- نویسنده : اریک کوهن
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : ایندی وایر
«انتقامجویان: جنگ ابدیت» حاوی دراماتیکترین کلیفهنگر (پایان تعلیقآمیز؛ پایانی که در آن بیننده در شوک فرو میرود و معمولاً منتظر اکران قسمت بعدی مجموعه خواهد بود) از زمان اکران فیلم «جنگ ستارگان: امپراطوری ضربه میزند» (1980) تا به امروز است و هر چیزی که باعث به وجود آمدن همچین فیلمی شده است شبیه به یک ماراتن به نظر میرسد. پس از عرضهی 18 فیلم و تقریبا 10 سالی که از شروع دنیای سینمایی مارول گذشته است و قهرمانان مختلف در داستانهایی مختلف در کنار یکدیگر حضور داشته اند، برادران کارگردان این اثر یعنی آنتونی و جو روسو تقریبا تمامی شخصیتهایی را که از ابتدا در این سری فیلم ها حضور داشته اند را در کنار یکدیگر جمع کرده و آنها را به مقابله با یک نیروی کیهانی و پلید میفرستند. این اثر بسیار از فیلم «انتقام جویان: عصر اولترون» (2015) جمع و جورتر و هماهنگتر است و شلوغی و تعداد زیاد شخصیتهای داخل اثر باعث نشده که فیلم به بیراهه برود و عملاً شبیه به آثار قبلی این سری است که قهرمانان در فیلمهای یکدیگر حضور پیدا میکردند، شبیه به اثری از رابرت آلتمن که با جلوههای ویژه ترکیب شده باشد. «انتقامجویان: جنگ ابدیت» به عنوان یک اثری که دارای ذوق هنری است، نمونهای در فرهنگ عامهی مردم ندارد و به عنوان یک فیلم، مونتاژی خارقالعاده از تمامی فیلمهای ابرقهرمانی ای است که تا کنون دیده ایم، البته قبل از این که ضربهی نهایی را به شما وارد کند.

دنیای سینمایی مارول از زمان اکران اولین فیلم آن یعنی «مرد آهنی» (2008) بسیار شلوغ شده است همانطور که از پوسترهای فیلم «انتقامجویان: جنگ ابدیت» نیز میتوان به این نکته پی برد. انتقامجویان تا کنون به حدی با تهدیدهای مختلف مبارزه کرده اند که فیلم «انتقامجویان: جنگ ابدیت» که اولین فیلم از دوگانهای که قسمت بعدی اش سال آینده میلادی اکران خواهد شد، مجبور است تا این کشتی را به سوی پایانی عالی هدایت کند و به همین دلیل با فشار بسیار زیادی روبهرو خواهد شد. "اینجا آخر خطه" یکی از دیالوگهایی است که یکی از قهرمانان فیلم وقتی که برای اولین بار با خطر اصلی مواجه میشوند فریاد می زند. دربارهی آن خطر میتوان گفت که آن "سرنوشت کیهان است" و اگر هنوز هم کنجکاوید، یکی دیگر از شخصیتها در ادامه اعلام میکند که: "ما به آخر خط رسیدیم".

و واقعا هم همینگونه است؛ به آخر خط رسیده ایم. فرماندهای بیگانه یعنی ثانوس (با بازی جاش برولین، موجودی غولآسا که زیر حجم زیادی از جلوههای ویژه مخفی شده است) در طول فیلمهای مختلف این سری، مشغول جمع کردن سنگهای بسیار قدرتمندی به نام «سنگهای ابدیت» بوده است و آنها را یک به یک به دستکش طلایی و قدرتمند خود متصل میکرده است. او در طول زمان قدرت خود را بسیار افزایش داده است در حالی که هدف اصلی اش، نسلکشیای بیسابقه خواهد بود. او در حال حاضر از همیشه به هدف خود نزدیکتر به نظر میرسد و فیلم «انتقامجویان: جنگ ابدیت» تمامی قهرمانهای دنیا را در کنار یکدیگر جمع میکند تا بتوانند او را متوقف کنند و جلوی به وجود آمدن هولوکاستی دیگر را بگیرند اگرچه به نظر میرسد که قهرمانان هنوز مشکلاتی دارند چرا که یکپارچگی و اتحادی در بین آنها دیده نمیشود و هر کدام مسیر متفاوتی برای مقابله با ثانوس برای خود در در پیش می گیرند. خوشبختانه این مسئله بیش از این که یک گاف محسوب شود، یکی از ویژگیهای مهم این اثر است. با وجود تعداد خیلی زیاد قهرمانها در این داستان، ثانوس از این مسئله به نفع خود و به نحو احسنت استفاده میکند، گویی که همیشه یک قدم از قهرمانهای داستان ما جلوتر است.

تصویری که در نهایت به دست ما رسیده است باعث شده تا با بهترین و بدترین ویژگیهای آثار مارول تا به امروز مواجه شویم. این فیلم ملغمهای از شرایط مختلف و اتفاقات متفاوت است که نتایج دراماتیک بسیار خوبی را برای به پیش بردن داستان به وجود می آورند اما در عین حال همه را در همان زمان حل میکند. «انتقامجویان: جنگ ابدیت» فیلم شلوغی است اما به هیچ وجه به هم ریخته و نامنظم نیست، زمانی که لازم باشد به خوبی سرعت خود را بیشتر میکند اما تمام این کارها با برنامهریزی خواهند بود. در دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم، یعنی دنیای گذار سریع اطلاعات که طرفداران این گونه آثار به شما وعده میدهند که تمامی احتمالات ممکن برای این اثر را فهمیده اند، «انتقامجویان: جنگ ابدیت» به خوبی متعهد شده تا فراتر از انتظارات هر شخص عمل کند. فیلم به حدی سریع و نفسگیر است که به هیچکس اجازه نمیدهد حرکت بعدی آن را حدس بزند حتی با این که این کار باعث شده تا برخی صحنهها شبیه به یکدیگر به نظر برسند.
موج فراگیر «پایان دنیا» این روزها در بسیاری از انواع قصهگوییها پیدا میشود. از «جنگ ستارگان» بگیرید تا «ماتریکس»، هر فرنچایز بزرگی به این نکته نیاز دارد که داستان خود را به گونهای پیش ببرد که در نهایت به رویداد بزرگی که هستی همه را مورد تهدید قرار داده و با خطر انقراض روبهرو کرده است برسد (دنیای قهرمانی دی. سی هم نسخهی مشابه خود از خطری آخرالزمانی همچون «انتقامجویان: جنگ ابدیت» را به نام «بحران در زمینهای بیشمار» دارد) که احتمالا در آیندهای نه چندان دور مسیر خود را به سمت آثار سینمایی این شرکت پیدا خواهد کرد. هر چقدر هم که «انتقامجویان: جنگ ابدیت» برای شما شبیه به نظر برسد، این اثر کار خود را با جمع کردن تمامی قهرمانهای این دنیا در فیلمی سریع و هیجان انگیز به خوبی انجام میدهد.

حتی کوچکترین جزئیات داستانی این اثر هم با شخصیتهای پرتعدادی همراه شده است. در شروع فیلم، ثور (کریس همزورث) و سفینهش توسط ثانوس مورد حمله قرار میگیرند در حالی که برنامهی او برای نابودی کیهان، توجه «نگهبانان کهکشان» را به خود جلب کرده است. ثور به همراه راکت (با صداپیشگی برادلی کوپر) سفینه را ترک میکنند در حالی که خبر برنامههای هولناک ثانوس، دختر او یعنی گامورا (با بازی زوئی سالدانا) را نگران میکند و به همین دلیل او به مقابله با ثانوس میاندیشد هرچند که با مخالفت پیتر کوئیل (کریس پرات) مواجه میشود. در همین حین و در شهر نیویورک، تونی استارک (با بازی رابرت داونی جونیور) با دکتر استرنج (با بازی بندیکت کامبربچ) ملاقات میکند و در حالی که تعدادی از مینیونهای ثانوس وسط شهر فرود می آیند و مبارزه بزرگی را به راه میاندازند، تونی دربارهی برخی قدرتهای ثانوس اطلاعاتی کسب میکند. مرد عنکبوتی جوان محلهی کوئینز (با بازی تام هالند) این آشوب را میبیند و به سمت محل مبارزه می شتابد در حالی که بروس بنر (با بازی مارک رافالو) در گوشهای ایستاده و ناتوان از احظار کردن هیولای درون خود، هالکِ خشمگین است.

جایی در میانهی تمام این دیوانگی، تونی یا همان مرد آهنی، بروس بنر یا هالک را از اتفاقات عنوان «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» آگاه میکند؛ در این فیلم، مرد آهنی و کاپیتان آمریکا (با بازی کریس ایوانز) دربارهی ادامهی راه «انتقام جویان» به مشکل خوردند و مسیر خود را از یکدیگر جدا کردند. بنر میپرسد: "شما از همدیگه جدا شدید؟ مثل یه گروه موسیقی!؟" (لحن طنزی که او به این اثر اضافه کرده بسیار جالب است. برای مثال جایی در ادامهی این عنوان میپرسد که: "مرد مورچهای و مرد عنکبوتی هم وجود دارند؟!". بله، انتقام جویان از یکدیگر جدا شده اند و هر کسی هم که انتظار داشت این گروه در این فیلم دوباره با یکدیگر متحد شوند ناامید خواهد شد. شاید نام این اثر یعنی «انتقام جویان» اشتباه باشد، اما باید منتظر ماند و دید که در فیلم بعدی یعنی فیلمی که در سال 2029 اکران خواهد شد چه اتفاقاتی روی خواهند داد. در عین حال میتوان که این فیلم تلاشی برای متحد کردن این قهرمانها نخواهد کرد و تنها مسیر را برای ثانوس و جست و جوی دیوانهوار او برای یافتن آخرین سنگ ابدیت فراهم خواهد کرد.

بقیه شخصیتهایی که در این فیلم عملاً فرعی محسوب میشوند هم گاه و بیگاه حضور به عمل میرسانند. اسکارلت جادوگر (با بازی الیزابت اولسن) وظیفهی خود در دفاع از معشوق اش یعنی ویژن ( با بازی پل بتانی) را انجام میدهد که دانش و زندگی خود را مدیون یک قطعه سنگ ابدیت است که بر روی پیشانیش نصب شده است. درست در جایی که اسکارلت جادوگر خود را آمادهی مبارزه با دو موجود سایهوار در یک کوچه میکند، کاپیتان آمریکا به همراهی بیوهی سیاه (با بازی اسکارت یوهانسون) وارد صحنه میشوند. آنها به گونهای راه خود را به سوی «واکاند» پیدا میکنند، جایی که پلنگ سیاه (با بازی چادویک بوسمن) و پادشاهی اش و سربازانش خود را آمادهی مبارزهای شجاعانه با سربازان ثانوس از دنیایی دیگر میکنند.
«انتقام جویان: جنگ ابدیت» محل رویدادهای بسیار زیادی دارد؛ از نیویورک گرفته تا فضا، از اسکاتلند گرفته تا فروشگاهی کیهانی که به نام «ناکجاآباد» شناخته میشود. بزرگی دنیای فیلم به اندازهی خودِ ثانوس ترسناک است اما برادران روسو موفق شده اند تا خط داستانی را به گونهای به پیش ببرند که اتفاقات یکتایی خاص خود را در هر صحنه داشته باشند. شخصیتها به صورت مداوم با یکدیگر برخورد خواهند کرد در حالی که هر کدام از قدرتهای خاص خود برای مبارزه بهره میبرند، گاهی هم با یکدیگر درباره اتفاقات اثر و رویدادهایی که در آن به وقوع میپیوندند صحبت میکنند.

تمامی قهرمانان برای یک هدف بزرگ و مهم میجنگند و آن، متوقف کردن ثانوس پیش از این که همه چیز از دست برود است و ثانوس به حدی شخصیت پیچیدهای دارد که فیلم به ندرت تمرکز خود را از دست میدهد. جاش برولین موفق شده تا به این هیولای کیهانی، خلق و خوی آرامِ عجیب و غریبی بدهد، او دیوانهای خندان نیست که مشاعر خود را از دست داده باشد و بیراه نخواهد بود که اگر کسب قدرت تدریجی او را به گونهای استعاره در نظر بگیریم. او در تمامی داستانهای دنیای سینمایی مارول حضور داشته است و در تقریباً تمامیِ آنها، قافیه را باخته است و حال ناگهان قدرتمندتر از هر چیزی است که هر کسی انتظار آن را میکشید. ابرقهرمانها همیشه با تهدیدهای زمان خود روبهرو بوده اند در حالی که مشخص نبوده کدام سمت میدان قویتر از دیگری است اما در «جنگ ابدیت» شاهد اغراق در این مسئله هستیم.

گرچه هنوز هم بخش زیادی از این فیلم، بسیار روتین و تکراری به نظر میرسد. حدود یک ساعت ابتدایی فیلم صرف همان اتفاقات تکراری و روتین دنیای سینمایی مارول میشوند و پس از آن شاهد نبردهای پشت سر هم و بیانتها هستیم البته به نکتهای مهم که در فیلمهای قبلی شاهد آن نبودیم؛ برخی از شخصیتهای اصلی فیلم به واقع دار فانی را وداع میگویند. همینطور که تعداد این مرگهای غیرمنتظره و تاثیر احتمالی آنها بر ادامهی داستان دنیای سینمایی مارول بیشتر میشود، تعداد پیچش داستانی شگفتانگیز از راه میرسند که به ما ثابت میکنند، افراد و نویسندگان خبرهای مشغول کار بر روی این عنوان بوده اند تا احتمالا بسیار دیوانهوار و زیادی برای آن طراحی بکنند. در بدترین حالت میشود گفت که با اتفاقاتی سادیستی در این اثر روبهرو هستیم که برای این طراحی شدهاند تا بینندگان را شوکه کنند.
بازیگران نهایت توان خود را گذاشته اند تا فیلم را در رسیدن به هدفش یاری برسانند؛ رابرت داونی جونیور موفق شده تا به شخصیت تونی استارک جدیت خاصی ببخشد که بیشک دستاورد 10 سالهی او در بازی کردن نقش این ابرقهرمان بوده است در حالی که افرادی مثل همزورث و پرات بار کمدی و طنز فیلم را با به رُخ کشیدن عضلات مردانهی خود به یکدیگر به دوش دارند. تیم بازیگری فیلم «پلنگ سیاه» زمان بسیار کمتری را به نسبت دیگر بازیگران در اختیار دارد که البته با توجه به اکران شگفتانگیز فیلم کمی عجیب به نظر میرسد اگرچه وزن فرهنگیای که این شخصیت در حال حاضر دارد بسیار مهمتر از هر چیزی برای ادامهی این فرنچایز به نظر میرسد.

اینطور که به نظر میرسد، بزرگترین درام داستان مربوط به گامورای سبزپوست میشود که مجبور است با ثانوس مواجه شود و این مسئله سطحی از احساسات را ایجاد میکند که تا کنون در مجموع فیلمهای مارول شاهد آن نبوده ایم. اما هستهی اصلی فیلم بیشک ثانوسِ جاش برولین است. این دستاورد فنی و هنری بزرگ پیچیدگی عجیب خود را در هدفهای ترسناکش به تصویر میکشد بخصوص در صحنههایی که فضای اطراف او شکل عجیبی به خود میگیرند گویی که او در حال حمل کردن "دروازههای جهنم" بر روی دوش خود است.
«انتقام جویان: جنگ ابدیت» به حدی سریع و طولانی (بیش از 2 ساعت و نیم) است که در ظاهر برای بسیار از بینندهها خستهکننده به نظر میرسد. اما در حالی که فیلم بینندگان را مجبور میکند تا اتفاقات بسیاری را مشاهده کنند، کارگردانان این اثر توانستهاند تا این حجم از دیوانگی را به پایانی تعلیقآمیز و شگفتآور برسانند. اینطور که به نظر میرسد، عدم تمایل ثانوس برای تسلیم شدن راه را برای ساخته شده تعداد زیادی فیلم دیگر که برای دههی بعدی برنامهریزی شده اند فراهم کرده است.

باید امیدوار باشیم که این مجموعه فیلم ها ارزش صبر و تلاشی که برای آنها خواهد شد را داشته باشند چرا که مارول اعتماد به نفس بیسابقهای در جذب اعتماد بینندگان به خود داشته است. صحنهی پس از تیتراژ پایانی این اثر را در نظر بگیرید. بینندگان باید فهرست بلندبالایی از مکانها، رانندگان، دستیاران و افراد بخش دپارتمان اداری را تماشا کنند برای این که به چند دقیقه محتوای اضافیتر فیلم دسترسی داشته باشند. این بار اما، پایان فیلم نشان میدهد که بدونتوجه به این که فیلمنامه ی قسمت بعدی این اثر چقدر پیچیده خواهد شد، این نمایش اما همچنان ادامه خواهد داشت.
دیدگاه ها
این فیلم رو تو سینما آزادی به صورت سه بعدی دیدم. با این که قبلش دیده بودم و این نسخه از فیلم هم کیفیت خوبی نداشت ولی تو سینما انگار که بار اول بود داشتم فیلم رو می دیدم. من که مارول رو دنبال می کنم لذت بردم و دوستان همراهم که بار اول بود فیلم های مارول رو می دیدن بسیار لذت بردن.....
این فیلم از هر نظر فوق العاده هست. طولانی هست اما یک لحظه هم احساس خستگی که نکردم هیچ، حتی دوبار هم فیلم رو دیدم.
واقعا دلیل حضور این همه قهرمان و شخصیت رو در این فیلم درک نمیکنم. هالیوود واقغا به روزمرگی و بلاتکلیفی دچار شده.