- نویسنده : دیوید فیِر
- |
- ترجمه : سارا جوادی
- |
- منبع : رولینک استون
آیا قنداق بچه در قد و اندازههای یک فیل داریم؟! نه، پس مسلما «بچه رئیس» دربارهی دونالد ترامپ نیست. نه تام مکگراثِ کارگردان، نه مایکل مککالِرزِ فیلمنامه نویس، و نه هیچکدام از مسئولین کمپانی فاکس یا دریمورکز این ادعا را تایید نکرده. بهتر است بگوییم که این اقتباس از کتاب مارلا فارزی نوشته شده در سال 2010 و مناسب برای کودکان، خیلی قبلتر از سر کار آمدن دولت فعلی آمریکا تدارک دیده شده بود. اما نکتهای که ذهن مخاطبان را به سمت این نتیجهگیری سوق داده، صداپیشگی این شخصیت جبار و ستمگر کوچک توسط آلک بالدوین است. بالدوینی که ید طولایی در تقلید و استهزای رئیسجمهور فعلی دارد؛ آن هم در انیمیشنی که نوزادی آراسته به کت و شلوار دارای چنین شخصیت عجیبی است! البته باید اذعان کرد که تفاوتهایی میان این دو وجود دارد. بچه رئیس بالدوین هیچکدام از بچههای نژاد دیگر را دیپورت نمیکند و البته رهبری خودساخته است.

به هرحال، متاسفانه یا خوشبختانه، این انیمیشن در باب تمسخر ترامپ نیست. ممکن است تماشاگران در جستجوی اعتراضی نهفته به ترامپ در متن داستان و در پس شوخیهای انیمیشن باشند، اما شاید نزدیکترین نکته به هدف آنها همان اظهار زیرمتنی در آهنگ بلکبرد از گروه «بیتلز» باشد که به عنوان موسیقی متن اثر، در قالب یک لالایی استفاده شده. «بچه رئیس» را میتوان آش شله قلمکار بیضرری دانست که به کاراکتر ریزه میزهی خود که با آن بند جوراب و پیراهن آویزانش دائما در حال فریاد زدن است اتکا کرده. شاید آنهایی جذب این فیلم شوند که انیمیشنهای سینمایی را چیزی جز یک پرستار بچهی تصویری نمیدانند تا برای مدتی هم شده کودکان شان را ساکت نگه دارد!

پس هرجور که حساب کنیم در خوش بینانهترین حالت، میتوان بالدوین را در قامت یک هیولای خیالی تصور کرد که از جانب یک رئیس والاستریتِ مینیاتوری و کوچک سخن میگوید؛ بچهای که به اقتضای فرآیند طبیعی خط مونتاژ بچهسازی، خصوصیاتی قدرتطلب و مدیرانه دارد. او به عنوان برادر تازه متولدشدهی تیم (مایلز باکشی) به زمین فرستاده شده؛ تیم پسری هفت ساله است که از کمتوجهی والدینش به او به دلیل اضافه شدن این عضو جدید به خانواده ناراضی است. البته همهی اینها دلیل دارد، مجموعهای به نام «Puppycorp» در صدد به راه انداختن تجارتی بر مبنای بامزگیست و تنها رئیس میتواند سلسله مراتب این بامزگی و جذابیت را دستنخورده باقی نگه دارد. اما چه کسی را میخواهند فریب دهند؟ کاملا مشخص است این وسیله دستاویزیست برای آقای بازیگر تا بهترین تکه کلامهای خود در سریال «30 راک» را تکرار و سخنان زیرکانهی یک مسئول را از دهان کودکان بازگو کند (در طول داستان، آرزو میکنید که بر حسب اتفاق میوهای زرد رنگ از خانوادهی مرکبات به دست این بچه برسد و او فریاد بزند: "خدای من، لیمو!").

و تنها همین شوخی برای سر پا نگهداشتن یک فیلم سینمایی کافی نیست. نمیشود که هر چه به ذهنت میرسد در داستان بگنجانی به امید این که یکی از آنها بر مخاطب تاثیر بگذارد. در نتیجه میتوان گفت «بچه رئیس» آمیزهای از عناصر متفاوت و ناهمگون است که هر دقیقه به سمت بیننده پرتاب میشوند. به عناون محصولی از دریمورکز که غالبا نشان داده از انیمیشنهای دیگر تاثیر میپذیرد، میتوانید چندین صحنهی فانتزی «داستان اسباببازی»گونه، شباهتهایی به کارهای گندی تارتاکوفسکی (سازندهی «هتل ترانسیلوانیا») و تعدادی صحنهی دیوانهوار در انیمیشن بیابید. ارجاعاتی هم به فرهنگ عامه در اثر دیده میشود که بعضا واضح و بعضا قدیمی و از مُد افتاده هستند. مثل ارجاع به سریال دههی هفتاد S.W.A.T. و یکی از نکات کلیدی داستان، ارجاعی به هواداران الویس پریسلی.

به هرحال، متاسفانه یا خوشبختانه، این انیمیشن در باب تمسخر ترامپ نیست. ممکن است تماشاگران در جستجوی اعتراضی نهفته به ترامپ در متن داستان و در پس شوخیهای انیمیشن باشند، اما شاید نزدیکترین نکته به هدف آنها همان اظهار زیرمتنی در آهنگ بلکبرد از گروه «بیتلز» باشد که به عنوان موسیقی متن اثر، در قالب یک لالایی استفاده شده. «بچه رئیس» را میتوان آش شله قلمکار بیضرری دانست که به کاراکتر ریزه میزهی خود که با آن بند جوراب و پیراهن آویزانش دائما در حال فریاد زدن است اتکا کرده. شاید آنهایی جذب این فیلم شوند که انیمیشنهای سینمایی را چیزی جز یک پرستار بچهی تصویری نمیدانند تا برای مدتی هم شده کودکان شان را ساکت نگه دارد!

پس هرجور که حساب کنیم در خوش بینانهترین حالت، میتوان بالدوین را در قامت یک هیولای خیالی تصور کرد که از جانب یک رئیس والاستریتِ مینیاتوری و کوچک سخن میگوید؛ بچهای که به اقتضای فرآیند طبیعی خط مونتاژ بچهسازی، خصوصیاتی قدرتطلب و مدیرانه دارد. او به عنوان برادر تازه متولدشدهی تیم (مایلز باکشی) به زمین فرستاده شده؛ تیم پسری هفت ساله است که از کمتوجهی والدینش به او به دلیل اضافه شدن این عضو جدید به خانواده ناراضی است. البته همهی اینها دلیل دارد، مجموعهای به نام «Puppycorp» در صدد به راه انداختن تجارتی بر مبنای بامزگیست و تنها رئیس میتواند سلسله مراتب این بامزگی و جذابیت را دستنخورده باقی نگه دارد. اما چه کسی را میخواهند فریب دهند؟ کاملا مشخص است این وسیله دستاویزیست برای آقای بازیگر تا بهترین تکه کلامهای خود در سریال «30 راک» را تکرار و سخنان زیرکانهی یک مسئول را از دهان کودکان بازگو کند (در طول داستان، آرزو میکنید که بر حسب اتفاق میوهای زرد رنگ از خانوادهی مرکبات به دست این بچه برسد و او فریاد بزند: "خدای من، لیمو!").

و تنها همین شوخی برای سر پا نگهداشتن یک فیلم سینمایی کافی نیست. نمیشود که هر چه به ذهنت میرسد در داستان بگنجانی به امید این که یکی از آنها بر مخاطب تاثیر بگذارد. در نتیجه میتوان گفت «بچه رئیس» آمیزهای از عناصر متفاوت و ناهمگون است که هر دقیقه به سمت بیننده پرتاب میشوند. به عناون محصولی از دریمورکز که غالبا نشان داده از انیمیشنهای دیگر تاثیر میپذیرد، میتوانید چندین صحنهی فانتزی «داستان اسباببازی»گونه، شباهتهایی به کارهای گندی تارتاکوفسکی (سازندهی «هتل ترانسیلوانیا») و تعدادی صحنهی دیوانهوار در انیمیشن بیابید. ارجاعاتی هم به فرهنگ عامه در اثر دیده میشود که بعضا واضح و بعضا قدیمی و از مُد افتاده هستند. مثل ارجاع به سریال دههی هفتاد S.W.A.T. و یکی از نکات کلیدی داستان، ارجاعی به هواداران الویس پریسلی.
منبع :
فیلم نگاه
دیدگاه ها
چطور قصد دست انداختن ترامپ رو نداشتن؟ اصلا یک سری حرکات و رفتارها بخصوص لحن لب زدن و صحبت کردن بچه رییس عین خودِ ترامپ هست. دیگه روشن تر و واضح تر!!!!
چی بود!!! بیشتر به درد بچه های کودکستانی میخوره. این که تو برنامه عمو پورنگ نشونش بدن.
مهم اینه که من خوشم امد و "بچه رییس" رو دوست داشتم.
انیمیشن باکیفیت و خوبی بود. خیلی قشنگ و ماهرانه حسادت ها و خیال پردازی های یک پسربچه نسبت به دداش کوچیکه خودش رو نشون داده.
منتقدها فقط بلدن زیرآب انیمشن ها رو بزنن. من که فیلم رو دوست داشتم. فیلم خوبی بود.