- نویسنده : پیتر تراورس
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : رولینگ استون
یک سکانس در فیلم «رمپیج» - ساخته شده بر اساس یک بازی کامپیوتری قدیمی - وجود دارد که در آن یک گوریل دورگه با پشتی نقرهای رنگ به نام جورج پرندگان را به سمت دواین جانسون میفرستد. چگونه این گوریل عظیم الجثه دقیقاً میداند که ما به چه چیزی فکر میکردیم؟ ببینید، ما دوست داریم تا جانسون را با بیشترین خوشبینی ممکن، به این دو علت بررسی کنیم: به خاطر بازسازی «جومانجی» (2017) که البته فیلم جذاب و سرگرم کننده ای بود و حتی تمامی آن زد و خوردهایی که در سری فیلم های «سریع و خشمگین» داشت. حتی وقتی فیلمهای او میلنگند («گارد ساحلی»)، هنوز هم این کشتیگیر قدیمی میتواند برای کارگردانان نه چندان کاربلد و جلوههای ویژه ضعیف همچون یک موهبت بزرگ باشد. جای امیدواری زیادی بود تا «رمپیج» هم حکایتاش مثل «سن آندرس» باشد؛ یکی از آن فیلمهای اکشن و بزن بزنِ راک که شاید ارزش خرج کردن یک بلیت سینما را نداشته باشد، ولی وقتی در خانه آن را به صورت آنلاین با یک پیتزا و یک قوطی نوشابه تماشا کنید بتوانید با آن کنار بیایید (کارگردان «سن آندرس» یعنی براد پیتون سکاندار هدایت «رمپیج» هم بوده است و اساسا هر دو فیلم کارگردان یکسانی دارد).

اینجا خیلی خوش شانس نیستیم. «رمپیج»، مثل پیتزایی که سفارش شده پنیر اضافه داشته باشد، جانسون را در مقابل تعدادی از موجودات آلوده به ویروسی که آنها را بزرگ – در واقع، خیلی بزرگ – و به شدت خشمگین میکند، قرار داده است. آیا به این نکته هم اشاره کردیم که به آنها از دی ان ای موجوداتی دیگر هم تزریق شده است؟ این موجودات هیبریدی شامل یک گرگ که میتواند تا ارتفاع زیاد در آسمان جهش کند و یک کروکودیل با 1118 دندان میشود. و اما در مورد راک، او نقش دیویس اوکوی را ایفا میکند، یکی از اعضای سابق نیروهای ویژه ارتش که وقتی خانوادهاش به دست شکارچیان غیرقانونی کشته شدند، یک بچه گوریل را نجات داد. او حالا یک باستان شناس شده که حیوانات را به انسانها ترجیح میدهد. به هر حال وقتی که تا این حد آدم شیطان صفت وجود دارد، چه کسی میتواند او را سرزنش کند؟

در این میان اما بدترین عملکرد مربوط به کلر وایدن (با بازی مالین اکِرمَن) است. کسی که در واقع مسئول آن آزمایشگاهی است که قصد بازی با طبیعت را دارد و از این موجودات به عنوان سلاحهای مرگبار استفاده میکند. او و برادر احمقش، برت (با بازی جیک لِیسی)، در واقع، هیولاهای واقعی این فیلم هستند، مسئلهای که باعث شده این بازیگران تا سر حد مرگ سعی کنند تا به شکلی دیوانهوار در نقش خود فرو بروند. این بیماری البته به اکثر بازیگران دیگر فیلم هم سرایت کرده، ولی در این میان میتوان به جفری دین مورگان – همان نیگن در «مردگان متحرک» – در نقش یک مامور سی آی ای با تیپ و قیافهای شبیه به کابویها اشاره کرد که برای شما لحظات خوبی را به ارمغان خواهد آورد. سخت است که حضور بازیگر نامزد اسکار به خاصر فیلم «مهتاب» یعنی نائومی هریس را در فیلم تشریح کنیم، کسی که زمانی به عنوان یک دانشمند با ویدنها همکاری میکرده ولی حالا به دنبال ازبین بردن آنها است. او برای انجام این کار به دیویس نیاز دارد. البته فیلم او را بیشتر از هریس نیاز دارد تا به جای این مقدمه چینیهای عذاب آور به مخاطبان همان چیزی را ارائه دهد که آنها برای تماشایش پا به سالن سینما گذاشتهاند: راک به جوش و خروش بپردازد و جهشیافتهها به سروکله ی هم بپرند.

و جورج دوستداشتنی اما بیچاره دچار تغییراتی ژنتیکی میشود و سرعت رشد او شتابی خطرناک و غیرقابل کنترل پیدا میکند. این باعث میشود تا گوریل قصه ما حسابی به هم بریزد و در نهایت به سمت جانسون حمله ور شود، مثلا، بگذارید بگوییم منتقدانی که نمیتوانند خاطره نشستن در سالن پخش فیلمهایی چون «حکم» یا «بازگشت مومیایی» را از فراموش کنند.

چه باور کنید و چه باور نکنید، «رمپیج» یک فیلمنامه هم دارد، که به نام چهار نفری است که بهتر بود برای خود نامهای مستعاری انتخاب میکردند تا کسی متوجه نام واقعی آنها نشود. نتیجه آن است که گوریل، گرگ و کروکودیل به سمت شیکاگو میروند و به بالای آسمانخراش (نام فیلم بعدی جانسون) میرسند و از آنجا کاری که کینگ کونگ با شهر کرد و کاری که زلزله با «سن آندرس» کرد را دوباره تکرار میکنند. آیا شما حس میکنید که جانسون مدام از یک داستان، با تغییراتی ریز و اندک برای فیلمهایش استفاده میکند؟ دیدن عضلات جانسون و تکان خوردن بدن تنومندش در طول سکانسهای اکشن، به همراه جلوههای ویژه بصری مناسب، احتمالا برای طرفداران کافی است. ولی این یکی قطعا از آن آثار نازل قهرمان دوست داشتنی است. همچنین در زمینه نقش آفرینی او مبارزه را در برابر یک گوریل که دوست نداشتنش خیلی سخت است میبازد، گوریلی که به لطف نقش آفرینی و موشن کپچر جادویی جیسون لایلز فوق العاده است. ساده است که به خاطر جورج میخکوب شد. این فیلم به هر حال ارزش نشان دادن یک انگشت [به نشانه مثبت یا منفی بودن تجربه دیدنِ آن] را دارد.
دیدگاه ها
جلوه های ویژه خیلی خوبی داره. دواین جانسون هم همیشه خوبه.
کاش دواین جانسون این همه خودش رو دست کم نگیره. همین "رمپیج" هرجاش که دواین جانسون حضور نداره تحمل کردنش سخت میشه.