تصاویری صریح و بیرحمانه از یک جنگ مبهم

سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۲

  • نویسنده : مایکل اس. پالمر
  • |
  • ترجمه : راضیه خضری
  • |
  • منبع : فیلم دیجسِت

خارج شدن سربازان بریتانیایی از منطقه دانکرک واقع در شمال فرانسه چنان توام با آشوب و حس های تلخ و تند و واقعی است که نمی توان از تأثیرگذاری محسوس آن روی اذهان هر یک از بینندگان سخن نگفت. ابعاد بزرگ فیلم «دانکرک» در اندازه های «آواتار» اثر فضایی مشهور سال 2009 جیمز کامرون است و نوعی اطمینان به سرنوشت و موفقیت این فیلم و موضوع آن از همان زمان تهیه و شروع پخش آن وجود داشته است. سرزمین فراروی بینندگان سرشار از تحرک و اتفاقات بزرگ و بی رحمانه و حالات "آخر الزمانی" و فاجعه وار است و سربازان از هراس شکست لبریز و اشباع شده اند و در فضایی کاملاً مردانه و تند و جنگی هیچ اثری از زنان هم حس و مشاهده نمی شود. موسیقی متن نیز که کار هانس زیمر سازنده موزیک متن اکثر کارهای نولان است، کاملاً همسو با داستان می نماید و بینندگان را آماده خلق هر حادثه ای شامل انفجارها و مرگ و میرهای وسیع و وحشت برخاسته از آن و در مسیر اموری قرار می دهد که سالها پیش هم واقعاً در منطقه دانکرک فرانسه خلق شد.


آیا هیتلر اشتباه کرد؟
هنوز درباره آنچه واقعاً در دانکرک و در تقابل ارتش های انگلیس و آلمان روی داد، فرضیه ها و توضیحات مختلف و متضاد عرضه می شود و ابهام همچنان برقرار است. عده ای می پرسند آیا محاسبه غلط افسران ارشد آدولف هیتلر برای آلمانی های حاضر در منطقه دانکرک فرانسه آنها را با آن وضعیت پیچیده مواجه کرد و یا همین عامل نبود که کمک کرد انگلیسی های محاصره شده راه فراری را بیابند؟ نولان پاسخ صریح این سوال را نمی دهد و فقط رویدادها و رویارویی ها را عمده می کند و نتیجه گیری را به بینندگان می سپرد. پیش از وی نیز در سریال تلویزیونی «ارتش بابا» و فیلم سینمایی سال 1958 لزلی نورمن که آن هم «دانکرک» نام داشت، به این مسائل پرداخته شده بود. تفاوت قضیه در این است که نولان بیش از نیم قرن بعد از آن تجربیات هنری با لحن بسیار جدی تر و خطیرتر از تمام کارهای قبلی و با پرهیز از هر رویکرد ملایمی مسائل دانکرک را با صراحت لهجه به تصویر می کشد و هر چه را که در آنجا روی داده، با ریتم و روالی محکم و با میزان بالایی از دغدغه های مربوطه به نمایش می گذارد.


رودررو با حقیقتی تلخ
نولان بسیار سریع و از همان شروع فیلم ما را با رویدادهای اصلی رودررو می سازد؛ یک سرباز انگلیسی به نام تامی (فیون وایت هد) به سرعت به سمت ساحل می رود و آن هم در شرایطی که آتش مسلسل های سربازان آلمانی در پی او روان است. او با ورود به دانکرک با حقایق تلخِ موجود رودررو می شود. هزاران سرباز بریتانیایی و فرانسوی در شهر و بر کرانه ساحلِ آن معطل مانده اند و پای در شن و گل دارند. اجساد مردگان با شتاب به دل خاک سپرده می شوند و کشتی ای هم در افق دیده نمی شود تا به نجات زنده ها بیاید. تامی در گفتگو با سرباز دیگری (هری استایلز) راه های فرار را جستجو و با او شرایط حاکم را مرور می کند ولی بر فراز سر آنها یک خلبان نیروهای متفقین با نام فاریر (تام هاردی) با پروازهای متهورانه خود نقشی مهم تر از آنها را ایفا می کند زیرا به رغم نداشتن سوخت کافی در آسمان منطقه و دورتر از آن حرکت و جنگنده بمب افکن نازی ها درکیر می شود. یک سرباز کهنه کار نیروی دریایی هم که کنت برانای بریتانیایی ایفاگر نقش اوست، گذارش به سطح زمین می افتد و به گروهی می پیوندد که فرار از دانکرک و کشتن سربازان ارتش متجاوز هیتلر هدف اصلی شان است.


قطع امید
نولان سپس ما را به دل بریتانیا و به یکی از جوامع شهری این کشور می برد تا ما را با کاراکتر آقای داوسون آشنا کند و او با بازی مارک رایلنس مردی است که داوطلبانه به ارتش می پیوندد تا به جبهه جنگ جهانی دوم برود اما در تمرینات نظامی با یک افسر موج گرفته و کم فکر (سیلیان مورفی) روبرو می شود و هر چه بیشتر با آموزش های او روبرو می گردد، فزون تر از فرجام کار خود و کشورش در این جنگ خانمان سوز قطع امید می کند. آنچه این جنگ را برای بینندگان سخت تر و غیرقابل تحمل تر می کند. صراحت لهجه نولان است و حتی دقیقه ای از فیلم نیز عاری از صحنه های ضربه زننده و هشدار دهنده نیست و این امر روی یک پرده عظیم و در سیستم 70 میلی متری تماشاگران را مغلوب عظمت این جنگ می کند. در این ارتباط نمای مربوط به حرکت کشتی مملو از سربازان بریتانیایی در دریای دانکرک در حالی که نیروی هوایی دشمن آنها را از بالا با شدت و حدت می کوبد، از صحنه های بسیار تاثیرگذار فیلم است.


موقعیت بد و زمان نامناسب
انگار این سرنوشت ارتشی است که در یک موقعیت بد و زمان نامناسب به دنبال رسیدن به یک هدف سخت و غیرممکن است. وقتی صبح یکی از روزها به سربازان مستقر بر عرشه یک کشتی کوچک مربا و چای نیمه گرم می دهند انگار بهشت به روی آنها آغوش گشوده است و نولان که پیشتر اکثر کارهایش شامل «یادآوری»، «بی خوابی» و «آغاز» سرشار از وهم بوده و در سه گانه «بتمن» خود نیز در دل فانتزی غرق شده بود، این بار از فرط واقع گرایی در فیلم جدیدش موجب وحشت حتی ناظران آگاه از میزان کارایی سلاح های گرم و مدرن می شود. واقعه دانکرک به خاطر ابعاد وسیع تاثیرگذاری اش روی ملت بریتانیا و تاریخ این کشور هنوز نقش و نگاری محسوس در دفاتر حیات انگلیسی ها دارد و ویژگی مهم فیلم نولان تأکید هر چه بیشتر بر این مهم است، تا آنجا که حتی تصاویر تکان دهنده واقعه دانکرک در فیلم درخشان سال 2007 جو رایت به نام «تاوان» نیز مقابل سکانس های بی رحمانه ی فیلم نولان فقط زنگ تفریح نشان می دهند.
منبع : فیلم نگاه
  • راضیه خضری
  • |
  • پنج شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۲۲
  • |
  • ۰
  • |
  • ۴۹۲
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...