- نویسنده : کیت اِستاسکِویچ
- |
- ترجمه : لیلا رحمان ستایش
- |
- منبع : اینترتینمنت ویکلی
علاقه ی شدیدی که هالیوود در حال حاضر نسبت به بازسازی فیلم هایی با موضوع داستان های پریان از خود نشان می دهد، در مقایسه با یک دهه و اندی بازسازی فیلم های ابر قهرمانی، سابقه ی چندانی ندارد. اما در همین مدت کم این فیلم ها حالتی تکراری، نخ نما و تاریخ مصرف گذشته پیدا کرده اند. جدیدترین فیلمی که بر اساس داستان های محبوب و عامیانه ساخته شده، «هانسل و گرتل: شکارچیان جادوگر» است. این فیلم شاید در بعضی قسمت های خود سرگرم کننده باشد اما معجون مغشوش و درهم و برهمی ست که بیش از حد عجولانه و قابل پیش بینی است و بچه های داستان برادران گریم را به شکل یک خواهر و برادر بزرگسال نشان می دهد که سراپا چرم می پوشند و خود به خود به کماندارانی تبدیل شده اند که جادوگرها را با خشونت به قتل می رسانند. فیلم مدتی در گنجه ی کمپانی سازنده مانده و خاک خورده است و مانند خانه ای شکلاتی که در میان جنگل پیدا کرده باشید، بوی نا و کهنگی می دهد.جرمی رنر با ادا و اصول درآوردن و پوزخند زدن در مسیر خط داستانی فیلم که طبق کتاب پیش می رود، گام برمی دارد. داستان درباره ی تلاش های او و خواهرش است که می خواهند جلوی یک جادوگر قوی و اهریمنی را بگیرند و نگذارند به هدفش که دزدیدن دوازده کودک برای قربانی کردن در مراسم بلک سبت است، دست پیدا کند. با وجود این نکته که تهیه کنندگی فیلم بر عهده ی ویل فرل و آدام مکی است، لحن آن بیش از آن که هوشمندانه باشد، احساساتی و لوس است و اشتباهات تاریخی بسیاری مدام در طول فیلم دیده می شوند،
مانند گوشی های موبایل در فیلم «تایتانیک» (جیمز کامرون-1997). خیلی راحت می شود از همان ابتدا تشخیص داد که این خرده نان هایی که در مسیر داستان وجود دارند، راه به کجا می برند. یک نکته ی غافلگیر کننده! پدر و مادر هانسل و گرتل آنطور نبودند که در وهله ی اول به نظر می رسید. اما کارگردان نروژی فیلم، تامی ویرکولا آنقدر با انرژی و تکاپو همه چیز را پیش می برد که تا حدی خلأ و کمبودهای فیلمنامه را جبران کند. ویرکولا، که فیلم کمدی ترسناک «برف مرده» (2009) درباره ی نازی ها را کارگردانی کرده است، به خشونت کارتون مانند علاقه ی زیادی دارد. جادوگرها روی زمین کشیده می شوند و تکه تکه می شوند، و تعدادی سر هم مانند گوجه فرنگی های آبدار منفجر می شوند. احتمالاً این صحنه ها برای این در فیلم گنجانده شده اند تا از سه بُعدی بودن آن بهره ی بیشتری برده شود. با این وجود آنقدر الوارهای خرد شده و میله های ترک خورده و شاخه های معلق در این بُعدِ سوم گنجانده شده که حس می کنید در بیشتر طول فیلم کسی سر یک دستگاه تراشه سازی را به سمت صورت شما نشانه گرفته است.
برونو بتلهایم روانشناس و تحلیل کننده ی داستان های پریان، یک بار داستان اصلی هانسل و گرتل را از دید روش فرویدی بررسی کرد و به این نتیجه رسید که این داستان به این قصد نوشته شده تا کودکان را در در راه غلبه کردن به علاقه ی دهانی (مربوط به مرحله ی دهانی رشد جنسی در مکتب فروید) یاری کند. «هانسل و گرتل: شکارچیان جادوگر» به هیچ وجه چیزی از این غلبه کردن یاد نگرفته است و با حرص و ولع به علایق کودکانه ی خود نسبت به اکشن های نابخردانه و خشونت بی فکر دندان می زند. در حالی که ممکن است این موضوع در ابتدا کامتان را شیرین کند، اما به تدریج معده تان آنقدر پر می شود که نمی توانید جلوی دل درد گرفتن خود را بگیرید.
دیدگاه ها
سکانس شکار جادوگرها با وجودی که خیلی خشن هست اما خیلی خوب کار شده و خوش ساخته.
فکر نمی کنم سازندگان فیلم هم ادعای ساختن داستان اصل و دست نخورده برادران گریم رو داشتن. این فیلم فقط برای سرگرمی ساخته شده و دیگر هیچ. پس فایده ی این همه غر زدن چیه؟