«تارزان» با چند پیچ و تاب هالیوودی

یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۷


باعث تعجب است که در این دوره و زمانه آیا همچنان در سینما جایی برای تارزان 104 ساله وجود دارد یا نه؟ برای مرتبط کردن بیشتر شخصیت تارزان به مخاطب مدرن، فیلمنامه نویسان آدام کوزاد، کریگ برووِر، همراه با کارگردان دیوید یتس (کسی که کارگردان چهار فیلم آخر «هری پاتر» بود)، دوباره شخصیت ابر قهرمانه ی تارزان را در قرن نوزدهم بدون دست زدن به پیش زمینه های اصلی و حقیقی ادگار رایس بورگس بازسازی کرده اند. «افسانه تارزان» یک ماجراجویی اصیل است. این داستانی درباره اصالت و خواستگاه تارزان نیست، بلکه تنها هر از گاهی فلاش بک هایی در خلال فیلم برای بازگو کردن تاریخچه ی شخصیت اصلی در فیلم گنجانده شده است.



الکساندر اسکورشگورد با بدنی کاملا عضلانی و آماده نقش تارزان را همراه با کمی هوش و ذکاوت بیشتری نسبت به جانی ویسمولر یا مایلز اوکیف بازی می کند. هنر نمایی اسکورشگورد همراه با هوش، ذکاوت، قدرت و استقامت است. همچنین، جینِ این فیلم (مارگوت رابی، یک بار دیگر شاهد استفاده فوق العاده وی از لهجه ی آمریکایی اش هستیم) تحت تاثیر از احساسات قرن بیست و یکمی قرار ندارد، او به مانند بیشتر زنان آن دوران حساس، رُک و صریح است، ولی با این تفاوت که اعمالش مانند زنی پریشان سنتی به نظر نمی رسد. ساموئل ال. جکسون در نقش جورج واشنگتن ویلیامز، شخصی مطیع تارزان را بازی می کند، تقریبا به همان شکلی که ساموئل ال. جکسون تمامی نقش هایش را بازی می کند. و کریستوف والتسِ برنده ی اسکار، نقش منفی کاپیتان رام را بازی می کند، که بیشتر نیشخندها و رفتارهای شیطانی اش را مانند نقشش در فیلم «اسپکتر» (از سری فیلم های 007) انجام می دهد.



بعد از این که در مقدمه ی فیلم دلیل این که چرا "رام" می خواهد تارزان را گیر بیاندازد نشان داده می شود، فیلم یک نیمچه دلیلی را برای این که چرا جان کلیتون یا همان تارزان می خواهد شهر را ترک کرده و به سرزمینی که در آن بزرگ شده است برگردد، را هم نشان می دهد. جین، که راضی نمی شود شوهرش به تنهایی از بودن در طبیعت بکر لذت ببرد، تصمیم بر این می گیرد که او را همراهی کند. همچنین در طول مسیر به ویلیامز آمریکایی بر می خورند، که نماینده رییس جمهور بنجامین هریسون است، کسی که بر این باور است که پادشاه بلژیک به دنبال گسترش برده داری را در کشور آفریقایی کنگو است. کمی بعد از ورودشان، آنها گرفتار می شوند. جین به اسارت درمی آید، و تارزان تقریبا کشته می شود. او تقریبا تمام ادامه ی فیلم را به دنبال جین می رود، گرچه جین به هیچ عنوان به نظر من به زندانی ها نمی خورد چرا که بر صورت "رام" آب دهان می اندازد، در طول صرف شام سعی در فرار از دست او را دارد.



یک نبوغ ظریفی در فیلمنامه این فیلم وجود دارد که به تعقیب و گریزها، صحنه های مبارزه، و فعل و انفعالات حیوانات، ربطی ندارد. آخرین چیزی که دوباره یک نفر می خواهد دوباره در «افسانه تارزان» ببیند، دوباره به تصویر کشیدن زندگی وحشیانه و به دور از تمدن در داستان اصلی مربوط به دوران کودکی تارزان است. ما بارها شاهد فیلم های بی شمار از کارتون های دیزنی «تارزان» (1999) گرفته تا بازگویی های نیمه برهنه ی «تارزان» (1981) بوده ایم. به هر حال، مشکل برای فیلم جدید تارزان این است که برای بنا نهادن جنبه های شخصیتی و رابطه ای که ما شاید آنها را ندانیم، دانستن داستان اصلی «تارزان» را یک اصل قرار داده است. «افسانه ی تارزان» این مشکل را از طریق مجموعه ای از فلاش بک ها که بازگوی تاریخچه ی شخصیت تارزان است، رفع می کند. آنها ترکیبی یکپارچه را با داستان اصلی ساخته اند.



وقتی زمان بازیافت قهرمانان زمان های گذشته می شود، «افسانه تارزان» کار بسیار بهتری نسبت به فاجعه 2013 «رنجر تنها» انجام داده است. «افسانه تارزان» به هیچ وجه به اندازه «رنجر تنها» وابسته به آتش بازی و جلوه های ویژه نیست. تلفیقی از هر دو به مقداری مناسب در فیلم استفاده شده است. فیلم قدردان اصالت فیلم است و شخصیت ها را جدی می گیرد، ولی در آن کمی شوخی و تفریح وجود دارد (بیشترش از طرف ساموئل ال. جکسون است، کسی که در مواقعی به نظر نقش دنی گلوور را در فیلم «اسلحه مرگبار» بازی می کند: "من برای انجام این کار خیلی پیرم").



فیلمبرداری «افسانه تارزان» بیشتر شامل لانگ شات، شات ها و نماهای بدون کات و وقفه ای که دوربین برای فیلم گرفتن حرکت می کند است. غیرممکن است که بگوییم تمام تاب خوردن ها از روی درختان توسط بدل انجام شده است یا اینها ساخته کامپیوتر است (احتمالا تلفیقی از هر دو) اما همه اینها به طور بسیار هیجان انگیز صورت گرفته است. کار طراحی حیوانات بسیار ماهرانه انجام گرفته است، که مشخص کردن این که کدام حیوان واقعی است (که اگر باشد)، کدام انیمیشنی است، را بسیار سخت و دشوار کرده است. «افسانه ی تارزان» بسیار شبیه «کتاب جنگل» است، گرچه در این فیلم هیچ خرس سخن گویی شروع به آواز خواندن نمی کند.



«افسانه تارزان» ریتم و ضرباهنگ تند و سریعی دارد و این حس را به خوبی به آدم نتقل می کند که واقعا یکی از داستان های بسیار سرگرم کننده ویلیام اس. باروز بر پرده ی سینما در حال نمایش است. این فیلم طوری ساخته شده است که اگر در باکس آفیس پول خوبی درآورد، شاهد دنباله ای از این فیلم خواهیم بود. از همه مهم تر، اگر توسط مردم به گرمی استقبال شود، بر پای خود بدون هیچ کمکی می ایستد، که محتاج هیچ بخشی دیگری برای اثبات وجود خویش ندارد. بر خلاف بسیاری از فیلم های پرخرج ناامیدکننده این سالها، این فیلم تخیلی و فانتزیِ سرگرم کننده ی خوبی است که ارزش دیدن دارد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اشکان آتشکار
  •  1
  • |
  •  2
  • |

    بازیگران فیلم تقریبا همگی بی نقص هستند و بازی های خوبی ارائه داده اند. فیلم کارگردانی بی نقصی داره و در مجموع فیلم خوش ساخت جذابی هست و جلوه های ویژه ی فوق العاده ای داره. اما با همه این احوال یک چیز توی ذوق می زنه و اون هم داستان تکراری و قابل پیش بینی فیلم هست. و در نهایت این که یک داستان و فیلمنامه ضعیف می تونه تمام زحمات و تلاش های یک گروه حرفه ای و کاربلد رو بر باد بده؛ اتفاقی که در "اقسانه تارزان" افتاده. و چقدر هم باعث افسوس هست.

    پیمان طهماسبی
    •  1
    • |
    •  6
    • |

      داستان های اساطیری مثل "تارزان" رو صرفا فقط با تکیه بر جلوه های ویژه نمی توان در این دوره و زمانه بازسازی کرد و انتظار موفقیت آنچنانی هم از فیلم داشت. داستان و فیلمنامه خیلی مهمه که در این فیلم یک نقطه ضعف به حساب میاد.