فَراری

پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۹


پنجاه سال پیش نصرت الله وحدت فیلمی ساخت به نام «ماجرای شب ژانویه» که در آن خودِ وحدت نقش مردی اصفهانی را بازی می کند که در شب ژانویه در تهران با دختر جوانی برخورد می کند و با او همراه می شود تا هم او را به مقصد امنش برساند و هم در طول مسیر، او را در برابر چنگال "گرگ های شهر" محافظت کند. «فِراری» کم و بیش همان خط داستانی را با مایه های روز آمیخته اما با وجود پختگی در اجرا، به دلیل فیلمنامه ی ضعیفش (باز هم ضعفِ فیلمنامه)، رویکرد و آدم هایش تخت و یک بُعدی مانده اند. آنجا وحدت اصفهانی بود و با ته لهجه همیشگی اش و اینجا لهجه قمیِ محسن تنابنده یکی از ارکان شخصیت او شده. آنجا شیلا دختری ارمنی بود به نشانه تفاوت فرهنگی با جمعیت غالب، و اینجا ترلان پروانه در نقش دخنر ساده ی شهرستانی با ته لهجه گیلانی در شهری درندشت و غریب است که البته به جز یک بار، مورد تهدید هیچ گرگی قرار نمی گیرد. خودِ نادر هم که بره ای معصوم است. نادر قرار است مردی چشم و دل پاک باشد که بعد می فهمیم ریشه ی جبهه ای دارد و تنهایی اش می تواند از او شخصیتی پررمز و راز بسازد و ما به تدریج لایه هایی دیگری از وجوه شخصیت او را بشناسیم اما تا پایان همان جوری باقی می ماندکه از اول بوده و با وجود بازی خیلی خوب بازیگر مسلطی چون تنابنده، به دلیل ضعف فیلمنامه در شخصیت پردازی، همچنان در حد کلیشه های آدم های مثبت و یک بُعدی جبهه ای باقی می ماند. از آن بدتر گلنار است که گاهی به نظر می رسد دختری هفت خط و دودره باز است که برندهای عطر و ماشین را از بر است و توی آن بنگاه ماشین فروشی خوب نقشش را بازی می کند اما اغلب در حد یک دختر فَراری سبک سر ابله و گاگول ظاهر می شود. سجاد هم کلیشه ی یکی از تازه به دوران رسیده ها یا مثلا آقازاده های خرپول پورشه سوار است با آن خنده های مصنوعی که انگار برای یک انیمیشن، با مقوا بریده اند و روی زمینه ی داستان چسبانده اند.



تلاش علیرضا داوودنژاد در این دسته از آخرین فیلم هایش، به قول خودش "نزدیک شدن به روح زندگی واقعی" است. او در اجرای «فِراری» مثل همیشه مهارتش را در این زمینه نشان داده اما فیلمنامه ی تک بُعدی – که سیمرغ بلورین فیلمنامه را در جشنواره فجر هم گرفته – اجازه نفوذ به عمق ماجرا را نمی دهد. از حیث کلیشه ای بودن و بی عمقی شخصیت ها می شود همان کلیات یاد شده در سطور بالا را گسترش داد و به توضیح های مفصلی پیرامون شان پرداخت اما به عنوان یک مثال مشخص در این رویکرد کلیشه ای باید به سرنوشت گلنار و چگونگی رقم خوردن آن اشاره کرد. گلنار و سجاد در حالی که جوان خرپول برای خوشایند دخترک ساده دل شهرستانی توی بزرگراه با سرعت زیاد می راند، دچار حادثه می شوند و می میرند. این حادثه مرگبار قرار است اشارتی باشد به فرجام سوداهای خام چنین جوان هایی. اما این گونه نتیجه گیری سهل انگارانه، دم دستی ترین راه حل ممکن برای چنین داستانی و رسیدن به چنین هدفی است. حادثه های مرگبار رانندگی برای هر کسی با هر ماشینی و حتی هر سرعتی می تواند اتفاق بیفتد؛ حتی برای آدم های سر به راه و پاکدل، و پایان عمیق و هنرمندانه و تکان دهنده ای برای چنین داستان و چنین نتیجه ای نیست. البته سکانس انتهایی هوشمندانه و پرایهام فیلم تا حد زیادی ادعاده ی حیثیت می کند اما همچنان این حسرت را باقی می گذارد که چرا از ظرفیت های و قابلیت های این داستان چنان استفاده ای نمی شود که «فِراری»، هم به دغدغه های اجتماعی فیلمساز پاسخ بدهد و هم جزییاتی هنرمندانه تر داشته باشد. داوودنژاد این بار حتی بازیگوشی های فرمی در آثار زندگی وار رئالیستی اش را هم گاهی نابه جا خرج می کند. استفاده از فلاش بک، و بخصوص تصویر شخصیت های فیلم رو به دوربین و توضیح های بی واسطه ی آنها درباره ی گلنار، علاوه بر این که چیزی به دانسته های تماشاگر اضافه نمی کند بلکه از جنس ساختار این فیلم نیست و بیشتر به درد فیلم هایی همچون «کلاس هنرپیشگی» و «روغن مار» می خورد.



با این حال تلاش داوودنژاد در کسب هویتی شخصی در فرم و محتوای فیلم هایش همچنان قابل تحسین است و شکست تجاری «فِراری» با وجود همه ی عناصر جذابش برای تماشاگر عام، موردی قابل مطالعه است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

ناصر علیزاده
  •  1
  • |
  •  3
  • |

    چرا باید یک نفر راننده تاکسی کار و زندگیش رو ول کنه بیوفته دنبال مسخره بازی های یک دختری که اصلا نمیشناسه؟

    سپنتا امیری
    •  1
    • |
    •  3
    • |

      تکلیف ما با آقای داوودنژاد معلوم نیست چیه. یک مدتی فقط فیلم های شخصی و خانوادگی می ساختن حالا ناگهان برگشتن به همون تخصص اصلی و ژانر موردعلاقه شون... ولی با یک داستان پر از ایراد و فیلمنامه ای ضعیف... حالا حتما از دوباره آقای داوودنژاد برمیگرده به ساختن فیلم های دورهمی و خانوادگی....