وقتی خانه مادربزرگ سلاخ خانه می شود

سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۷


دنباله های به دردنخور و بازسازی هایی که از روی فیلم «کشتار با اره برقی در تگزاس» ساخته شده اند، آنقدر راحت فراموش می شوند که اگر از تعداد آنها باخبر شوید، تعجب می کنید. فیلم «اره برقی تگزاس سه بُعدی» ششمین فیلمی است که آبروی شاهکار اصلی که در سال 1974 ساخته شده بود، برده است. این هم یک فیلم دیگر است که در آن تلاش شده تا خون و خونریزی، تعفن، قطع شدن اعضای بدن و ...گنجانده شود. چیزی که نشان دهنده بیچارگی تهیه کنندگان این فیلم است، پیچیده کردن و پیچ و تاب دادن به شخصیت صورت چرمی است. این سلاخِ شیطان صفتی که در پوست انسان رفته است حالا آدم خوب داستان شده است (البته این می تواند اولین پیشرفت در داستان "اره برقی" باشد)!

البته صورت چرمی هم به شکل آدم خوب شروع نمی کند. این بار فولکس واگنی که دختری جذاب و جوان در هر قسمت آن به گشت زنی در تگزاس می پردازند، هیتر میلر نام دارد. آخرین عضو باقی مانده از خاندان سویر (که البته صورت چرمی هم عضو همین خاندان است). هیتر هیچ ذهنیتی در مورد ارث و میراث خود ندارد چرا که او به فرزندخواندگی گرفته شده است. اما مادربزرگش فوت می کند و خانه قدیمی را برای او به ارث میگذارد و به همین دلیل هیتر به تگزاس می رود تا مالکیت خانه را بگیرد. البته که صورت چرمی در زیرزمین خانه مخفی شده است و روزهایش را پشت در آهنی می گذراند و سرش به کار با جعبه سوزن هایش، ابزار آلاتش و کلکسیون استخوان هایش سرگرم است.

وقتی هیتر و دوستانش برای جشن گرفتن به خانه می آیند، صورت چرمی از پناهگاهش بیرون می آید و وحشیگری و خشونتی را آغاز می کند که این قسمت فیلم را به چیزی با عنوان "پرطرفدارترین های اره برقی" تبدیل می کند: مثل آویزان کردن قربانیان به چنگک های آویزان کردن گوشت، بیرون افتادن یک جسد از یخچال مثل جسدی که در تابوت یخ زده است، قطعه قطعه کردن بدن انسان و صورت چرمی تا جایی که جثه تنومندش اجازه می دهد با سرعت به سمت جنگل می دود، در حالی که اره برقی اش در دستش است و یک نور کابوس وار عالی هم در پس زمینه تصویر دیده می شود.

اما اینها همه تشکیلات و ظواهر کار است. هیتر در حالی که کشته شدن و سلاخی شدن دوستانش را یکی یکی تماشا می کند، یک چیز را می فهمد، و ان هم این که در یک روز شوم در اوایل دهه هفتاد میلادی وقتی سالی هاردستی به پشت یک کامیون گذری برای فرار از دست صورت چرمی پرید، خاندان سویر در آن روز خودشان همان قربانیان «کشتار با اره برقی» بودند. انتقامی دسته جمعی توسط نیروهای خودجوش امنیتی از آنها گرفته می شود و خانه شان را آتش می زنند و احتمالاً هر کسی که در آن بوده هم در آتش می سوزد. «اره برقی تگزاس سه بُعدی» ما را به این باور می رساند که مجازات می تواند به بدی خود جنایت باشد، حتی بدتر از آن. (که من را به این فکر می اندازد که از زمانی که فیلمسازان قسمت اصلی را دیده اند، چند وقت می گذرد؟).

به این ترتیب ما منتظریم که صورت چرمی تلافی گذشته را بکند و به دخترخاله اش هیتر بپیوندد. با حسابی که من کردم هیتر باید الان چهل ساله باشد. اما الکساندارا داداریو در این نقش یک دخترک عروسکی با پوستی ظریف و زیباست. یک صحنه خوب سه بُعدی در فیلم وجود دارد که در آن تیغه ی اره برقی در یک نمای کلوز آپ هیجان انگیز از بالای یک تابوت شروع به بریدن می کند و دوربین در پایین تابوت است و آن بالا را نشان می دهد و البته ما هم همان جایی هستیم که دوربین هست. وقتی هیتر را می بینیم که نسبت به فامیل خود یعنی صورت چرمی، دچار حس ترحم و مهربانی می شود، اصلاً نمی توانیم قانع شویم. در صحنه ای که هر دوی آنها بعد از غلبه بر دشمن مشترکشان در آشپزخانه نشسته اند، بزرگ نمایی و اغراق به سر حد نهایت خود می رسد. من دائم منتظر بودم که هیتر مثلاً چنین جمله ای هم بگوید: "خُب, حالا یه آبجو میخوای؟" در این لحظه شاید صورت چرمی هم به کمدی موقعیت خود نیاز داشت یا حتی می توانست یک برنامه کودکانه هم اجرا کند و عروسک های بارنی و المو را با اره اش تکه تکه کند تا نشان دهد که چطور نباید با غریبه ها بازی کنند!

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...