عموم به واقعی بودن آنها هستند. تلاش «آرگو» که تقریبا در فیلم های مدرن ایالات متحده بی همتاست، این است که دروغگویان سیا آدم های خوبی هستند. آنها سعی می کنند زندگی آدم ها را نجات دهند، نه این که همه پرهیزگاران را فاسد کنند یا بهترین شان را، اغلب جاسوس های پایبند اصول را بکشند.



هر فیلم با موضوع فرار یک نقطه اوج دارد که همان التهاب درونی است، با ساعتی که تیک تاک کنان به سمت نیمه شب روز حساب پیش می رود زمانی که قهرمانان زیرزمینی به آزادی نزدیک می شوند نیروهایی با قدرت شیطانی آنها را احاطه کرده­ اند. «آرگو» به اندازه کافی از اینها دارد: بچه مدرسه­ ای­ های ایرانی در حال سر هم کردن مدارک ریز شده سفارت ایالات متحده هستند که هویت فراری ها را آشکار خواهد کرد، تماس های تلفنی بسیار مهمی که چهار، پنج یا شش زنگ می ­خورد تا جواب داده شوند، تنش را افزایش می دهند، نگاه های خیره و مشکوک از طرف پلیس ایران در تهران و در فرودگاه. یک پیشرفت کوچک، یک تهدید بزرگ: این رقص مرگ و زندگی است.

«آرگو» شمع وحشت را در هر بیننده ­ای روشن می کند اما آن فقط یک حس تشویش شبیه تعلیق در آثار آلفرد هیچکاک و مقلدان بی شمارش است. افلک هیچ چیز جدیدی اضافه نمی کند و حس تند و تیز مکانی در دو فیلم اولش «عزیزم ازدست رفت» (2007) و «شهر» (2010) فیلمبرداری شده در بوستونِ محل زادگاهش را اینجا از دست می دهد. از آنجا که ایرانی ها به خاطر شیرین کاری های هالیوود 2 بار در 33 سال گذشته، گول نخوردند، استانبول با شیرین کاری مضاعف جایگزین تهران می شود. از نظر شاخص های بصری زمانی همانند مجموعه های دهه 70، «مرد یخی» (آریل ورومن-2012) و «شرکتی که از آن محافظت می کنی» (رابرت ردفورد-2012) - هر دو در جشنواره فیلم ونیز قبل از آمدن به تورنتو به نمایش در آمدند-، افلک چند جین از مدل موهای زشت را استفاده می­ کند از آنهایی که مطمئنا زشت ترین موهای دهه در قرن 20ام بودند.



مخاطب هایی که در روی تامسون بودند فیلم را حریصانه سر کشیدند حتی فکر می کردند که فیلم لزوما مهم ترین پیروزی زمان جنگ کانادا را در 60 سال گذشته ربوده است. آنها زمانی که یکی روی سکو پلاکاردی در دست گرفته که "کانادا متشکریم" از شوق فریاد زدند و در انتهای فیلم از افلک و ستارگانش به گرمی استقبال کردند. تعجبی ندارد که فیلم در جمع کردن جمعیت در اینجا (جشنواره تورنتو) موثر واقع شد یا آمریکایی ها در هنگام گشایش رسمی آن در سینما در 12 اکتبر درودهای احساساتی خود را نثار فیلم کنند. اما از لحاظ کیفیت «آرگو» فقط در حد یک فیلم متوسط است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...